پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٩٩)

بازدید
٤,٠٩٣
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظرفیت:گنجایش. ظرفیت:ژرفیت. ظرف:ژرف.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهن:دان. دانایی. ذهنم را کور نکنید به لری :مخم را نزنید. دان:زان. زبان.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاهی لشکر: سواد اعظم، که به هر انبوهی گفته می شود. در فیلم. در گروه و جمعیت ودر دیگر آورده ها. شلوغی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغان :مهان. نیکان. به روند هزاره ها واژگان نیز جابجا می گردند. و در یافت وپنداشت را از نو می خواهند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاینه: دیدن. پزشک ببیند: پزشک معاینه کند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احتمال عقلی:شاید خردی. شاید اندیشی. احتمال آماری:شاید آماری. توانش آماری.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشامد. خوش آمد:خیر مقدم. قدمت خیر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زحل :زهره به لری زَلَه منی زله سوزه :به زهرهء سبز می ماند. ( کهنسالان سبز را آبی و یا کبود هم می گویند. ) پس زحل فارسی است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفسیر به رای:خودپژوهانه. خود سرانه. خودپیسرانه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پَسانه. جان کشی. شیره کشی:عصاره کشی. در لری عصاره را پسانه گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لا تعد ولاتحصی:بیشمار و بی اندازه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آپایش: مکانیزه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایه و ناپایه:معرب و مبنی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختار :ریختار. رُختار.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوشنگ. هوشنده. هوشندگی:هوش مصنوعی. هوش ساختگی. تاتوان.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نا خدا مَر خدا:لا اله الا الله.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِبُن. سه بانگ :تریبون.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطر:خط آر. در خط.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دِ کِرِّش بی در خطش بود. دکر:در یادش بود؛ذکر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلیان:از قل زدن. مانند غل زدن آب کتری است و هر دو فارسی اند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهاً:احیانا.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکثیر:افزایه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انقباض:بست. #انبساط=باز. قبض و بسط:بست و باز.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خویشانی:نفسانی. خودانی.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوینده:متکلم وحده. گویندگان:متکلم مع الغیر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا دل و فرا دیده. فرا دل ودیده. فراسوی دل ودیده. خود فرا. فرا خود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجاز :جازده=حقیقت:حاق. پایه . ریشه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکجا آباد که از سهروردی است وبه باختر زمین کوچ نمود و به ریخت outopia=out upon , دور است از. در آمد واوتوپی ناماوری جهانی یافت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گراها و گرایشها. گروههاو گرایشها. گروه و گرایش. گرایش و گرایش. گروهش و گراهش. گراهش و گرا و گرای. گرایی وگروی. گراهیان و گرویان.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگیزهء انگیزه که خود ریخته ای. انگیزه بگویدم که انگیخته ای. وین را ز ازل تا به ابد پنداریم. انگیخته و انگیزه که آمیخته ای. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ نگر که خود تمدن سازی است. بنگر تو تمدن را به مردم رازی است. بنگر تو به مردم جاودان باور هست. نیکو نگری هر پایان را آغازی است. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیشی، پیشاپاییز به لری پیشا پاییز:قاصدک.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مژده به سرایندگان؛ گاهی سرودی را سروده ای وپس از چند سال یا چند دهه واژگان یا بیتهایی از آن را دگرش می دهی تا باب منش گردد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار بپردازند. روی آورند. دست به کار شوند. انجام دهند. درست نمایند. درست کنند. در دست گیرند. پای کار بیایند. به کاپردازی. روی آوری. دست به کاری. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشو زرتشت:ایشان زرتشت ( به جای حضرت زرتشت ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

هان وهان تهران. ای پایتخت ایران. ای سر فرازی ایران زمین. به تو ارج و مرج ایران زمین روشن است . تو و فرزندانت که باغ نو نو آوری اند. رازی را باش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزارهء زندگی ببین از کم وبیش. ننگر که تو را چه می رسد از پس وپیش. یزدان تو را بسنده ، بس، از پس وپیش. هرگز ننمایی خویشتن را دل ریش. شهرام ص.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتند که ما هی شاعری می دانیم. تا ما ز روند شاعری درمانیم. ما شعر بگوییم دیگران می خوانند این هم زروند شاعری می خوانیم. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر چند که باشیم و جهان خواهد بود. گویی که نباشیم و جهان نیست نمود. جز آنکه ز پیوند رهایی یابیم. آنجا که زیان نیست دگر باشد سود. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلاله و آلاله و آلاله شوید. با لاله وبالاله و با لاله شوید. تا آنکه سبوی می نابی گردید. از هر چه مگر ناب بود پاله شوید. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل را بنگر به کوی مهر روی نهاد. آیینهء دلبری به هر کوی نهاد. در کوی بهار آرمانشهر ببین . بلبل به ترانه رو به هر سوی نهاد. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چا ر است شوی پیایند سینایی. ۱_چار زبان دیباچهء دانایی. ۲_آزمون تا خویش را آ مایی. ۳_روز جوانی است و خود آرایی. ۴_سرمایه تا که خود راشایی. ص شهر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این چرخ روند خویش را پیموده است. ور نی ز روند خویشتن بیهوده است. هم با هم وهم بی هم روندی داریم. هر هست روند خویش را می بوده است. شهرام. ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه است وروند است و نماد است وبلند است. رمز است و نماد است و نمود است وپسند است. زیر و زبر است نیز تازه است وبلند است . اوج است وفرود است وکمین اس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که زمان چو برق وباد می گذرد. چون گفت و شنود هر چه باد می گذرد. گویند بجاست زندگی بادا باد. با آنکه به راه ورسم باد می گذرد. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرگز به تباهی وار زمان را نسپر. پروندهء بیهودن با خویش نبر. آیینهء زندگی درنگی دارد. بر باد مکن سرمایه را دود نخر. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنجا که سیاسیون شماری دارند. در راه و روند زندگی دشوارند. در کشمکش و تکاپوی تاریخند. خود را چه گزینهء بشر پندارند. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در راه و روند زندگی بس دیدم. هم دیدم و هم خواندم و هم بشنیدم. دیدم که شکست آنچه را بوددروغ. پیروزی راستین را ، اینچنین بگزیدم. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی که گرفتار رهایی هستی. گاهی به رهایی ها گرفتارستی. پیوند میان این دو را راهی هست. آسان و یا سخت بیابی دستی. شهرام ص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گاه جوانی پند خنده است تو را. زیرا دل شاد و سر زنده است تورا. روزی که جوانی ز کفت بربایند. گویی به خدای خود که بنده است تو را. شهرام. ص