پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٢٩)
شادمانی نمودن: شادی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۵ ) .
شادی آوردن: شادمانی آوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۶ ) .
شادروان خضرا: کنایه از آسمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۴۵ ) .
شادروان فلک: کنایه از آسمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۱ ) .
شادباد: رحمت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۸ ) .
شادخه: توسعاً داغ ننگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۸ ) .
شاخشانه: گونه ای ساز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۲۷ ) .
شاد آمدن: خیر مقدم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۶ ) .
شاخ زدن: شاخه برآوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۱ ) .
واژه ی انگلیسی cloud با واژه ترکی بلود ( بلوت ) به معنی ابر سنجیدنی است.
čağrıma ( ترکی استانبولی ) به دعوتم ، به درخواستم ، از مصدر ترکی čağrmak دعوت کردن ، فرا خواندن ، Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ...
gečti ( ترکی استانبولی ) : گذشت ، گذر کرد ، رد شد . از مصدر ترکی gečmak ( گذشتن ، رد شدن ) به ترکی آذربایجانی kečmək Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce ...
gūlūp ( ترکی استانبولی ) خندید ، خندیده ، خنده زنان ، با خنده . از مصدر ترکی gūlmak ( خندیدن ) Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ست ...
Aldırmadı ( ترکی استانبولی ) اهمیت نداد . Aldırmak اهمیت دادن . التفات نکردن . Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره اسمش را بر ر ...
yıldızla : ( ترکی استانبولی ) با ستاره ، به کمک ستاره . yıldız : ستاره Binlerce yıldızla : با هزاران ستاره ، بااستفاده و بکار بردن هزاران ستاره . ...
Binlerce ( ترکی استانبولی ) هزاران . Bin : هزار . در ترکی آذربایجان min Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره اسمش را بر روی آسم ...
adını ( ترکی استانبولی ) : نامش را . ad : نام اسم Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره اسمش را بر روی آسمان نوشتم Aldırmadı gūl ...
yazdım ( ترکی استانبولی ) : نوشتم ، فعل ماضی اول شخص مفرد . از مصدر ترکی yazmak ( نوشتن ) . Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره ...
Gōkyūzūne ( ترکی استانبولی ) بر روی آسمان . Gōk : آسمان ūz : روی ، چهره. ūzūne : به روی Gōkyūzūne yazdım adını Binlerce yıldızla با هزاران ستاره ...
سی و دو آسیا: کنایه از دندان ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۶ ) .
سیماب در گوش ریختن: کرساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۷ ) .
سیماب ناب: جیوه ی بی غش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۹۲ ) .
سیر کردن: اشباع نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۰ ) .
سیرشدن: اشباع شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶ ) .
سیل جارف: سیل بنیان کن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۹ ) .
سیرت باطن: خوی درونی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۶ ) .
سیرت حمیده:خوی ستوده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۶ ) .
سیر حمیده: خلق های پسندیده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۶ ) .
سیر انجم: گردش ستارگان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۰ ) .
سیر بودن: مشبع بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۶ ) .
سیدالشرق و الغرب: آقای خاور و باختر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲ ) .
سیاه کرده: تیره ساخته، مخدوش نموده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰۱ ) .
سیاه گردانیدن:تیره ساختن ، مخدوش نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۶۹ ) .
سیاه گشتن روی: مخدوش شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۶ ) .
سیاه شدن ستاره: محو شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۶ ) .
سیاست راندن: تنبیه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۱۵ ) .
سهل المشرع: آسان یاب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴۳ ) .
سیارات کواکب: ستارگان گردنده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۰ ) .
سیاست پادشاهی: تدبیر پادشاهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۲ ) .
سویدای سینه: مرکز سینه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۰ ) .
سه روزه :منسوب به سه روز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۷ ) .
سهل المأخذ: آسان یاب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴۵ ) .
سوگند یاد کردن: قسم خوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۹۱ ) .
سویدای دل: نقطه سیاه دل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۷ ) .
سوگند عظیم: یمین مغلظ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۴ ) .
سوگند مغلظ: سوگند بزرگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۷ ) .
سوز و ساز:سوختن ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۷ ) .
سوسن وار: مانند سوسن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۶۹ ) .
سود و زیان: نفع و ضرر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۵ ) .
سود ده چهل: نفع چهار برابر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۰ ) .