پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
راست خانه: امین و صدیق، کسی که با همه کس به صداقت و راستی رفتار کند. با من ای خاصّگان درگه من راست خانه شوید چون ره من دکتر ثروتیان در مورد این واژ ...
برج قوس:خانه مشتری و برج ثور خانه ی زهره است. زهره در ثَور و مشتری در قوس خانه از هر دو گشته چون فردوس ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ...
برج ثور:خانه ی زهره و برج قوس خانه ی مشتری است. زهره در ثَور و مشتری در قوس خانه از هر دو گشته چون فردوس ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
اسدی بودن طالع: در برج پنجم و آتشی بودن طالع است. [ اسدی بود کرده طالع تخت طالعی پایدار و ثابت سخت] معنی: طالع تخت اسدی بود طالعی سخت پایدار و ثاب ...
داستان: پیغام [ گر ایدون که باشید همداستان؛ فرستم به رستم یکی داستان] نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۳۱۸.
شارستان: مرکز و اندرون شهر دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ( ( شارستان میانه و اندرون شهر را می گفته اند و خانه ها و دکان هایی را که بر گرد ارگ ...
دست کوتاه کردن: کنایه ای ایما از فرونهادن رها کردن [ از آن نیز کوته کنم دست خویش زمینی که بخشیده بودند پیش؛] نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، ...
دوختنِ چشم: کنایه ی ایما از پرهیز و دوری از گزند و آسیب [ چو چشم زمانه بدوزم به گنج سَزد گر سپهرم نخواهدبرنج ] دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ...
چشمزد: تلمیح دکتر کزازی واژه ی " چشمزد" را در نوشته های خود به جای " تلمیح" بکار برده است. نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۳ ...
تلمیح:چشمزد دکتر کزازی واژه ی " چشمزد" را در نوشته های خود به جای " تلمیح" بکار برده است. نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۳۱ ...
تاج : ریخت تازی شده ی تاگ tāg است. سرِ تاج: سرِ تاج و سرِ تخت، نمادگونه ی پادشاهی و فرمانروایی است. [ و گر او شود کشته بر دستِ شاه، به توران، نمان ...
گِرْدنشستن: کنایه ی ایماست از چهار زانو نشستن. [ یکی تخت بودی چو تابنده ماه نشسته بر او گرد، کاوس شاه ] دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ( ( ه ...
چهاده: عدد ۱۴. دکتر کزازی در مورد عدد چهارده می نویسد: ( ( چهارده نشانه ی سر آمدگی در شگفتی و برنایی و زیبایی است؛ زیرا زمینه و آستانه ی پانزده سالگ ...
چهر نمودن: کنایه ی ایماست از نواختن و مهربان بودن و توجه داشتن. [ زمین خشکْ شَخّی که گفتی سپهر بدو تا جهان بود، ننمود چهر. ] ( نامه ی باستان ، ج ۳ ...
سرنگون سار : وارونه، واژگونه [ یکی باد برخاستی پر زگرد؛ درفش مرا سرْنگونسار کرد] دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ( ( نگونسار خود بتنهایی در همی ...
یخچال گلی : سازه ای مخروطی شکل که داخل آن گود است در قدیم به جای یخچال استفاده می شده. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
یوغ :وسیله چوبی که چهار ضلع دارد و دور قالب ستون جهت نگهداری قالب عمل میکند. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
یک رگی کردن : چیدن اولین رج دیوارها که این رج عامل تعیین کننده سایر رج های دیوار می باشد . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
هبلکس : یک نوع بتن متخلخل که در ساختمانها قابل استفاده و کاربرد دارد. مزایای آن مقاومت فشاری بالا و وزن پایین ، عایق گرما، سرما، صدا و مقاوم در برابر ...
هرزاب : محل جمع آوری آب های سطحی در کوچه .
هره :اگر آجر را به پهلو در کنار هم بگذاریم هره نامیده میشود. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
هشت گیر لا ریز و لابند دیوار: برای ادامه دادن دیوار در آینده دیوار را به طوری می چینند که در آینده دیوار با قسمت جدید کلاف باشد. ( اصطلاح بنایی و ساخ ...
ورق آکوستیک : ورقی برای عایق بندی صدا در ساختمان . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
هواکش :مجرایی برای هدایت بوهای نا مطبوع. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
ورق روسری:ورق فلزی که در اتصال خر پا روی تیر قرار میگیرد. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
وال پست : کلافی است که در طولهای مشخص برای یکپارچه عمل نمودن دیوار بکار رفته و سبب درگیری دیوار با اسکلت و در نتیجه استحکام دیوار خواهد شد. ( اصطلاح ...
نرمه کشی : لایه نازک از ملات ماسه سیمان یا پودر سنگ و سیمان به ضخامت ۵ میلی متر . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
نور گیر: محلی که برای تامین نور مورد نیاز در ساختمان تعبیه می شود. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
نبش: محل اتصال دیوار که بصورت ۹۰ درجه باشد. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
نشیمن تیر:معمولا ار نبشی در ارتفاع مختلف نشیمن هایی برای اتصال تیر به ستون به کار میرود. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
نعل درگاه : تیر یک پارچه ای از بتن ، چوب ، آهن که در بالای درگاه نصب می شود . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
ناودانی ( U ) : نوعی پروفیل که عمده مصرف آن در ساخت بادبند ، پل ها و … استفاده می شود . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
ملات ساروج : ملات ماسه ، سیمان ، تخم مرغ و سیفال ریز . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
مسنی : ارتفاع طبقه همکف از کف کوچه با خیابان . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
میلگرد انتظار:میلگردی که به اندازه ۵۰ تا۸۰ سانتی متر از پی بیرون می آید. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
میلگرد یکسر گونیا : میلگردی که یک سر آن زاویه ۹۰ درجه است . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
مواد مضاف بتنی : موادی هستند که خاصیت بتن تازه را تغییر می دهند . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
لیکا : بلوک های سیمانی سبک که در آن به جای سنگدانه معمولی از سنگدانه سبک رسی به نام لیکا استفاده شده است. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
لچکی :ورقهای ذوزنقه ای شکل که برای اتصال تیر و ستون دور نبشی نشیمن به کار میرود. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
لاشه چینی : سنگ کوهی را با پتک قواره میکنند و به صورت کله و راسته روی هم قرار می دهند . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
گونه دودکش : به دیوار های طرفین دودکش که آنرا از فضای خارج جدا می سازد . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
لب پله : پیش آمدگی کف پله از پیشانی لب پله نام دارد . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
گچ بتونه صنعتی : برای اتصال صفحات گچی پیش ساخته استفاده می شود . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
گونه پله : سطح بغل پله را گونه می نامند . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
گابیون : دیوارهای که به صورت سنگی اجرا می شوند دور آنها تورهایی مهار می کنند تا مقاومت و یکنواختی بیشتری داشته باشد . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
کَوَل : کول لوله های سیمانی و استوانه ای شکل است که به هنگام حفر چاه های آب و فاضلاب برای جلوگیری از ریزش آن در چاه قرار می گیرد. ( اصطلاح بنایی و سا ...
کنجی : اتاق قسمت انتهای ساختمانهای قدیمی که معمولا ارتفاع آن حداکثر ۲ متر است . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
کمچه چهار گوش : وسیله ای برای سیمان کاری و پلاستر . کانال کولر : مسیر برای هدایت کولر . ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
کُرُم دلیل:کرمی که در گوشه ای برای مبنا در شیب بندی قرار میدهیم. ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )
کمچه گرد : برای پهن کردن ملات روی دیوار برای آجرکاری و فرش کف ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )