پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,٢٥٣
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

رشته تر: رنگین تر، از مصدر رشتن به معنی رنگ کردن. کین سخن رشته تر از نقش باغ عاریت افروز نشد چون چراغ یعنی: این سخنان رنگین که از نقش و نگار باغ ز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

عاریت افروز: عاریت افروخته ، آتشی که با دریافت شعله از جایی روشن شده باشد. کین سخن رشته تر از نقش باغ عاریت افروز نشد چون چراغ یعنی: این سخنان رنگ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سحر سحری: جادوی صبحگاهی، کنایه از نور صبح روی چند ادب آموخته پرده ز سحر سحری دوخته یعنی: سخنان تازه چون دختران بکر و عفیف و مؤدب و محجوب در مخزن ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

ادب آموخته: تربیت یافته، عفیف صبح روی چند ادب آموخته پرده ز سحر سحری دوخته یعنی: سخنان تازه چون دختران بکر و عفیف و مؤدب و محجوب در مخزن الاسرار ت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

صبح رو: صبح رونده، کنایه از چیز تازه و بکر صبح روی چند ادب آموخته پرده ز سحر سحری دوخته یعنی: سخنان تازه چون دختران بکر و عفیف و مؤدب و محجوب در م ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

جرس زدن : اظهار وجود کردن، سخن گفتن در ره عشقت نفسی می زنم بر سر کویت جرسی می زنم شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۷.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

یکفن: یگانه در هنر ، صاحب تخصص در همه فن صاحب یک فن تویی جان دو عالم به یکی فن تویی شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۵.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

گنج فشانی : بذل و بخشش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخت نشانی: کسی را بر تخت نشاندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

صلابت پذیر : صلابت پذیرنده ، تحمل کننده ی سختی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

سلاطین پناه:پناه پادشاهان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

فریدون :فریدون در زیبا شناسی ادبی و شعر و ادبیات نماد و مظهر عدل و ظلم ستیزی و ضحاک ، مظهر ستمگری است. می که فریدون نکند با تو نوش رشته ی ضحاک بر آر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضحاک : ضحاک در زیبا شناسی ادبی و شعر و ادبیات ، مظهر ستمگری است. و فریدون نماد و مظهر عدل و ظلم ستیزی. می که فریدون نکند با تو نوش رشته ی ضحاک بر آر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

خاتم : نگین و انگشتری، کنایه از نشانه ی قدرت دور بتو خاتم دوران نوشت باد، بخاک تو سلیمان نوشت یعنی : روزگار نگین حکمروایی جهان را بنام تو نوشت و برای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

بخاک نوشتن : مطیع و زیر دست قرار دادن دور بتو خاتم دوران نوشت باد، بخاک تو سلیمان نوشت یعنی : روزگار نگین حکمروایی جهان را بنام تو نوشت و برای تو که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دست نشین :کنایه از بالا دست ، بالای دست نشیننده ، کسی که به صدر مجلس نزدیکتر نشیند ، بسبب بزرگی دست نشان هست ترا چند کس دست نشین تو فرشته است و بس شر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تیغ انداختن: نور افکندن مه که بشب تیغ در انداختست با سر تیغت سپر انداختست شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۲.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کوس فلک: کنایه از رعد کوس فلک را جرسش بشکند شیشه ی مه را نفسش بشکند شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۱.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

پنجره ی لاجورد: کنایه از آسمان و ستارگان رقعه ی این پنجره ی لاجورد پنجه در او زد که در او پنجه کرد شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سیماب : جیوه با کفش این چشمه ی سیماب ریز خوانده چو سیماب گریزا گریز دکتر برات زنجانی در مورد سیماب می نویسد: > شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

چشمه ی سیماب ریز : چشمه ی سیماب ریزنده ، کنایه از خورشید با کفش این چشمه ی سیماب ریز خوانده چو سیماب گریزا گریز شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

چشمهٔ آسوده :چشمه ای آرام و بدون طوفان چشمه و دریاست به ماهی و دّر چشمه ی آسوده و دریای پر شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۰. دک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

ابنای جود: بخشندگان عالم و عادل تر اهل وجود محسن و مکرمتر ابنای جود شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۸.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خاص کن :خاص کننده ، اختصاص دهنده خاص کن ملک جهان بر عموم هم ملک ارمن و هم شاه روم شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۰.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقت زور :هنگام جنگ آنکه ز بهرامی او وقت زور گور بود بهرهٔ بهرام گور شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۹.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک دله : ثابت رای

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مجسطی گشای : حل کننده ی مشکلات هیئت و نجوم، به کنایه یعنی مشکل گشا خضر سکندر روش چشمه رای قطب رصد بند مجسطی گشای شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

گلبن : بوته ی گل سرخ شاه قوی طالع و فیروز چنگ گلبن این روضی پیروزه رنگ شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۸.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

روضه ی پیروز رنگ : کنایه از آسمان و فلک شاه قوی طالع و فیروز چنگ گلبن این روضی پیروزه رنگ شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۸.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

فیروز چنگ : قوی دست شاه قوی طالع و فیروز چنگ گلبن این روضی پیروزه رنگ شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۸.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

قوی طالع: خوشبخت شاه قوی طالع و فیروز چنگ گلبن این روضی پیروزه رنگ شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۸.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پای گشایی : کنایه از حرکت کردن و بجایی رفتن ، مسافرت دست رس پای گشاییم نیست سایه ولی فر هماییم نیست شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گره نقطه : نقطه ی وسط دایره من که در این دایره ی دهر بند چون گره نقطه شدم شهر بند نظامی خود را به نقطه ای که در مرکز دایره قرار گرفته و بوسیله ی محیط ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

دایره ی دهر بند: دور ، زمانه من که در این دایره ی دهر بند چون گره نقطه شدم شهر بند شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۱۷.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش بقا : بیشتر در بقا ، ابد پیش وجود همه آیندگان بیش بقای همه پایندگان شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۱۵۵.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پایندگان : جاودانان پیش وجود همه آیندگان بیش بقای همه پایندگان شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۱۵۵.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دیگر کران:از دیگر سوی ، از طرف دیگر وزین دختر ِ شاهِ هاماوران، پر اندیشه گشتی، به دیگر کران نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پَهلَو : به معنی شهر نیز آمده است. به هر پهلُوی، پهلویی را سپرد ( نظامی۵: ۷۹۷ ) . یعنی هر شهری را به پهلوانی واگزار کرد. ز پهلو ، همه موبدان را بخ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیر : حیوان وحشی ز بیم سپهبَد گوِ پیلتن ، بلرزد همی شیر بر انجمن دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: 《 شیر در پندار شناسی شاهنامه نماد گونه ی دلیر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

رود نیل: کجا زور دارد به هشتاد پیل ببندد ، چو خواهد ، ره ِ آبِ نیل معنی : به اندازه هشتاد فیل زور دارد اگر بخواهد راه آب نیل را می بندد. دکتر کزازی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیل : فیل کجا زور دارد به هشتاد پیل ببندد ، چو خواهد ، ره ِ آبِ نیل معنی : به اندازه هشتاد فیل زور دارد اگر بخواهد راه آب نیل را می بندد. دکتر کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیین و فر : رسم و راه ، شیوه و روش درست . چو خستو نیاید میانش به اَر ببرّید و این دانم آیین و فر معنی بیت :یعنی چنانچه اعتراف نکند او را با اره از و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

بریدن میان کسان با اره: چو خستو نیاید میانش به اَر ببرّید و این دانم آیین و فر معنی بیت :یعنی چنانچه اعتراف نکند او را با اره از وسط دو نیم کنید زیرا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

ریختار : فرمول دکتر کزازی واژه ی " ریختار" را در نوشته های خود به جای " فرمول " formule بکار برده است. نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

فرمول : ریختار دکتر کزازی واژه ی " ریختار" را در نوشته های خود به جای " فرمول " formule بکار برده است. نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

آسان کردن چیزی بر دل : کنایه است از ناچیز و بی اهمیت شمردن آن ، نا دیده گرفتن آن ، بی توجه بودن نسبت به آن همی گفت: کاین را چه درمان کنم؟ نشاید که ای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

آسان: همی گفت: کاین را چه درمان کنم؟ نشاید که این بر دل آسان کنم آسان به همین ریخت، در پهلوی، به کار می رفته است. دار مستتر این واژه را بر آمده از او ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

گوش گشادن : کنایه ای ایماست از نیک گوش فرا دادن ، و سخنی را باریک و بهوش شنیدن چو بشنید کاوس از ایوان خروش بلرزید در خواب و بگشاد گوش نامه ی باستان ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

فغان کسی از کیوان بر گذشتن :کنایه ای ایماست از بلندی بسیار فغان دو کودک بدیدند مرده ، به تشت ؛ ز ایوان به کیوان فغان بر گذشت دکتر کزازی در این مورد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

فغان کسی از کیوان بر گذشتن :کنایه ای ایماست از بلندی بسیار فغان دو کودک بدیدند مرده ، به تشت ؛ ز ایوان به کیوان فغان بر گذشت دکتر کزازی در این مورد ...