پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٤٦
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کافه ی خلایق : جمیع آفریدگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 28 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کافه ی خلق : جمیع آفریدگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 28 ) .

پیشنهاد
٠

کارگاه کون و فساد : جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص547 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار سپردن : انجام دادن کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص87 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارد کشیده : چاقو کشیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 249 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارگاه غیب : تقدیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 409 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار دراز شدن : طولانی شدن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 375 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارگاه تحریر : نگارستان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 14 ) .

پیشنهاد
٠

کار گاه جبر و قدر : جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص68 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارد برکشیدن : چاقو کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 235 ) .

پیشنهاد
-١

کارد به استخوان رسیدن : مستأصل شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 419 ) . کارد به استخوان رسیدن ؛ از دست دادن هرگونه چاره و ر ...

پیشنهاد
٠

کار به جان رسیدن : مستأصل شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص462 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار جستن : یافتن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 255 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار برآمدن : انجام یافتن کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 360 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاخ خسروان : قصر شاهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 129 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

لازم شدن : واجب گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص7 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاژورد اندود : اندوده به لاژورد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 250 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

لازم دانستن : واجب شمردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 512 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش مالیدن : تنبیه کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 231 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

لازم آمدن : ناگزیر بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص218 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش مال دادن : تنبیه دادن , متوجه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 312 ) .

پیشنهاد
٠

گوشمال فرمودن : تنبیه کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص219 ) .

پیشنهاد
١

گوش فرا. . . داشتن : تسلیم شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 104 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گهرداری : اصالت ، نجابت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص458 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوی انداختن : گوی بازی کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص261 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوی . . . ربودن :بردن بازی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص304 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش فرا دادن : گوش نهادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 518 ) .

پیشنهاد
٠

گوشت و موی ریخته : رنجور و بیمار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 103 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش پاره : تکه گوشت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 293 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوسپند گله : رمه ی گوسفند ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 46 ) .

پیشنهاد
٠

گوش باز داشتن : مراقب بودن ، توجه داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 38 ) .

پیشنهاد
٠

گوش به خود داشتن :مراقب خود بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص207 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گنه کاری : بزهکاری ، خطا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص465 ) .

پیشنهاد
٠

گنده پیر رعنا: کنایه از جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 143 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گم کردن راه : بیراه شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص187 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمانی بردن : خیال کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص390 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلوگاه نای : مجرای نی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 130 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ریدک، در پهلوی ریتک rētak، به معنی برده ی جوان و "غلام بچه" است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

وشیّ دکتر کزازی در مورد واژه ی "وشی " می نویسد : ( ( وشّی گونه ای دیبای زربفت و گرانبها بوده است که در شهر " وش"بافته می شده است و ریختی است پساوندی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ما در زبان ترکی به آن "قاشْقالْداق" که تغییر یافته ی "قاشی قایداخ" به معنی "پیشانی برگشته" می گوییم. این پرنده سیاه رنگ است و پیشانی آن سفید است. بیش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

قیصر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "قیصر " می نویسد : ( ( قیصر در پهلوی کسر kēsar بَرنام پادشاهان روم است. قیصر در آغاز نام ژولیوس سزار بوده است و پس از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فغفور: دکتر کزازی در مورد واژه ی "فغفور " می نویسد : ( ( فغفور بر نام پادشاهان چین بوده است . فغفور ریخت تازیکانه ی بغپور در پارسی است که در واژه، به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراق زده : هجران دیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 400 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراکاردادن : به کار روی آوردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 382 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراش حریری : جامه ی خواب پرند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص292 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فراغ خاطر : آسایش خاطر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 283 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فراغ دل : آسودگی دل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 336 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراش بیماری : بستر مرض . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 267 ) .

پیشنهاد
٠

فراز آورد وقت : پیش آورد وقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 40 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراز آمد بخت : پیشامد بخت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 40 ) .