پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
ناسیونالیسم : گنجاندن آوازهای عامیانه ، رقص ها ، افسانه ها و عناصر فرهنگ بومی آهنگساز در اثر موسیقی ، ویژگی گروهی از آثار دوره رمانتیک. ( اصطلاح موسی ...
نت : شکل های بیضوی توپُر یا تو خالی که ممکن است دنباله یا پرچمی نیز به آن ها وصل شود و برای نگارش موسیقی به کار می روند. ( اصطلاح موسیقی ) https:// ...
نت درجه اول یا تونیک : صدای مرکزی در یک ملودی یا قطعه. برای نمونه هنگامی که قطعه ای در تونالیته دو ماژور باشد، نت � دو� نت تونیک یا درجه اول آن قطعه ...
نت نقطه دار: نتی که در سمت راست سرِ آن نقطه ای قرار گرفته باشد. این نقطه ، کشش نت را به اندازه نصف کشش اولیه افزایش می دهد. ( اصطلاح موسیقی ) https ...
نشانه بکار : نشانه ای در نت نگاری که برای لغو تأثیر نشانه های دیز یا بمل بر یک نت به کار می رود. ( اصطلاح موسیقی ) https://negare. ir
نت نگاری : نظام نگارش موسیقی چنان که بتوان صداهای زیر و بم و ریتم ها را نشان داد. ( اصطلاح موسیقی ) https://negare. ir
نشانه ی بمل : نشانه ای که با قرار گرفتن پیش از یک نت ، آن را نسبت به حالت اولیه نیم پرده بم تر می کند – برای نمونه سل بمل بر شستی های پیانو نتی است ک ...
نشانه تمپو: واژه هایی ، اغلب ایتالیایی که به طور معمول در آغاز قطعه نوشته می شوند و مشخص کننده سرعت و حالت اجرای موسیقی هستند. ( اصطلاح موسیقی )
نشانه دیِز: نشانه ای که با قرار گرفتن در برابر هر نت آن را نیم پرده زیرتر می کند. ( اصطلاح موسیقی )
نشانه تونالیته : دیزها یا بمل هایی که در آغاز قطعه موسیقی و پس از کلید بر حامل نگاشته می شوند و تونالیته ای را که قطعه می باید در آن اجرا شود مشخص می ...
نشانه ی وزن : دو عدد که بر روی هم نوشته شده و در آغاز حامل یا قطعه موسیقی می آیند و نشانه دهنده وزن آن هستند. ( اصطلاح موسیقی )
نقاشی کلام : بیان موسیقایی تصاویر شاعرانه – برای مثال ، یک ملودی پایین رونده آوازی در ادای واژه فرود. اغلب در موسیقی رنسانس و باروک دیده می شود. ( اص ...
وزن : سازمان ضرب ها در قالب گروه های منظم. ( اصطلاح موسیقی )
ویرتوئوز : نوازنده یا آواز خوانی که دارای برترین مهارت های تکنیکی و اجرایی است. ( اصطلاح موسیقی )
ویواچه : سرزنده و چالاک. ( اصطلاح موسیقی )
هارمونی کروماتیک : استفاده از آکوردهایی که صداهای سازنده آنها در مجموع به هیچ گام ماژور یا مینور معینی تعلق ندارند و از گام کروماتیک ( شامل دوازده صد ...
هم صدایی : اجرای یک خط ملودیک به وسیله چند ساز یا آواز خوان با زیر و بم یکسان یا با نت هایی یکسان در اکتاوهای متفاوت. ( اصطلاح موسیقی )
قلم حکاکی، مغار ( Burin ) : ( اصطلاح نقاشی ) ابزاری که برای حکاکی روی چوب یا فلز به کار می رود که به وسیله ی کشیدگی، به شیوه ی حکاک، اختصاص می یابد.
تک رنگ آبکی – لاوی ( Lavis ) : ( اصطلاح نقاشی ) اسلوب رنگ زدن طرح است با مرکب چین، رنگ گل پلاس، ماده سیاه و یا با عصاره ی رنگ های دیگر که به مقدار ز ...
واسطه ی هنری – ماده ی هنری ( Medium ) : ( اصطلاح نقاشی ) برای حل یا غلیظ کردن مواد رنگی از مایعات استفاده می شود، مثل روغن در رنگ روغن، صمغ در دترام ...
موزائیک ( Mosaique ) : ( اصطلاح نقاشی ) عبارت است از تنظیم قطعات بسیار کوچک سنگ، مینا یا شیشه به طوری که از مجموع آن ها یک ترکیب تزئینی به وجود آید. ...
ارزش و رنگ درجه ( Valeur ) : ( اصطلاح نقاشی ) غالباً رنگ درجه ( Valeur ) را مترادف رنگ مایه می دانند و در نقاشی عبارت است از نمایش افزایش یا کاهش رن ...
ضربه ی قلم مو ( Touche ) : ( اصطلاح نقاشی ) معنی حقیقی توش ( Touche ) شیوه ی گذاشتن رنگ روی تابلو به وسیله ی نقاش است و بیانگر ادراک خیلی وسیع و در ...
رنگ مایه ( Ton ) : رنگ مایه به آن نوع رنگ آمیزی در نقاشی گفته می شود که به موجب آن طبیعت در درجه ی شدت رنگ ها نمایش داده می شود. انتخاب و بیان رنگ ...
رنگ لعابی ( Tempera ) : نوعی از دترامپ، واسطه ی ترکیب سفیده یا زرده ی تخم مرغ است ( اصطلاح نقاشی )
رنگهای پیش رونده :رنگهایی که گرمند و متمایل به جلو آمدن هستند. ( اصطلاح نقاشی )
های لایت :درخشنده ترین رنگ ( اصطلاح نقاشی )
رنگهای دور رونده:رنگهایی که سرد هستند و متمایل به عقب رفتن هستند. ( اصطلاح نقاشی )
مدل:در نقاشی به معنی نمونه و ابزار نقاشی. ( اصطلاح نقاشی )
دیوار نگاره:نقاشی که بر روی دیوار کشیده اند، نقاشی دیواری. ( اصطلاح نقاشی )
گلیز : هر گاه یک یا چند قشر نازک رنگ رقیق شده را روی قسمتی از نقاشی که کاملا خشک شده باشد قرار دهیم به آن گلیز میگویند . ( اصطلاح نقاشی )
اسکیس : طرح اولیه - طرح یا یاد داشت سریع برای نقاشی، بد ون درنظر گرفتن جزئیات ( اصطلاح نقاشی )
فون کالر : رنگ زمینه - رنگ آستر نقاشی ( اصطلاح نقاشی )
پرسپکتیو : دوری و نزد یکی اشیاء - نمایش اشیاء در نقاشی به همان شکلی که چشم آنها را می ببیند، مانند مناظر ( اصطلاح نقاشی )
مونو کروم : تک رنگ - نقاشی تک رنگ ( اصطلاح نقاشی )
مد یوم :هر مایعی که برای حل کرد ن پودر رنگ بکار برود مثل روغن بذرک ( اصطلاح نقاشی )
لوکال کالر : رنگ اصلی اشیاء ( اصطلاح نقاشی )
فیکساتیو : نوعی ورنی رقیق که روی نقاشی و طراحی می پاشند تا رنگ آنها را ثابت نگهدارد . ( اصطلاح نقاشی )
شکل انتزاعی : تصویری که به هیچ یک از اشکال طبیعی شباهت ندارد - جدا ازطبیعت ( اصطلاح نقاشی )
آبجک تیو : غیر ذهنی - علمی ( اصطلاح نقاشی )
سابجک تیو : خصوصیت فردی - شخصیت ( اصطلاح نقاشی )
کمپوزیسیون : ( ترکیب بندی ) کنار هم چید ن اشیاء یا اشکال بطور، خوشایند . ( اصطلاح نقاشی )
اکسپره سیو : بیانگراحساس ( اصطلاح نقاشی )
تکسچر : بافت - نوع پوشش ظاهری سطح ( اصطلاحات نقاشی )
دیزاین : طرح - شکلی را بوجود آوردن ( اصطلاحات نقاشی )
کنتراست مطلق : تیره ترین حالت تضاد ( اصطلاحات نقاشی )
کنتراست تضاد : ( سیا ه - سفید ، روشن - تاریک ) ( اصطلاحات نقاشی )
بالشتک : آجر یا قطعه بتنی که زیر سر تیر آهن با مصالح پوششی دیگر قرار می دهند. ( اصطلاحات ساختمان سازی و بنایی )
پالانه : آجر کاری که مانند فرش آجر بعد از ساختن سقف انجام می شود. ( اصطلاحات ساختمان سازی و بنایی )
پخ : گوشه از اخر را فارسی بُر کردن یا در زاویه دیوارها ماهیچه بکاربردن ( اصطلاحات ساختمان سازی و بنایی )