پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
در زبان ترکی به بیماری همه گیر" آزار" گفته می شود. البته در تلفظ با آزار فارسی کمی فرق دارد. احتمالا به معنی بلا و آفت، رنج و گرفتاری هم معنی می دهد" ...
پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد. پتر کبیر یعنی پدر بزرگ.
پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد .
منوچهر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " منوچهر" می نویسد : ( ( منوچهر نامی است که از دو پاره ساخته شده است : منو / چهر . این نام در پهلوی منوش چهر manūšč ...
سارا: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سارا " می نویسد : ( ( سارا که اگر در پهلوی به کار رفته بود ساراگ sārāg می توانست بود ، به معنی ناب و سره است و ریختی ...
خنده: در پهلوی خندگ xandag بوده است . ( ( جهان بخش را لب پر از خنده شد تو گفتی مگر ایرجش زنده شد ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...
پشنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پشنگ" می نویسد : ( ( پشنگ نام پدر منوچهر است و شوی دختر ماه آفرید ، نواده ی ایرج . " پشنگ ریخت پهلوی نام است که در ...
کنیزک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کنیزک" می نویسد : ( ( کنیزک : در پهلوی کنیزگ kanīzag بوده است که ریختی است پساوندی از کنیگ kanīg به معنی دختر ) ) ...
آژدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آژدن " می نویسد : ( ( آژدن به معنی خستن است و سوزن فرو بردن و سوزن زدن . گونه ای از دیبای زربفت و سوزن ْ دوخت " وشی ...
شاهپور: دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاهپور " می نویسد : ( ( شاهپور در پهلوی شاهپوهر šāhpuhr یا شاهپوسر šāhpusr می توانسته است بود . ) ) ( ( فریدون س ...
زنار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زنار " می نویسد : ( ( زنار به معنی کمربند است و از یونانی zōnarion برآمده است . چنان می نماید که " بستن کمر به زنّا ...
بهی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بهی" می نویسد : ( ( بهی به معنی " به" است . ریخت پهلوی آن می باید وهیه wehīh بوده باشد . " بهی " ، در بنیاد ، به معن ...
سپید شدن دیدگان : کنایه ای ایماست از کوری
آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...
آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...
درفش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " درفش" می نویسد : ( ( درفش با همین ریخت ، در پهلوی به کار می رفته است . چنان می نماید که ریختی از آن درخش باشد : " د ...
تخته: ( ( تخته در پهلوی در ریخت تختگtaxtag بکار می رفته است. ) ) ( ( ز تابوت زر تخته برداشتند که گفتار او خوار پنداشتند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...
آذین: دکتر کزازی در مورد واژه ی "آذین " می نویسد : ( ( چنان می نماید که آذین ریختی از "آیین" باشد هنوز این ریخت در "آیین بستن" در کاربرد و معنی "آذین ...
نیازی : دکتر کزازی در مورد واژه ی " نیازی " می نویسد : ( ( نیازی که در پهلوی نیازیگ niyāzīg می توانسته است بود ، به معنی دلبند و گرامی و جانان است و ...
چادر :چاترčatur . ستاک واژه همان است که در ریخت شاد ، در شادروان " دیده می شود . ( ( یکی خنجر از موزه بیرون کشید سراپای او چادر خون کشید ) ) ( نا ...
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دانه" می نویسد : ( ( دانه در پهلوی در ریخت دانگ dānag بکار می رفته است. ) )
موزه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "موزه " می نویسد : ( ( موزه در معنی کفش و پایْ ابزار ، در پهلوی در ریخت موزگ mōzag بکار می رفته است. ) ) ( ( یکی خن ...
بسنده در ریخت اسم فاعل است که بر پایه ی "بس" ساخته شده است و از این دید، همتای "دیرنده" است اگر بخواهیم ریخت پهلوی آن را باز سازیم وسندک wasandag خوا ...
سیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سیر" می نویسد : ( ( سیر در پهلوی سگر sage بوده است ، آنچنانکه " دیر " دگر dagr و " شیر " شگر šage ) ) ( ( مرا تخت ...
موبمو:تعبیری است که در مورد بحث از جزئیات وفحص بلیغ بکار می رود . " مو به مو و ذره ذره مکر نفس می شناسیدند چون گل از کرفس" ( شرح مثنوی شریف، فروزان ...
اَنْگَلْیون: دکتر فروزان فر در مورد "اَنْگَلْیون " می نویسد : ( ( اَنْگَلْیون در اصل یونانی است و ریشه ی آن با انجیل یکی است و به معنی مژده و بشارت ب ...
حُْکمِ مُرْ: حکم تلخ و مخالف میل ، مجازاً قاطع و کردنی " گفت ای شه گوش و دستم را ببر بینی ام بشکاف و لب در حکم مر" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدی ...
گره بر آب بستن: بکنایت ، کاری ممتنع و سخت کردن. " او وزیری داشت گبر و عشوه ده کو بر آب از مکر بر بستی گره" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع الزما ...
عشوه ده: مکار و فریب کار
رشوت بدل قرار دادن: طمع رشوه داشتن رشوه قبول کردن " چون دهد قاضی بدل رُشوت قَرار کَیْ شناسد ظالم از مظلوم زار" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع ...
واژه ی کردگار از زبان فارسی وارد زبان انگیسی شده و به creator تبدیل شده. بنابراین واژه creator به معنی خالق و آفریننده همان واژه ی کردگار است البته ب ...
در زبان قزاقی به پدر āke گفته می شود امروزه در زبان فارسی و ترکی و بسیاری از گویش های دیگر فارسی به پدر آقا نیز گفته می شود .
پتروس به معنی پدر است که از واژه ی یونانی pateras گرفته شده است . در زبان لاتین pater می باشد . این واژه در زبان انگلیسی father و در زبان آلمانی و هل ...
پاپ در انگلیسی همان تغییر یافته "پاپا" یا " بابا " به معنی پدر روحانی است .
هنگامه:هنگامه در پهلوی هنگامگ hangāmg می تونسته است بود . ( ( به هنگامه بازگشتن ز راه نکردی همانا به لشکر نگاه ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، می ...
brow انگلیسی تغییر یافته ی ابرو فارسی است دکتر کزازی در این مورد می نویسد : ( ( ابرو در پهلوی بروگ brug بوده است . این واژه با brow در انگلیسی و brau ...
نوشه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نوشه " می نویسد : ( ( نوشه ریختی پساوندی است از " نوش " ، به معنی انگبین ، شرینی و در پی آن ، باده ی خوشگوار . . . ...
flag همان تغییر یافته بیرق به معنی پرچم می باشد.
واژه ی fire با واژه های فرّه ( فرّه ی ایزدی ) فروغ، افروختن، فروزان، فروهر و. . . همریشه می باشد.
فنس در انگلیسی ( fence ) به معنی: حصار، پرچین، خاکریز، نگهداری کردن، نرده کشیدن و. . . می باشد.
واژه ی feature انگلیسی همان تغییر یافته چهره و قسمت جلویی صورت می باشد.
واژه feat انگلیسی تغییر یافته همان فوت و فن فارسی است فرهنگ آرین پور آمده است: چالاک، ماهر، ظریف، شاهکار انه، مهارت، فن و. . .
واژه ی father ( آفریننده، پدر ) انگلیسی همان واژه ی فاطر ( آفریننده ی ) عربی می باشد که در قران از اسامی خداوند است : "الحْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّ ...
فشین: رسم، بصورت مد درآوردن، مطابق مد روز تهیه کردن. ، مد سازی، جسارت کردن، شهامت داشتن.
fall: در فرهنگ دو جلدی آرین پور در معنی شماره یکfall آمده 1 - سرنوشت، بخت و اقبال، قسمت و نصیب بنابراین می توان گفت این واژه معادل همان واژه ی " فال ...
واژه ی goat انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه ی قوچ و واژه ی بز فارسی می باشد.
street: واژه ی street با واژه ی صراط به معنی راه مستقیم همریشه می باشد. واژه ی " street " و واژه ی " صراط " از یک ریشه ی هند و اروپایی هستند . ریشه ...
از آنجا که برگهای چای دارای ماده ای به نام ( ( تئین ) ) است . اروپائیان به جای واژه ی چای به آن tea می گویند .
چشیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " چشیدن" می نویسد : ( ( چشیدن در پهلوی در ریخت جخشیتن čaxšitan بکار می رفته است. در این زبان چاشتن čāštan و چاشیتنčā ...
دکتر کزازی در مورد واژه ی "دستور " می نویسد : ( ( دستور در پهلوی در ریخت دستوَر dastwar به معنی فرمان و اجازه است . ریخت پساوندی آن " دستوری " ، در پ ...