پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
قلم کشیدن : باطل ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 381 ) .
قلم . . . راندن : نوشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 208 ) .
قلم کردن انگشت : قطع کردن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 75 ) .
قلم در . . . کشیدن : باطل کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص220 ) .
قلم . . . برگرفتن : معاف داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص196 ) .
قلت مبالات : کمی پروا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 49 ) .
قلب الشتا : وسط زمستان ، آتش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص162 ) .
قلب المجن : دگرگونی سپر ، کنایه از بی حیایی ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 353 ) .
قلب در قلب : وسط در وسط . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص410 ) .
قطع کلی : بریدن تمام , جدایی کلی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص102 ) .
قطع مهالک : طی کردن مهلکه ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 530 ) .
قضیه ی فکرت : موضوع اندیشه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 25 ) .
قضیه ی وفاق : موضوع موافقت دوستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 105 ) .
قضای مبرم : تقدیر قطعی , کنایه از مرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 374 ) .
قضیه ی شرع : موضوع شرع . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص273 ) .
قضای شهوت : رفع شهوت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 51 ) .
قصه کردن : داستان گفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 78 ) .
قصه نوشتن : ماجرا گفتن ، عرض حال کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 90 ) .
قصد پیوستن : آهنگ کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 420 ) .
قصد جان کردن : سوءقصد نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 479 ) .
قصد در پیوستن : آهنگ کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 420 ) .
قصب السبق ربودن : نی پیشی جستن را بردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 8 ) .
قصد اندیشیدن : سوءقصد کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 319 ) .
قصاران : شویندگان ، گازران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 223 ) .
قریب العهد : نزدیک به زمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص5 ) .
قرعه افتادن : اصابت کردن قرعه ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 353 ) .
قرة عین : روشنی چشم ، فرزند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 519 ) .
قربان کردن : ذبح کردن ، فدا نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص100 ) .
قربت جوار : نزدیکی همسایگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 476 ) .
قرب جوار : نزدیکی همسایگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص538 ) .
قران کردن : نزدیک شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 401 ) .
قرایح سلیم : قرسحه های درست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص4 ) .
قرار اصلی : نتیجه ی اصلی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 36 ) .
قرار افتادن : نتیجه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 9 ) .
قرار دادن : عهد بستن ، شرط کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 430 ) .
قرابه ی پیروزه رنگ : کنایه از آسمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص134 ) .
قرار اصل : نتیجه ی اصل ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 271 ) .
قدم گزاردن : گام زدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 34 ) .
قدم . . . نهادن : اقدام کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 144 ) .
قدم فرا نهادن : پیش رفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 160 ) .
قدم گذاردن : گام نهادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 34 ) .
قدم ذات : کهنگی ذات . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 546 ) .
قدم فراتر نهادن : پیش رفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 140 ) .
قدم تجاسر : گام چیرگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص47 ) .
قدم در پیش نهادن : جلو آمدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 400 ) .
قدم افشردن : پافشاری کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 247 ) .
قدمای ملوک : پادشاهان پیشین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 123 ) .
قدم باز پس نهادن : عقب نشستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 141 ) .
قدر وسع : اندازه ی گشایش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .
قحط کرم : نایابی بزرگواری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص19 ) .