پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
قوام داشتن : ایستادن و پایداری کردن ، مواظبت کردن ، نظامی قوام و قوام داشتن را به معنی تحت نظر گرفتن و متوجه امری کردن به کار برده است . چند نوبت قو ...
حرز خانه :نگهبانی و نگهداری خانه ، ( کنایه است ، در لغت دعایی است که بر بازو و برای حفاظت بندند . ) من بدو داده حرز خانه خویش خوانده او را نه سگ شُب ...
شُبانه : شبان ، چوپان من بدو داده حرز خانه خویش خوانده او را نه سگ شُبانهٔ خویش ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 592 )
سم تا گوش : سر تا سر و همه ی آن ، ایهاماً و یک یک از سر تا پا . گلهٔ گوسفند سم تا گوش گشته در آفتاب یخنی جوش یعنی : ایهاماً همه ی گله و یک یک گوسفند ...
صعود فلک : نقطه ی اوج فلک کوهه بر کوهه پیچ پیچ کنان بر صعود فلک بسیچ کنان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 592 )
کوهه بر کوهه: موج بر موج و کوه هایی از امواج کوهه بر کوهه پیچ پیچ کنان بر صعود فلک بسیچ کنان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 592 ) ...
کوهه بر کوهه: موج بر موج و کوه هایی از امواج کوهه بر کوهه پیچ پیچ کنان بر صعود فلک بسیچ کنان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 592 )
یک سواره : تنها ، یک تنه شه چو تنگ آمدی ز تنگی کار یک سواره برون شدی به شکار ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 592 )
سیاست انگیختن :مجازات کردن ، و با خشم و غضب رفتار کردن. از شهی کو سیاست انگیزد دشمن و دیو هر دو بگریزد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ...
سیاست انگیختن :مجازات کردن ، و با خشم و غضب رفتار کردن. از شهی کو سیاست انگیزد دشمن و دیو هر دو بگریزد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ...
شش طاق : تالار بزرگ شش ظلعی یا دارای شش طاق سقف . خیمۀ بزرگ شش گوشه، نوعی خیمه، چاربندی رسید پیکی چست راه شش طاق هفت گنبد جست چون درآمد در آن بهشتی ...
بهشت نامه ی زند: ظاهرا در بیت زیر غرض کتاب پهلوی " ارداویراف نامه " است و آن رساله ای ایست به زبان پهلوی در شرح سفر مینوی اردوایراف به بهشت و دوزخ و ...
دلنواخته : آنکه دل او نوازش یافته ، آنکه احساسی رقیق دارد برسر سرو بانگ فاختگان چون طرب رودِ دل نواختگان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
طرب رود: سرود شادی و ساز طرب برسر سرو بانگ فاختگان چون طرب رود دل نواختگان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 588 )
سبزه میدانی : هنگام روز و دیده شدن میدان چمن سرخی گل به سبز میدانی پنج نوبت زنان به سلطانی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 588 )
سبزه میدانی : هنگام روز و دیده شدن میدان چمن سرخی گل به سبز میدانی پنج نوبت زنان به سلطانی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 588 )
بید برگ : خنجر ز آفت بید برگ بادخزان شاخ پر برگ بید دست گزان معنی بیت :شاخه ها از ترس خنجر باد خزان دست خود را می گزند و بر حال برگ بید تأسف می خورند ...
کاتب الوحی گل: باد صبا . در بیت زیر گل به صورت پیامبر مجسم گردیده و مراد از کاتب الوحی او باد است . کاتب الوحی گل به آب حیات بر شقایق به خون نوشته ب ...
بادبانه : خیمه سرو کز سایه بادبانه زده جعد شمشاد را به شانه زده ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 585 )
زنگ خورشید : ابرهای تیره زنگ خورشید گشت از آینه پاک : ابرهای تیره از آسمان رفت و خورشید ظاهر گردید. رستنی سر برون زد از دل خاک زنگ خورشید گشت از آی ...
تثلیث : اگر دوسیاره از نظر ناظر زمینی زاویه ی 120 درجه با هم تشکیل بدهند در حالت تثلیث اند و در این صورت با نظر دوستی کامل به هم می نگرند . چون به ت ...
دختر : در باره این واژه یک باور براین است که این کلمه به معنای دوشنده بوده و منظور فرزند مادینه ای بوده که بتواند شیر دام رابدوشد و کلمه دوشسپ فرانسو ...
گرسنه : در کلمه گرسنه و گرسنگی گُر به معنای گرگرفتگی و سوختن و سنه آخر نیز تحریف پسوند شباهت ( سانه ) است و در اصل گرسانگی بوده کنایه از حالت سوختن ش ...
تشنه : تحریف واژه ( آتش نه ) کنایه از آتش نهاده شده در شکم بخاطر درد بی آبی ، همچنین در کلمه گرسنگی نیز گُر به معنای گرگرفتگی و سوختن و سنه آخر نیز ت ...
تنور : یک کلمه سویانی باستان می باشد که در اکثر کشورهای آسیا تقریبا به همین شکل تلفظ می شود این کلمه از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست تُن که تحریف تو ...
دیوار : در یکی گویشهای غربی استان اصفهان به دیوار دِژار می گویند. و احتمالا دیوار تحریف دژار و به معنی دیوار قلعه باشد. دکتر کزازی در مورد واژه ی "د ...
دزد : این کلمه از دو بخش تشکیل شده بخش نخست دُز و تحریف دُژ فارسی به معنای بزه است چنانکه دشمن به معنای کسی بوده که منش بد دارد و دژخیم به معنای کسی ...
دَرَک : این کلمه فارسی بوده و وارد زبان عربی شده است بخش نخست این کلمه در و معادل" درین" ترکی استامبولی و دریدگی و دریای فارسی به معنای ژرفنا و کاف آ ...
دراز : در به معنای دریدگی و دراز به معنای عمق و اندازه گودال بوده است همانگونه که بر به معنای بلندی و براز یا بارز به معنای بلندی بوده است همچنین فَر ...
دوختن : این کلمه در قدیم به معنای جمع آوری کردن بوده وبا کلمات دوک ( جمع کننده نخ ) و توز و تود ( توده کردن ) از یک ریشه می باشد. دکتر کزازی در مورد ...
دادار : به معنای داد دار یا کسی است که اختیار عدالت به دست اوست.
دق کردن : تحریف داغ کردن کنایه از نهاده شدن داغ افسردگی بردل کسی بوده است.
جوق :یک واژه ی ترکی است . در زبان ترکی به معنی گروه و دسته است و با واژه ی چوخ به معنی زیادو جوخه از یک ریشه هستند . امروزه هم کشاورزان در مناطق ترک ...
جوخه : این کلمه تحریف واژه توخته یا توده به معنای تجمع می باشد کلمه جوخ فارسی در زبان ترکی چوخ تلفظ می شود و معنای آن بسیار است.
جاده : یک کلمه فارسی می باشد که از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست جا است که به معنای فضای اشغال شده و مکان بوده و بخش دوم ده است که به معنای دادن می ب ...
شلخته: در مورد ریشه شلخته گفته شده: در این کلمه شل به معنای زخمی بوده و اخته نیز یک پسوند قدیمی و تحریف پسوند اَفته می باشد و ما اینگونه پسوند را می ...
شکوفه : تحریف شکافه به معنای شکاف کوچک روی شاخه درخت بوده است. در هفت پیکر در داستان رفتن بهرام گور در شکاف غار می خوانیم که چو شه بر شکار کرد آهنگ ...
نام دانه ی "برنج" از ریشه ی سانسکریت "وریهی - ز" ( vrihi - s ) است که در پارسی کهن به گونه ی "بریزی" ( brizi ) و در پارسی میانه به گونه ی "برینج" ( b ...
درباره شلتوک بعضی گفته اند: شلتوک : تلفط این کلمه در لنجان اصفهان چلتوک است این کلمه از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست شَل که با کلمه کال کردی و لری ب ...
راه : پرده ی موسیقی راهی زدن : آهنگی نواختن به کنایه در بیت باید چاره ی دیگر اندیشید . چون گناهی نیامد از ماهی بِه ازین بایدش زدن راهی ( هفت پیکر ...
پرده ی راست : از پرده های دوازده گانه ی موسیقی است . تو مرا پرده کج دهی و رواست نگذرم با تو من ز پرده ی راست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ...
ضربت باختن : ظاهراً قمار بازی و اصطلاح قمار است ، در فرهنگ آنندراج می نویسد ( ( ضربت . . پانسه که بدان قمار بازند و آن را قرعه نیز گویند ) ) ای که ض ...
طبر خون : بید سرخ ، عناب ، در بیت کنایه از لب و سر انگشتان حنا بسته از نظر رنگ . به طبرزد شکر برامیزد به طبرخون ز لاله خون ریزد طبر زد : تبر زد ، نب ...
طبر زد : تبر زد ، نبات و میوه با طعم خاص، 1 - قند یا نبات سفت و سخت . ۲ - نمک بلوری . ، در بیت زیر کنایه از دهان معشوق از نظر طعم . به طبرزد شکر برا ...
آخته : آویخته دکتر ثروتیان در مورد واژه ی آخته در بیت زیر می نویسد : ( ( احتمال ترکی بودن لفظ بعید نیست چنانکه در ترکی " آخته یا اخته " به هر حیوان ...
گرو پذیر شدن بساط : به دام انداختن مهره ی حریف و عدم امکان حرکت آن ( کنایه در بیت مشخص است ) خواجه را مه درآمده به کنار دست بر کار و پای رفته ز کار ...
مهره ی خواجه خانه گیر شده: مهره ی نرد یا شطرنج خواجه در خانه قرار گرفته و آن را اشغال کرده است ایهاماً خواجه به بازی چهارم رسیده . خواجه را مه درآمد ...
قران بادی : اجتماع دو یا چند سیاره است در برج میزان . سرو با گل قران بادی کرد : سرو و گل مقابل هم در دو کفه ی ترازو قرار گرفت . در کنارش کشید و شاد ...
قران بادی : اجتماع دو یا چند سیاره است در برج میزان . سرو با گل قران بادی کرد : سرو و گل مقابل هم در دو کفه ی ترازو قرار گرفت . در کنارش کشید و شاد ...
دواج برطاسی : بالا پوش و قبا از جنس پوست روباه برطاسی و به رنگ مایل به سرخی ، بالکنایه نور آفتاب و سرخی شفق شب چو زیر سمور انقاسی کرد پنهان دواج بر ...