پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٥٦
پیشنهاد
١

در زبان ترکی به بیماری همه گیر" آزار" گفته می شود. البته در تلفظ با آزار فارسی کمی فرق دارد. احتمالا به معنی بلا و آفت، رنج و گرفتاری هم معنی می دهد" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد. پتر کبیر یعنی پدر بزرگ.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

منوچهر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " منوچهر" می نویسد : ( ( منوچهر نامی است که از دو پاره ساخته شده است : منو / چهر . این نام در پهلوی منوش چهر manūšč ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سارا: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سارا " می نویسد : ( ( سارا که اگر در پهلوی به کار رفته بود ساراگ sārāg می توانست بود ، به معنی ناب و سره است و ریختی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خنده: در پهلوی خندگ xandag بوده است . ( ( جهان بخش را لب پر از خنده شد تو گفتی مگر ایرجش زنده شد‏ ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پشنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پشنگ" می نویسد : ( ( پشنگ نام پدر منوچهر است و شوی دختر ماه آفرید ، نواده ی ایرج . " پشنگ ریخت پهلوی نام است که در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

کنیزک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کنیزک" می نویسد : ( ( کنیزک : در پهلوی کنیزگ kanīzag بوده است که ریختی است پساوندی از کنیگ kanīg به معنی دختر ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

آژدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آژدن " می نویسد : ( ( آژدن به معنی خستن است و سوزن فرو بردن و سوزن زدن . گونه ای از دیبای زربفت و سوزن ْ دوخت " وشی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاهپور: دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاهپور " می نویسد : ( ( شاهپور در پهلوی شاهپوهر šāhpuhr یا شاهپوسر šāhpusr می توانسته است بود . ) ) ( ( فریدون س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زنار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زنار " می نویسد : ( ( زنار به معنی کمربند است و از یونانی zōnarion برآمده است . چنان می نماید که " بستن کمر به زنّا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بهی" می نویسد : ( ( بهی به معنی " به" است . ریخت پهلوی آن می باید وهیه wehīh بوده باشد . " بهی " ، در بنیاد ، به معن ...

پیشنهاد
١

سپید شدن دیدگان : کنایه ای ایماست از کوری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

درفش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " درفش" می نویسد : ( ( درفش با همین ریخت ، در پهلوی به کار می رفته است . چنان می نماید که ریختی از آن درخش باشد : " د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخته: ( ( تخته در پهلوی در ریخت تختگtaxtag بکار می رفته است. ) ) ( ( ز تابوت زر تخته برداشتند که گفتار او خوار پنداشتند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

آذین: دکتر کزازی در مورد واژه ی "آذین " می نویسد : ( ( چنان می نماید که آذین ریختی از "آیین" باشد هنوز این ریخت در "آیین بستن" در کاربرد و معنی "آذین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

نیازی : دکتر کزازی در مورد واژه ی " نیازی " می نویسد : ( ( نیازی که در پهلوی نیازیگ niyāzīg می توانسته است بود ، به معنی دلبند و گرامی و جانان است و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

چادر :چاترčatur . ستاک واژه همان است که در ریخت شاد ، در شادروان " دیده می شود . ( ( یکی خنجر از موزه بیرون کشید سراپای او چادر خون کشید ) ) ( نا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

دکتر کزازی در مورد واژه ی " دانه" می نویسد : ( ( دانه در پهلوی در ریخت دانگ dānag بکار می رفته است. ) )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

موزه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "موزه " می نویسد : ( ( موزه در معنی کفش و پایْ ابزار ، در پهلوی در ریخت موزگ mōzag بکار می رفته است. ) ) ( ( یکی خن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسنده در ریخت اسم فاعل است که بر پایه ی "بس" ساخته شده است و از این دید، همتای "دیرنده" است اگر بخواهیم ریخت پهلوی آن را باز سازیم وسندک wasandag خوا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

سیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سیر" می نویسد : ( ( سیر در پهلوی سگر sage بوده است ، آنچنانکه " دیر " دگر dagr و " شیر " شگر šage ) ) ( ( مرا تخت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

موبمو:تعبیری است که در مورد بحث از جزئیات وفحص بلیغ بکار می رود . " مو به مو و ذره ذره مکر نفس می شناسیدند چون گل از کرفس" ( شرح مثنوی شریف، فروزان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اَنْگَلْیون: دکتر فروزان فر در مورد "اَنْگَلْیون " می نویسد : ( ( اَنْگَلْیون در اصل یونانی است و ریشه ی آن با انجیل یکی است و به معنی مژده و بشارت ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

حُْکمِ مُرْ: حکم تلخ و مخالف میل ، مجازاً قاطع و کردنی " گفت ای شه گوش و دستم را ببر بینی ام بشکاف و لب در حکم مر" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدی ...

پیشنهاد
١

گره بر آب بستن: بکنایت ، کاری ممتنع و سخت کردن. " او وزیری داشت گبر و عشوه ده کو بر آب از مکر بر بستی گره" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع الزما ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

عشوه ده: مکار و فریب کار

پیشنهاد
١

رشوت بدل قرار دادن: طمع رشوه داشتن رشوه قبول کردن " چون دهد قاضی بدل رُشوت قَرار کَیْ شناسد ظالم از مظلوم زار" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی کردگار از زبان فارسی وارد زبان انگیسی شده و به creator تبدیل شده. بنابراین واژه creator به معنی خالق و آفریننده همان واژه ی کردگار است البته ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

در زبان قزاقی به پدر āke گفته می شود امروزه در زبان فارسی و ترکی و بسیاری از گویش های دیگر فارسی به پدر آقا نیز گفته می شود .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

پتروس به معنی پدر است که از واژه ی یونانی pateras گرفته شده است . در زبان لاتین pater می باشد . این واژه در زبان انگلیسی father و در زبان آلمانی و هل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاپ در انگلیسی همان تغییر یافته "پاپا" یا " بابا " به معنی پدر روحانی است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

هنگامه:هنگامه در پهلوی هنگامگ hangāmg می تونسته است بود . ( ( به هنگامه بازگشتن ز راه نکردی همانا به لشکر نگاه ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

brow انگلیسی تغییر یافته ی ابرو فارسی است دکتر کزازی در این مورد می نویسد : ( ( ابرو در پهلوی بروگ brug بوده است . این واژه با brow در انگلیسی و brau ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوشه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نوشه " می نویسد : ( ( نوشه ریختی پساوندی است از " نوش " ، به معنی انگبین ، شرینی و در پی آن ، باده ی خوشگوار . . . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

flag همان تغییر یافته بیرق به معنی پرچم می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی fire با واژه های فرّه ( فرّه ی ایزدی ) فروغ، افروختن، فروزان، فروهر و. . . همریشه می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فنس در انگلیسی ( fence ) به معنی: حصار، پرچین، خاکریز، نگهداری کردن، نرده کشیدن و. . . می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه ی feature انگلیسی همان تغییر یافته چهره و قسمت جلویی صورت می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه feat انگلیسی تغییر یافته همان فوت و فن فارسی است فرهنگ آرین پور آمده است: چالاک، ماهر، ظریف، شاهکار انه، مهارت، فن و. . .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی father ( آفریننده، پدر ) انگلیسی همان واژه ی فاطر ( آفریننده ی ) عربی می باشد که در قران از اسامی خداوند است : "الحْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

فشین: رسم، بصورت مد درآوردن، مطابق مد روز تهیه کردن. ، مد سازی، جسارت کردن، شهامت داشتن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

fall: در فرهنگ دو جلدی آرین پور در معنی شماره یکfall آمده 1 - سرنوشت، بخت و اقبال، قسمت و نصیب بنابراین می توان گفت این واژه معادل همان واژه ی " فال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه ی goat انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه ی قوچ و واژه ی بز فارسی می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

street: واژه ی street با واژه ی صراط به معنی راه مستقیم همریشه می باشد. واژه ی " street " و واژه ی " صراط " از یک ریشه ی هند و اروپایی هستند . ریشه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

از آنجا که برگهای چای دارای ماده ای به نام ( ( تئین ) ) است . اروپائیان به جای واژه ی چای به آن tea می گویند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

چشیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " چشیدن" می نویسد : ( ( چشیدن در پهلوی در ریخت جخشیتن čaxšitan بکار می رفته است. در این زبان چاشتن čāštan و چاشیتنčā ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

دکتر کزازی در مورد واژه ی "دستور " می نویسد : ( ( دستور در پهلوی در ریخت دستوَر dastwar به معنی فرمان و اجازه است . ریخت پساوندی آن " دستوری " ، در پ ...