پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٥٠٠
پیشنهاد
٦

سکه بر درم نو زدن :پول جدیدی را رایج کردن ، کنایه از انتقال روحاز عالم اجساد به عالم ارواح ( ( وقت بیاید که روا رو زنند سکه ما بر درمی نو زنند ) ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بنواتر:با سر و سامان تر ، مرتب تر ( ( ای ز شب وصل گرانمایه تر وز علم صبح سبک سایه تر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 355 . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

علم صبح:کنایه از سپیدی صبح است که با سرزدن آفتاب از بین می رود . ( ( ای ز شب وصل گرانمایه تر وز علم صبح سبک سایه تر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، ...

پیشنهاد
٧

رگ خواب کسی را گرفتن :برای خوابیدن کسی چاره ای پیدا کردن . مجازاً به نقاط ضعف کسی پی بردن . ( ( دیده به هم زد چو شتابش گرفت خفت و به خفتن رگ خوابش ...

پیشنهاد
٦

چشم بر سر ره داشتن:راه را پاییدن ، مواظبت کردن ( ( چشم ادب بر سر ره داشتی کلبه بقال نگه داشتی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بازار داشتن:طالب بودن و مطلوب بودن ( ( عقل تو با خورد چه بازار داشت حرص ترا بر سر اینکار داشت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲ ...

پیشنهاد
٥

دولت خود را با لگد زدن :یعنی به نادانی منافع را از دست دادن. ( ( آتش در خرمن خود میزنی دولت خود را به لگد میزنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مسلمانان هند از سال های دور با هندو ها در کنار هم در شبه قاره ای که هندوستان نامیده می شد . در کشوری واحد زندگی می کردند که آن هم هندوستان نامیده می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

توربین یک واژه غربی است این واژه از واژه tur مشتق شده در زبان غربی به چیزی که فرفره وار می گردد turbinate گفته می شود که معنی فرفره ای می دهد . به ای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

آل آروادی :یک واژه ی ترکی است . آل یک موجود خیالی یا همان جن هست . آرواد هم یعنی زن . پس آل آروادی می شود " زنِ آل " در قدیم اعتقاد داشتند آل آروادی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

قره غلام در ترکی یعنی غلام سیاه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

قره جه داغ در معنی تحت الفظی یعنی کوه سیاه ولی در اصطلاح ترکی یعنی کوه بزرگ . دریای سیاه یعنی دریای بزرگ . قره بلاغ یعنی چشمه ی بزرگ نه چشمه ی سیاه ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

قره آغاج در ترکی تحت الفظی می شود : درخت سیاه ولی درخت بزرگ معنی می دهد . قره بلاغ در ترکی به معنی چشمه ی سیاه نیست بلکه به معنی چشمه ی بزرگ است . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

آقداش ( آق داش ) به معنی سنگ سفید است و معنی سنگ بزرگ هم می دهد چون معنی قارا ( سیاه ) و آق ( سفید ) علاوه بر سیاه و سفید بزرگ نیز می باشد . مثلا : ق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بلوک : واژه ی بلوک یک واژه ی ترکی است از مصدر "بؤلْمَک" به معنی تقسیم کردن چیزی را به قسمت های کوچک تقسیم کردن و جدا نمودن . بؤلوک یا به قول فارس ها ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بنده: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بنده " می نویسد : ( ( بنده در پهلوی در ریخت بندگ bandag بکار می رفته است . ستاک " بنده " ، همچون " بندی " ، " بند " ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

پاره: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پاره " می نویسد : ( ( پاره در پهلوی در ریخت پارگ pārag بکار می رفته است . در معنی مزد و پاداش است . در پهلوی نیز در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پیرایه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پیرایه" می نویسد : ( ( پیرایه در پهلوی در ریخت پیرایگpayrāyag بکار می رفته است. ) ) ( ( کجا نامور گاو برمایه بو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

داغ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " داغ" می نویسد : ( ( داغ ، به گمان ، از همان ستاکی بر آمده است که دخ در " دخمه " ، در پهلوی دخمگ daxmag در این زبان ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٧

جُل :جُل یا چُل ، به زبان ترکی چؤل . به پارچه ای کهنه ای گفته می شود که از زیر پالان یا زین بر پشت حیوان می اندازند تا پالان و زین پشت حیوان را زخمی ...

پیشنهاد
٥

گردی از راه برخاستن:چیزی کم ارزش از میان رفتن ( ( چونکه تو برخیزی ازین دامگاه باشد برخاسته گردی ز راه ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...

پیشنهاد
٥

زمام چیزی را کشیدن:یعنی آن چیز را مالک بودن و در اختیار داشتن ( ( هر که زمام هنری می کشد در ره خدمت کمری می کشد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

رخش گرم کردن:اسب را تند راندن ( ( رخش برو چون جگرش گرم کرد پشت کمان چون شکمش نرم کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 . ...

پیشنهاد
٦

پشت کمان نرم کردن:کمان کشیدن و تیر انداختن ( ( رخش برو چون جگرش گرم کرد پشت کمان چون شکمش نرم کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

نظر جسته:جذاب ، زیبا و دیدنی ( ( گفتی از آنجا که نظر جسته بود از نظر شاه برون رسته بود ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

ز خصومت بری:دوست داشتنی ( ( گردن و گوشی ز خصومت بری چشم و سرینی به شفاعت گری ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 . )

پیشنهاد
٥

از جرس نفس غریو آوردن:نفس را به گریه و زاری آوردن ( ( از جرس نفس برآور غریو بنده دین باش نه مزدور دیو ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

کفش آوردن:کنایه از آماده شدن برای حرکت. ( ( گر نفسی نفس به فرمان تست کفش بیاور که بهشت آن تست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٦

سر ز هوا تافتن:از هوا و هوس سر پیچی کردن. ( ( سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغمبریست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٩

خلاف آمد عادت:معتقد بودند که از روزگار خلاف مطلوب را باید طلب کرد زیرا روزگار ضد خواسته را به پیش می آورد در نتیجه به مطلوب خود می رسیم . حافظ گفته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

عدم گیر:صفت فاعلی در معنی مفعولی ، عدم گرفته ، گرفته شده به وسیله عدم ، معدوم ( ( دی که ز پیش تو به نخجیر شد تیز تکی کرد و عدم گیر شد ) ) ( شرح مخ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

تیزتکی:تندروی ( ( دی که ز پیش تو به نخجیر شد تیز تکی کرد و عدم گیر شد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 333 . )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

هنری تک:سخت دونده ( ( می شنوم کان هنری تک نماند باد بقای تو گر آن سگ نماند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 333 . )

پیشنهاد
٥

جگر به دندان گرفتن:رنج را تحمل کردن ( ( رچه در آن غم دلش از جان گرفت هم جگر خویش به دندان گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٦

دلش از جان گرفت:سخت مضطرب شد. ( ( گرچه در آن غم دلش از جان گرفت هم جگر خویش به دندان گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

پیشنهاد
٥

دست گزین کردن:انتخاب کردن ، دست آموز کردن ( ( این دو سه مرکب که به زین کرده اند از پی ما دست گزین کرده اند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

بزین کردن:تربیت کردن ( ( این دو سه مرکب که به زین کرده اند از پی ما دست گزین کرده اند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 328 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

واژه فدا ( فد=نثار ) در اوستایی کهن به شکل vīdبه معنای قربانی کردن نثار دهش به رایگان وقف ثبت شده است. عرب از واژه ایرانی فد ریشه فرضی فِداء را ستاند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه سلام آریایی که از آن واژه های: سلامت ، سالم ، اسالم ساخته شده اند با واژه سلام عربی هم ریشه نیست . واژه آریایی سلام ( سل=خوشی لوم=پُربرکت ) به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

درِ دین زدن :طلب دین کردن ، از دین سخن گفتن ( ( چند نظامی در دنیا زنی خیز درِ دین زن اگر میزنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

در دنیا زدن:طلب دنیا کردن ، از دنیا سخن گفتن ( ( چند نظامی در دنیی زنی خیز درِ دین زن اگر میزنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

دستکش:دستکش در مصرع اول : سائل ، گدا دستکش : در مصرع دوم : نوعی نان در بعضی از نقاط آذربایجان شرقی بدان " پنج کش " می گویند ، زیرا موقعی که به تنور ...

پیشنهاد
٣

دست به پیشه کشیدن:کار کردن پیشه ای را انجام دادن ( ( دست بدین پیشه کشیدم که هست تا نکشم پیش تو یکروز دست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...

پیشنهاد
٥

دست پیش کسی کشیدن:کنایه از گدایی کردن ، دست دراز کردن ( ( دست بدین پیشه کشیدم که هست تا نکشم پیش تو یکروز دست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

جوانی کردن:کنایه از جهالت و نادانی کردن ( ( پیر بدو گفت جوانی مکن درگذر از کار و گرانی مکن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بتکلف کردن:با رنج و زحمت انجام دادن ( ( چند کلوخی بتکلف کنی در گل و آبی چه تصرف کنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 326 . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

خربندگی:بار کشی ( ( کاین چه زبونی و چه افکندگی است کار گل این پیشه خر بندگی است ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 326 . ) ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیره زبان:بیهوده گوی ( ( آمد از آنجا که قضا ساز کرد خیره زبانی سخن آغاز کرد کاین چه زبونی و چه افکندگیست کاه و گل این پیشه خر بندگیست ) ) ( شرح م ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

تیغ زنان:جنگجویان ( ( تیغ زنان چون سپر انداختند در لحد آن خشت سپر ساختند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 325 . )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

طرف گیر:کناره گیر ( ( در طرف شام یکی پیر بود چون پری از خلق طرف گیر بود ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 325 . ) معانی دیگ ...