پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٤٢
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژه ی قمار فارسی در زبان های غربی به game به معنی بازی و بازی شرط بندی، بازی سرگرم کننده تبدیل شده است. بنابراین واژه ی قمار با game همریشه می باشد. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گل رخان : زیبا رویان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 40 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گل آغشته : گل آلود . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 408 ) .

پیشنهاد
٠

گل بر دیوار زدن : اثر گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص91 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتار چرب : سخن مطلوب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص227 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گفته ها : اقوال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 143 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشتن حال : دگرگونی حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 233 ) .

پیشنهاد
٠

گشودن کمین بر جان کسی : حمله ور شدن به او . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص108 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گشاده داشتن : مفتوح نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 319 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشاده کام : دهان باز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 154 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گسیختن از : دور شدن ، بریدن از . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص137 ) .

پیشنهاد
٠

گشاد دادن تیر : رها ساختن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص207 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گسسته طناب : ریسمان گسسته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 84 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گسسته کردن : پاره نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 105 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گستردن بساط : پهن کردن گستردنی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص137 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارده آمدن : ادا شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص142 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزاف گو : لاف زن ، یاوه گو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص243 ) .

پیشنهاد
٠

گریستن به هزار چشم بر کسی : دل سوزاندن بر او . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گریه ی زار : گریستن به سوز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 205 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزاردن عقبات : سپردن گردنه ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 531 ) .

پیشنهاد
٠

گریبان در کشیدن : آزاد شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص485 ) .

پیشنهاد
٠

گره در ابرو داشتن : ترشرو بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 157 ) .

پیشنهاد
٠

گرم گشتن هنگامه : رونق یافتن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 50 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرم راندن : تند رفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص314 ) . گرم راندن ؛ تند راندن. بتندی رفتن. تیز رفتن. بدون درنگ حرکت کردن. ...

پیشنهاد
٠

گرم کردن هنگامه : حرارت بخشیدن به آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص326 ) .

پیشنهاد
٠

گرفتن در دل کسی : تأثیر گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص227 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرگ ربانی : تاراج ، غارت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 47 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردون دوار : آسمان گردنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص151 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گردون گردان : آسمان گردنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 207 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردن و دوش : دو عضو بدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص330 ) .

پیشنهاد
٠

گرد فرو داشتن : سر خم کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص505 ) .

پیشنهاد
٠

گردن نرم داشتن : تمکین کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص360 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردنان مملکت : بزرگان کشور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 484 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد گشتن : دور زدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 225 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد کرده : جمع آورده ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 167 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گردش گردون : سیر روزگار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص151 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردش حال : دگرگونی احوال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 264 ) .

پیشنهاد
٠

گرد گام شکافتن : رسیدن ، به گرد کسی رسیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 364 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گردش روزگار : سیر ایام . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 199 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردش ایام : سیر روزگار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص78 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد افشاندن : گرد وغبار پاشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص303 ) .

پیشنهاد
٠

گردانیدن از راه : منحرف ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص147 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد بر آمدن : دور گردیدن ، غبار بر انگیخته شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص109 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد آمدن با: جماع کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 292 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گراییدن با : مسل کردن به ، متمایل شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص255 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گربگان : گربه ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص48 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گران تر : سنگین تر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص183 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذریان : عابران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 311 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گرامی داشت : عزت ، حرمت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص161 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذاشتن شب : سپری کردن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص96 ) .