پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
قدح و مدح : عیب گویی و ستایش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص5 ) .
قبل ما : پیش از آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص482 ) .
قبله کردن : قرار دادن قبله . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص286 ) .
قایم ماندن : پایدار ماندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 154 ) .
قبل الخطوه : پیش از قام زدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص81 ) .
قاصر نظر : کوتاه بین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 210 ) .
قاعده ی معهود : رسم متعارف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 195 ) .
قاصد افاک : قصد کننده ی دروغگو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 375 ) .
قاصر آمدن : ناتوان گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 8 ) .
قادر دانستن : توانا شناختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 106 ) .
قاذورات کدورات : کدورت های پلید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 239 ) .
فیضان کردن : ریزان شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص300 ) .
فیما بعد : ازآن پس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص241 ) .
قابض ارواح : گیرنده ی جان ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 97 ) .
فی الحال : در دم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .
فی الجمله : باری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص11 ) .
فوطه ی شابوری : منسوب به شابور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 528 ) .
فهم کردن : فهمیدن ، دریافتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص326 ) .
فوائد موروث : میراث های سودمند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 59 ) .
فوز نجات : رستگاری ، رهایی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .
فواتح ثنا : سرآغاز های ثنا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 296 ) .
فوات فرصت : نیست شدن فرصت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 88 ) .
فوائد فطنت : سود های هوشیاری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص24 ) .
فنون حیل : شاخه های مکر ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 202 ) .
فنون دانش : شاخه های علم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 186 ) .
فلک اعظم : فلک نهم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 180 ) .
فلک البروج : فلک هشتم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 180 ) .
فلک قمر : از فلک هاست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص183 ) .
فقاع گشودن : تفاخر کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 161 ) .
فقر و فاقه : ناداری و تهیدستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 233 ) .
فطانت ذهن : هوشیاری ذهن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 231 ) .
فعال بد : کار های بد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 236 ) .
فعل جمیل : کار نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 218 ) .
فضیلت فضل : برتری علم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 23 ) .
فطام یافتن : بازگرفته شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص24 ) .
فضول طبع : یاوه های طبع . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص25 ) .
فضیلت پرور : دانش پرور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 312 ) .
فضیلت دانایی: برتری دانش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص109 ) .
فضول جوی : فزون طلب ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص546 ) .
فضول حاجت : فزونی نیاز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 51 ) .
فضل پرور : دانش پرور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 312 ) .
فضل تقدم : برتری پیشی جویی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 274 ) .
فضلات عرق : زایده های خون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص101 ) .
فضالات فضل : بازمانده های فضل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 6 ) .
فضایل ذات : برتری های ذات . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .
فضای هوا: ساحت هوا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص485 ) .
فصول گفتن : ابواب گویی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 326 ) .
فساد پذیرفتن : تباه شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص264 ) .
فساد ضمیر : تباهی درون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 522 ) .
فزونی داشتن : برتری داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 92 ) .