پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
پیشه ور : تحریف پیشه وار یعنی مشاغلی شبیه به دست فروشی
پیمانه : در زبان ترکی به سهم "پای " گفته می شود . و و پیمانه ظرفی بوده که با آن به افراد سهم داده می شد و یا برای تقسیم غلات از آن استفاده می شد . در ...
پِی : در قدیم به معنای سهم و اندازه بوده و این کلمه در زبان ترکی ( پای ) به معنای سهم شده و در فارسی معنای اصلی کلمه پیمانه ظرف اندازه گیری شبیه به ظ ...
پیک : تحریف پی ایک به معنای به دنبال یا پی کسی فرستادن.
پیراهن :تحریف پیراتن به معنای پیرایش دهنده تن بوده است.
پرده : به معنای پارچه پرداخت شده بوده و با کلمه بدره و بُرد یمانی از یک ریشه می باشد.
پرداز : این کلمه تحریف بردوز یا بردوخت به معنای گلدوزی روی پارچه بوده است .
پارچه : در زبان انگلیسی به بخش یا قسمت پارت می گونداین کلمه در فارسی به پاره یا پاری تغییر پیدا کرده است چنانکه پاری از مردم یعنی بخشی از مردم و پارچ ...
پسته : تحریف کلمه بسته به معنای میوه بسته شده است و یا میوه ای که دارای پوسته است زیرا پسته خام در داخل یک پوسته دربسته قراردارد همچنین فندق نیز تحری ...
فندق : تحریف بندک به معنای بسته کوچک بوده است.
پوچ : تحریف کلمه پاک باستانی به معنای خالی می باشد کلمه هیچ نیز از تحریف همین کلمه بوجود آمده در انگلیسی کلمه پاکت به معنای ظرف خالی نیز با کلمه پاک ...
پلید :پَل در زبان لری به معنای ناپاک می باشد و پسوند اید نیز برای مفعول بکار می رود پس پلید به معنای ناپاک شده می باشد و کلمه پلشت نیز همین معنا را د ...
پخش : تحریف پَشک یا پاشیک به معنای پاشیدن دانه یا چیزی بر روی زمین بوده است و کلمه فِشک یا پشک فارسی به معنای قرعه کشی نیز ریشه در همین کلمه دارد .
پایاپای : در زمان قدیم یکی از مفاهیم واژه پا یا به تلفظ کهن تر پِی به معنای انداره گیری سهم و حق افراد بوده است این کلمه هنوز هم در زبان ترکی پای تلف ...
بخشیدن : در اصل پخشیدن به معنای پخش کردن چیزی بین دیگران بوده است ریشه کلمه پخش پاش پهلوی می باشد و کلمه پاش معکوش کلمه آش به معنای مخلوط کردن است هم ...
شمال یک کلمه فارسی است شم به معنای بالا می باشد چنانکه شنبه کردن به معنای بالا آمدن توپ پس از زمین خوردن است و شنبه در ایام هفته به معنای بازگشت بوده ...
باختر : به معنای سمتی است که خورشید رنگ می بازد و خاور به معنای سمت خور یا خورور می باشد . دکتر کزازی در مورد واژه ی " باختر " می نویسد : ( ( باختر ...
بوف : تحریف نام بوم به معنای جغد و علت اینگونه نامگذاری به این خاطر بوده که این پرنده غالبا بر روی بام خانه ها می نشیند و باتوجه به اینکه این پرنده د ...
بهانه : بها به معنای قیمت می باشد و کلمه نه به معنای نهادن است وبهانه در اصطلاح به معنای کاری بوده که کسی جهت بالا بردن قیمت کالائی انجام دهد. دکتر ...
بسیار : در زبا ن فارسی بس به معنای مقدار کافی و بسی به معنای مقدار زیاد بوده و ( ار ) آخر این کلمه نیز پسوند کلمه میباشد ما اینگونه پسوند را در آخر ب ...
بخت : در زبان فارسی باستان بوختن به معنای نجات یافتن بوده و منظور از بخت شانس نجات یافتن است اجتمالا بخت النصر نیز به معنای نجات یافته توسط بت نَسَر ...
بربر : تحریف باربر بوده است ایرانیان قدیم همیشه همراه با ناوگان بازرگانی خود در شمال آفریقا حضور داشته ومشغول داد وستد با مردم آفریقا بوده اند و حتی ...
فنجان : در فارسی قدیم پُنگ معادل پِک انگلیسی به معنای ظرف کوچکتر از پیاله بوده است و کلمه فنجان تحریف پُنگان به معنای ظرف شبیه به پنجگان یا چنگ آدمی ...
آبان : این کلمه بن کلمه آباد است و آبان یعنی ماه آب و بارندگی در زبان پارسی باستان این کلمه را آپان تلفظ می کردند.
وحش : در فارسی قدیم به کلمه رها وِل و در برخی تلفظها هِل و در برخی دیگر یَل یا یَله می گفتند همانگونه که گذشته کلمه گذر گذشت - و گذشته ریس رشت می باش ...
تَنبَل: تحریف تن ور به معنای کسی که اهمیت زیادی به تن خود می دهد.
سپید و سیاه: : پول، نقره و طلا شاه را من نشانده ام بر گاه نیست بی خط من سپید و سیاه یعنی بدون حکم من به کسی پولی پرداخت نمی شود و یا کسی بدون دستور ...
بی قلم: آنکه قلم ندارد و نوشتن نمی داند و یا می داند و نمی نویسد و نمی تواند بنویسد در بیت زیر بالکنایه ستم کشیده و ستم دیده گرم شد کز من این خطاب ش ...
دوات بر کسی کشیدن : دوات را به سوی او پرتاب کردن گرم شد کز من این خطاب شنید بر من بی قلم دوات کشید ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 6 ...
فتراک کسی را گرفتن : از وی دادخواهی کردن و به وی متوسل شدن مستان از من آنچه شه فرمود گرنه فتراک شه بگیرم زود ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
عیاری به عدل نمودن : از روی عدالت و انصاف سنجیدن و قضاوت کردن تا عیاری به عدل بنماید بر عیالان من ببخشاید ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸ ...
عیاری به عدل نمودن : از روی عدالت و انصاف سنجیدن و قضاوت کردن تا عیاری به عدل بنماید بر عیالان من ببخشاید ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸ ...
بنفیر : با داد و فریاد ، بالکنایه از روی دادخواهی و تظلم چند ره پیش او شدم به نفیر کز برای خدای دستم گیر ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
جافی رای :ظالم و جفاکار ، جفا اندیش خاص کردش وزیر جافی رای با جفا هیچکس ندارد پای معنی بیت : مقرری او را شاه جفاکار قطع نمود زیرا با جفا کار نمی توا ...
خاص کردن : قطع کردن مقرری و اقطاع خاص کردش وزیر جافی رای با جفا هیچکس ندارد پای ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص601 )
چارداق :چهار طاق که درزبان ترکی به آن چارداق می گویند . دکتر ثروتیان در این مورد می نویسد : ( ( در اصل ساختمانی که گنبد آن چهار طاق دارد و امروزه در ...
چهارطاق : درزبان ترکی به آن چارداق می گویند . دکتر ثروتیان در مورد واژه ی چهارطاق می نویسد : ( ( در اصل ساختمانی که گنبد آن چهار طاق دارد و امروزه در ...
رخت واپرداز: رخت و فرش و اثاث از باغ بیرون ببر و خالی کن گفت ازین در گذر بهانه مساز باغ بفروش و رخت وا پرداز ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
دشت گرفتن: دشت گرفتن و یا صحرا گرفتن و یا کوه گرفتن به معنی دیوانه شدن است در این مورد به صحرا گرفتن مراجعه شود. چون زمانی به گرد باغ بگشت خواست کز ...
آتشین داغی : داغ آتشین داشتن و قصد داغ نهادن و ظلم و ستم کردن . روزی از راه آتشین داغی سوی باغ من آمد آن باغی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
غوری : اهل ولایت غور ، ظاهراً غلامان غوری در خشونت و تندی معروف بوده اند . غوریی تند را اشارت کرد تا مرا نیز خانه غارت کرد معنی : به یک غلام غوری تن ...
دشمن کام : آنکه بر مراد دشمنان و برابر خواست دل آنان به بدبختی گرفتار آید . اولین شخص گفت با بهرام کای شده دشمن تو دشمن کام ( هفت پیکر نظامی، تصحیح ...
رسم خراج : راتبه و مقرّریی که از بابت خراج از رعیت و ملت اخذ می شود . از رعیت بجای رسمِ خراج گه کمر خواستی و گاهی تاج ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ...
دوشمشیری : آنکه با دو دست شمشیر می زند ، اشاره است به صبح نخستین و صبح پسین. صبح یک زخمی دو شمشیری داد مه را ز خون خود سیری معنی بیت : صبح که یک آفت ...
دوشمشیری : آنکه با دو دست شمشیر می زند ، اشاره است به صبح نخستین و صبح پسین. صبح یک زخمی دو شمشیری داد مه را ز خون خود سیری معنی بیت : صبح که یک آفت ...
یک زخمی : آنکه با یک زخم دشمن را از کار می اندازد ، کنایه است از خورشید صبحگاهی که تنهاست و با همان تنهایی نیز همه ی ستارگان را محو می کند . صبح یک ...
بِنَوشت:در نوردید و جمع کرد . بامدادان که روز روشن گشت شب تاریک فرش خود بنوشت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 596 )
رفع : برداشتن کسی از کار و رفع ظلم و شر . گفت اگر مانمش به منصب خویش کس به رفعش قلم نیارد پیش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 596 )
مشروح : فهرست . مشروح بازداشتگان : فهرست مشروح نام رندانیان چون به شهر آمد از گماشتگان خواست مشروح بازداشتگان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
در شکنجه : همراه با شکنجه ، در حال شکنجه کردمش در شکنجه زندانی تاکند بنده بنده فرمانی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 594 )