پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
گاو ماهی : گونه ای ماهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص361 ) .
گاورس ریزه: دانه ی ارزن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 161 ) .
گاه خفتن : زمان خواب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص59 ) .
گاو طبع : ابله . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص411 ) .
گاو پای : نام دیوی است . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 21 ) .
گام بر گرفتن : قدم گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 87 ) .
کید کردن : مکر ورزیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص96 ) .
کیسه ی پرداز : بذل ، خرّاج . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص156 ) .
کهنه پیرای : آنکه کهنه را می پیراید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 285 ) .
کهتر داری : کوچک نوازی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 458 ) .
کهتر نوازی : حقیر پروری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص521 ) .
کون خر : ابله ، بی تمییز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص342 ) .
کوزه ی فقاع : کوزه آب جو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص114 ) .
کوفته دل : آزرده ، رنجیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص398 ) .
کوتاه دیده : قاصر نظر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص452 ) .
کوتاه طمعی : کم طمعی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص270 ) .
کواسر عقبان : عقابان شکاری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص486 ) .
کواعب اتراب : همسالان نارپستان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 194 ) .
کواسر طیور : پرندگان شکاری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 301 ) .
کنده آمدن: کنده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص410 ) .
کنده بر پای نهادن: پای بند چوبین بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 203 ) .
کمین گشودن : ناگاه تاختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 108 ) .
کندن دندان : کشیدن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 419 ) .
کمین . . . گشودن : ناگاه تاختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص134 ) .
کمون نفس : پوشیدگی نفس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص511 ) .
کمین . . . بر جان کسی گشودن : ناگاه بر او تاختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص108 ) .
کم زن : قمار باز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 178 ) .
کمر بر بستن : آماده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص252 ) .
کم خوردن : اندک خوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص204 ) .
کمال براعت : نهایت دشواری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 16 ) .
کمال صور : تمامی صورتها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص362 ) .
کمال معنی : تمامی معنی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص39 ) .
کم آزرمی : بی انصافی ، بی حیایی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص275 ) .
کم آزاران : آنان که زحمت کم دهند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص221 ) .
کم آزاری : کم زحمت رساندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص43 ) .
کلید بر طاق : آلت بی مصرف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص104 ) .
کلمه ی ایمان : اشهد ان . . . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص114 ) .
کلمة المسیح : سخن مسیح . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص84 ) .
کلاه ربودن : به فریب مال بردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص332 ) .
کلاه گوشه : گوشه ی کلاه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص330 ) .
کلاته ی گدایان: خانه ی محقر گدایان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .
کلام ازلی : قران. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص29 ) .
کلام مجید : قرآن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص35 ) .
کفل گرد : گرد سرین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص74 ) .
کلاءت: نگهبانی ، حمایت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص83 ) .
کف کریم : کف بخشنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص19 ) .
کف کفایت : کف با لیاقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص262 ) .
کفتار وار : مانند کفتار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 47 ) .
کفالت نمودن : تعهد کردن ، عهده دار شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص57 ) .
کفاف جویی : اندازه ی مقدر روزی طلبیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص154 ) .