پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٥٢
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فساد اندوز : تباه کننده ، شریر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 342 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فساد انگیزی : آشوبگری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 476 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریضه دانستن : واجب شمردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 100 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریزدانی : فره ی ایزدی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص65 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریاد رسی : یاری گری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 321 ) .

پیشنهاد
٠

فریاد بر آوردن : به آواز یاری خواستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 149 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرومایگی نفس : پستی نفس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 205 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو گشودن : باز کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 137 ) .

پیشنهاد
٠

فرو گشودن زیور : از هم باز کردن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 95 ) .

پیشنهاد
٠

فرو گرفتن عنان : کشیدن مهار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 48 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فر و فرهنگ : شکوه و ادب . ( ( . . و رنگ فرّّ و فر هنگ بر وجنات او لایح ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 109 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروگرفتن رخت : منتقل شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص496 ) .

پیشنهاد
٢

فرو شدن پای دل : فرو رفتن پای دل . ( ( شاه را پای دل به گلی فروش که به بیل دهقان نبود. . . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 4 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو خواندن : خواندن . ( ( و هر ساعت فرو می خواند. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص97 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرو خوردن : بلعیدن ، فرو بردن . ( ( بطی به منقار برگرفت و فرو خورد. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 224 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو بیختن : بیختن ، غربال کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 119 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو پریدن :پریدن ، به پایین آمدن . ( ( و به این اندیشه از درخت فرو پرید و به نزدیک راسو رفت و سلام کرد. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروبردن نهال : غرس کردن ، نشاندن درخت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 187 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو بستن چشم : چشم بر بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 401 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو آسودن : استراحت کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص222 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فرمودن : دستور دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 40 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرق و تارک : سر، رأس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص330 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرق نهادن : جدا کردن ، امتیاز گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 492 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرعون وار : مانند فرعون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 409 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرق رعایا : گروه های رعیت ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 43 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرط شقاوت : بسیاری بدبختی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرصت طلبیدن : مترصد وقت بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 216 ) .

پیشنهاد
٠

فرصت نگاه داشتن : مراقب وقت بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 291 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرصت جستن : مترصد وقت بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 456 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرصت جویی: مترصد وقت بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 360 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرشته صورت: زیبارو. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرش پلاس : گستردنی پشمینه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرس . . . انداختن : اصطلاح شطرنج . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 467 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فرس . . . راندن : اصطلاحی در شطرنج . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص467 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزندی : منسوب به فرزند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 272 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرزین بند : اصطلاحی در شطرنج . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 404 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزند زاده : نوه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 23 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فردوس اعلی : بهشت برین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 193 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فردوسی وار : مانند فردوسی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 7 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرجه ی مفصل : رخنه ی مفصل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 380 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فرجام کار : پایان امر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 232 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرجه ی فرج : رخنه ی گشادگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 215 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فربه سرین : چاق سرین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص274 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراهم آمده : گرد آمده ، اندوخته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص545 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراوان سخن : پرگوی ، مکثار ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 204 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرانهادن قدم : گام پیش گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص160 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

صلاح طلبیدن : نیکی خواستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 467 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

واژه کُلِّ فارسی به معنی همه، تماما از واژه ی ترکی کؤل ترکی به معنی بوته، شامل: برگ، ساقه و ریشه گیاه گرفته شده است. بدین معنی که در زبان ترکی به تما ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

صمیم دل : پاک دل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 25 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

صناعت حراثت : پیشه ی کشاورزی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص79 ) .