پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٥٢
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

اِفراط: زیاده روی کردن در کاری تَفریط: کوتاهی کردن در کاری در گفتار و نوشتار غالباً ترکیب افراط و تفریط را به عنوان مترادف به کار می برند و حال آنکه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اِعْلان:آگاه کردن، خبر دادن اِعلام: علنی کردن، آشکار ساختن این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. اعلام به کسر اول به معنای" آگاه کردن" و" خبر دادن" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اَعْلام: بزرگان، اسم های خاص، پرچم ها اِعْلام: آگاه کردن، خبر دادن این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. اَعْلام ( جمع عَلَم ) به چند معنی است: یکی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اِعْطا: عَطا: اعطا به کسر اول و سکون دوم، و عَطا، به فتح اول، به معنای" بخشش کردن" و نیز "بخشش" است. ترکیب فعلی آنها در فارسی اِعطا کردن و عَطا کرد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اِعزام: این کلمه در زبان عربی نیامده است، ولی امروزه در فارسی، خاصه در اصطلاح نظامی" اعزام نیرو" چندان متداول است که دیگر نمی توان آن را غلط دانست با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

اَعْراب: این کلمه در عربی اسم جنس و به معنای "عربهای بادیه نشین" است ( مفرد آن اَعرابی است ) و در متون قدیم فارسی نیز به همین معنی به کار رفته است. ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اِعتلا: بلند مرتبه شدن اِعْلا: بلند مرتبه کردن اعتلا به کسر اول و سکون دوم، فعل لازم و به معنای "بلند ( مرتبه ) شدن" است. مثال: اعتلای لوای دین:بلندش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشکال: این کلمه عربی است و بنابراین با ک نوشته می شود و نه "گ". گاهی آن را به صورت اشگال می نویسند و تلفظ می کنند و غلط است. ( غلط ننویسیم ، ابوالح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

اشغال: به کسر اول و سکون دوم در عربی فصیح به کار نرفته است و از این رو بعضی از ادبا استعمال آن را درست نمی دانند. اما اشغال در نوشتار و گفتار امروزه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

اشِعّه: این کلمه جمع است و مفرد آن شعاع به معنای "پرتو "است بنابراین اشعه ها صحیح نیست و به جای آن باید گفت" اشعه" یا" شعاع ها" یا "پرتوها" ( غلط ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣١

اَشعار/اِشعار: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. اَشْعار به فتح اول جمع شعر است. و اِشعار به کسر اول به معنای" اطلاع دادن" است و ترکیب فعلی آن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

اَسْناد/اِسناد: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد اَسناد به فتح اول جمع سند است و اِسناد به کسر اول به معنای" نسبت دادن و ترکیب فعلی آن در فارسی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اسلحه: این کلمه جمع است و مفرد آن سِلاح است. در فارسی، در دوره ی متأخر این کلمه را مانند بسیاری دیگر از جمع های مکسر عربی، مفرد یا اسم جمع تلقی کرده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

اسطبل/اصطبل: اصل این کلمه لاتینی است و املای آن به دو صورت اسطبل و اصطبل در متون فارسی و عربی به کار رفته و هر دو صحیح است. ( غلط ننویسیم ، ابوالح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اسطبل/اصطبل: اصل این کلمه لاتینی است و املای آن به دو صورت اسطبل و اصطبل در متون فارسی و عربی به کار رفته و هر دو صحیح است. ( غلط ننویسیم ، ابوالح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

استوانه /اسطوانه: اصل واژه استوانه فارسی است و اسطوانه معرّب آن است. در متون قدیم بیشتر به صورت اسطوانه آمده است ولی امروزه آن را با "ت " می نویسند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

استوانه /اسطوانه: اصل واژه استوانه فارسی است و اسطوانه معرّب آن است. در متون قدیم بیشتر به صورت اسطوانه آمده است ولی امروزه آن را با "ت " می نویسند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

استمداد: این کلمه را با فعل کرد. باید به کار برد و نه طلبیدن زیرا استمداد خود به معنای "مدد طلبیدن" است و بنابراین" استمداد طلبیدن" حشو قبیح است. فی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

استکبار: یعنی "حالت یا رفتار متکبران و زورگویان و ظالمان "این کلمه، به اصطلاح اسم معنی است و نه اسم ذات. در سال های اخیر به تقلید از زبانهای فرنگی رس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

استعفا: استیفا: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد استعفا" درخواست کنار ه گرفتن از کار" است و استیفا به معنای" بازپس گرفتن به تمامی" یا" درخواست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

استعفا: استیفا: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد استعفا" درخواست کنار ه گرفتن از کار" است و استیفا به معنای" بازپس گرفتن به تمامی" یا" درخواست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

استعفا: این کلمه با فعل کردن به کار می رود و نه دادن در قدیم با فعل خواستن به کار می رفته و نیز به شکل معاف خواستن استعمال می شده است. ( غلط ننویسی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اِستجاره: اِستیجار: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. استجاره در عربی به معنای" پناه بردن" است ( مُسْتجیر به معنای "پناهنده" و مجیر به معن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اسباب: این کلمه در عربی جمع سَبَبْ و به معنای "علت ها" و نیز "ابزارها، آلتها" است، ولی در زبان گفتار امروزه ی فارسی غالباً به عنوان مفرد به کار می رو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

اِسارت: اسیری: اسارت به کسر اول، در عربی به معنای" بستن" است، اما در فارسی به معنای" وضع یا حالت کسی که اسیر است" به کار می رود و اشکالی ندارد. برا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

ازدحام: به معنای" بسیاری و انبوهی ( جمعیت ) ". املایگ آن به همین صورت است. گاهی آن را به صورت ازدهام می نویسند و غلط است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ارض روم: ارزروم از شهرهای مشرق ترکیه. نام این شهر در اصل ارزنة الّروم و سپس ارزن الرّوم بوده و بر اثر اختصار ارزروم شده است نوشتن آن به صورت ارض روم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

اُریب: وُریب: وریب به ضم اول، به معنای "کج" و" راه کج" است. بعضی از محققان این کلمه را مأخوذ از وِراب عربی، به کسر اول، به معنای" راه انحرافی، را ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اُریب: وُریب: وریب به ضم اول، به معنای "کج" و" راه کج" است. بعضی از محققان این کلمه را مأخوذ از وِراب عربی، به کسر اول، به معنای" راه انحرافی، را ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

اَرْگ: به معنای "قلعه کوچکی است که در داخل قلعه ی بزرگ ساخته شود" و املای آن به هر دو صورت یعنی با "ک"یا"گ" پایانی، صحیح است. ( غلط ننویسیم ، ابوال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ارض موعود: امروز ه این اصطلاح برای نامیدن سرزمین کنعان، یعنی مملکتی که موسی علیه السلام به قوم خود وعده داده بود که پس از خروج از مصر به آنجا خواهند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارزروم: از شهرهای مشرق ترکیه. نام این شهر در اصل ارزنة الّروم و سپس ارزن الرّوم بوده و بر اثر اختصار به ارزروم شده است نوشتن آن به صورت ارض روم غلط ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارتجاع: استعمال این کلمه به معنای "مرتجعان" غلط است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

ارباب: کلمه ارباب در عربی جمع رب به معنی "خدا" و "صاحب" و "مخدوم" و نیز" دارنده "است در فارسی نیز آن را به همین معانی و به صورت جمع به کار برده اند. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اِرائه: این کلمه به معنای "نشان دادن" و" به معرض دید گذاشتن "است و نه به معنای" تحویل دادن" یا "تقدیم کردن" در بسیاری از نوشته های معاصران ارائه کردن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

اَراذل: این کلمه در عربی جمع اَرْذَل به معنای" پست و رذل "است ( ارذل در عین حال صفت تفضلی به معنای" رذلتر "نیز هست ) . در فارسی در دوران متأخر اراذل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اَراجیف: این کلمه جمع است و مفرد آن اِرجاف در فارسی مستعمل نیست ( مگر به ندرت در متون کهن ) اراجیف در عربی بیشتر به معنای "سخنان فتنه انگیز" و در فار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

اَرّابه: عَرّابه: به معنای "گردونه" و" گاری ". هردو املا صحیح است جز اینکه اَرّابه فارسی است و معرّب آن عَرّابه ( در اصل: عَرَبه ) است. ارّابه را ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه ی ادبیات ( مفرد آن ادبیّه در فارسی مستعمل نیست ) به معنای آثار شعری و نثری یک سرزمین یا یک زبان یا یک دوره از تاریخ که از نظر هنری دارای ارزش با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اَخَوان: در عربی تثنیه اَخ و به معنای"دو برادر " است. در فارسی معمولا آن را جمع می پندارند. اِخْوان: برادران در عربی اَخَوان به فتح اول و دوم تثنیه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

اَخبار:جمع خبر اِخبار: خبر دادن، آگاه کردن. این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. اخبار به فتح اول، جمع خبر است. ولی اخبار به کسر اول، مصدر و به مع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

احوالات: بسیاری از ادبا استعمال احوالات را غلط می دانند از آن رو که احوال خود جمع حال است و نیاز به جمع مجدد ندارد. البته بهتر است که از استعمال این ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اَحْجام: این کلمه در عربی نیامده است. در کتاب های هندسه و فیزیک گاهی آن را به عنوان جمع حجم به کار می برند و غلط است ( جمع حجم در عربی حُجوم به ضم او ...

پیشنهاد
٥١

احترام گذاشتن به نظر می آید که در این ترکیب، فعل گذاشتن ( با حرف ذ ) غلط باشد و صحیح آن گزاردن با حرف "ز "است یعنی" به جا آوردن" ( برای معانی مختلف و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اَثنا: وسط ، میان اِثنا :دوازده این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد اَثنا ، به فتح اول و سکون دوم ، در عربی به معنای "وسط ، میان "است و در فارسی ف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

امروزه در زبان نوشتار گاهی اثرات را به عنوان جمع اثر به کار می برند و غلط است زیرا بر طبق قواعد صرف عربی ، مصدر هایی را که سه حرف یا کمتر دارند نمی ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ریاضت: دکتر فروزان فر در مورد " ریاضت" می نویسد : ( ( ریاضت رام کردن و پرورش ستور، و در اصطلاح اطبّا ، حرکات بدنی به اندازه ای که به تعب و ماندگی گرا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

تبع:پیرو ، به معنی جمع نیز استعمال می شود . " هر فریقی مر امیری را تبع بنده گشته میر خود را از طمع" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع الزمان ، چاپ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

فریق:گروهی از مردم بیشتر از فرقه ، دسته ای از مردم خواه بسیار یا اندک . " هر فریقی مر امیری را تبع بنده گشته میر خود را از طمع" ( شرح مثنوی شریف، ف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دار و گیر:مجازاً ، حکومت و فرمانروایی ، مشغله و گرفتاری . " قوم عیسی را بد اندر دار و گیر حاکمانشان ده امیر و دو امیر" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ...