پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
منصوب گردانیدن : نصب کردن ، گماشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص388 ) .
منضد کردن : منظم نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 548 ) .
منسوب گشتن : نسبت داده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 69 ) .
منشرح گردانیدن : باز گشادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 307 ) .
منسوب گردانیدن : منتسب ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 76 ) .
منسوب کردن : منتسب نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 225 ) .
مُنزل آمدن : فرود آمدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ) 396.
منسوب شدن : نسبت داده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 175 ) .
نا افتاده : واقع نشده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص392 ) .
ناب نهنگ : دندان نهنگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص255 ) .
میل . . . در دیده کشیدن : کور کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 374 ) .
میان . . . در بستن : آماده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص11 ) .
میان چست کردن : آماده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 274 ) .
مهمل گذاشتن : یاوه گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 61 ) .
مهیب منظر : ترسناک رخسار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص339 ) .
مهمات احوال : احوال بزرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص343 ) .
مهمان دار : مضیف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 160 ) .
مهلت خواستن : زمان طلبیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 430 ) .
مهره انداختن : مهره افگندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 145 ) .
مهره باز چیدن : پهن کردن مهره . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 442 ) .
مهر المثل : کابین بعد از زفاف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص20 ) .
مُهر نهادن : مُهر کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص128 ) .
مُهر . . . برداشتن : گشودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 226 ) .
مهر فرزندی : محبت فرزندی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص471 ) .
مهر افکندن بر کسی : محبت ورزیدن به او . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص33 ) .
مهتر دستوران : بزرگ وزیران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 155 ) .
مهالک راه : مهلکه های راه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 243 ) .
مهتر پریان : بزرگ پریان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص95 ) .
مومن نهاد : با ایمان اصیل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 482 ) .
موی از خمیر بیرون آوردن : رها ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص211 ) .
موم روغن حیل : موم آغشته به روغن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 107 ) .
موم سرشت : آنکه طبیعتش نرم است . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص482 ) .
مولی الامم : سرور امتها ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص12 ) .
مولی النعم : ولی نعمت ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص12 ) .
موکل گردانیدن : محول ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 312 ) .
مؤکد گردانیدن : استوار ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص269 ) .
موکل کردن : گماردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 312 ) .
موقوف داشتن : موکول ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62 ) .
موقوف گردانیدن : بازداشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص24 ) .
موقع خطر : محل خطر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص141 ) .
موقف تردد : جای تردد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص217 ) .
موقوف بودن : موکول بودن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 ) .
موسوم کردن : نشاندار ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 458 ) .
مؤذن رومی نژاد : کنایه از خروس سفید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 331 ) .
موسوم شدن به گناه : شناخته شده به گناه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 44 ) .
مؤثر آمدن : مفید گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص222 ) .
موحشات کلمات : کلمات ترسناک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 230 ) .
واژه ی clik انگلیسی با واژه ی ترکی چِلْتِک به معنی, "ضربه زدن با انگشت به چیزی" سنجیدنی است. در زبان ترکی یک جمله و ترکیب کنایی می گوید: " چلتیک وی ...
واژه ی bind انگلیسی تغییر یافته ی واژه ی " بند " فارسی است که با واژه ی بستن، بند ( زندان ) ، بنده، همریشه می باشد از این واژه، کلمه ی باند، ( زخم بن ...
واژه ی قمار فارسی در زبان های غربی به game به معنی بازی و بازی شرط بندی، بازی سرگرم کننده تبدیل شده است. بنابراین واژه ی قمار با game همریشه می باشد. ...