پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٢٩)

بازدید
٣٤,٥١٣
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معیت بالعلیة ؛ عبارت است از دو علت مستقل برای معلول واحد بالنوع یا دو معلول برای علت واحد مستقل. ( فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ) . و رجوع به ترکیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- به معیت ؛ به صحابت. به همراهی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شی معهود ؛ چیز شناخته شده که مسبوق به شناسایی وی باشند. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسکن معهود ؛ خانه معتاد و منزلی که به وی خو کرده باشند. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معونت کردن ؛ یاری کردن. کمک کردن : بنده خویش را معونت کن ای جهان را شده به عدل معین. مسعودسعد. و پیوسته جاروب برگرفته بودی و مساجدمی رفتی و ضعفا را ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معول علیه ؛تکیه شده بر او. آنکه بر او اتکال و اعتماد شده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . || محل اعتماد. ( ناظم الاطباء ) . قابل اعتماد. ( یاددا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقوق معوقه : حقوق عقب افتاده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معوق گذاشتن ؛ به تعویق انداختن. به عقب انداختن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معوق ماندن ؛ به تعویق افتادن. به عقب افتادن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی ً و لفظاً ؛ از حیث معنی و لفظ.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم معنی ؛ اسمی که مسمی را با حس درک نتوان کردن ، مرادف اسماء اعمال ، مقابل اسماء اشباح و اسماء اعیان و اسماء ذات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . و ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی ؛ در حقیقت. در باطن : همه آورده بود زیر نورد آن بصورت زن و به معنی مرد. نظامی. قامت زیبای سرو کاینهمه وصفش کنند هست به صورت بلند لیک به معن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درمعنی ؛ به حقیقت. درحقیقت : پس ز من زایید درمعنی پدر پس ز میوه زاد درمعنی شجر. مولوی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عالم معنی ؛ عالم روحانی و غیبی. ( ناظم الاطباء ) . عالم باطن. عالم مجردات.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- معنی گرفتن ؛ اخذ معنی کردن. دارای معنی شدن : جود تو از جود معن معنی گرفته است. ( تاریخ بیهق ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- آدم بی معنی ؛ ابله و احمق و نادان و هرزه گو. ( ناظم الاطباء ) . که از حقیقت و مردمی بدور باشد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی پیچیده ؛ مضمونی که بی تأمل و فکر نتوان یافت. ( آنندراج ) : به وصفش معنی پیچیده بستم طلسم بیرهش پیچیده بستم. ملامنیر ( از آنندراج ) . هر تهی ک ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی دادن ؛ افاده معنی کردن. رساندن معنی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرمعنی ؛ دارای معنایی عمیق. سرشار از معنی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم معنی ؛ علم فصاحت و بلاغت. رجوع به معانی و رجوع به فصاحت و بلاغت شود.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی بیگانه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تمام معنی ؛ کاملاً. بی کم و کاست. به مفهوم کامل کلمه : فلانی به تمام معنی انسان واقعی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- دوست معنوی ؛ دوست درونی. ( ناظم الاطباء ) . دوست منزه از شوائب مادی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرد معنوی ؛ آنکه در عالم معنی سیر کند. سالک راه حق : من که قاضی ام نه مرد معنوی زین مرقع شرم می دارم همی. عطار ( منطق الطیر چ مشکور ص 125 ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقامات معنوی ؛ مراتب سیر باطنی. درجات سلوک به سوی حق. مقامات عرفانی : بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی می خواند دوش درس مقامات معنوی. حافظ.

پیشنهاد
٠

این مال من این مال منبر این هم مال ننه قنبر؛ معلوم است که منبر هم متعلق به گوینده و ننه قنبر نیز زن او بوده است. مثل را در موقعی که قاسم ، تقسیمی را ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

منبر نه پایه ؛ کنایه از عرش است که فلک نهم باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) . عرش و فلک نهم. ( ناظم الاطباء ) : کرسی شش گوشه به هم درشکن منبر نه پایه به ه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبر آلودگان ؛ کنایه ازقالب و جسد فاسقان و نامقیدان باشد. ( آنندراج ) . قالب فاسقان و نامقیدان. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبر رفتن ؛ در تداول پرگوئی کردن ، مخصوصاً در بدگوئی از کسی : برای من منبر رفته است. شنیده ام پشت سر من منبر رفته ای !

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل منبر ؛ روضه خوان. خطیب. واعظ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- معنبرذوائب ؛ دارای زلفهای خوشبو. عنبرین موی. عنبرین زلف : معنبرذوائب معقدعقایص مسلسل غدایر سجنجل ترائب.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنبر طناب ؛ طنابی به رنگ عنبر. استعاره از تاریکی و روشنی صبح : زد نفس سر به مهر صبح ملمع نقاب خیمه روحانیان کرد معنبر طناب. خاقانی ( دیوان چ سجادی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمند معنبر؛ کنایه از گیسوی عنبرین است. زلف معطر : ساقی آن عنبرین کمند امروز در گلوگاه ساغر افشانده ست ابرش آفتاب بسته اوست تا کمند معنبر افشانده ست. ...

پیشنهاد
٠

رجل معن فی حاجته ؛ مرد سهل و آسان درحاجت. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمولی سنوات ؛ مقرری و انعام که همه ساله داده می شود. ( ناظم الاطباء ) . - || هرچیز که همه ساله بجا آورده می شود. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حروف معمولی ؛ حروف مطبعه که ریز باشد در همان قالب ، مقابل حروف سیاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنا به معمول ؛ طبق عادت. حسب المعمول.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برحسب معمول ؛ طبق مرسوم. مطابق عادت.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

معمم شدن ؛ عمامه بر سرگذاشتن. ( ناظم الاطباء ) . || مهتر و سید قوم. ( ناظم الاطباء ) . مرد بزرگی که قوم امور خود را بدو سپارند و عوام بدو پناه برند. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمارباشی ؛ رئیس گروه معماران. رئیس صنف معماران در دوران صفویه و قاجاریه. و رجوع به مرآة البلدان ص 25 شود. - || عنوان احترام آمیزی است برای معمار.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمارخانه ؛ اداره ای در دوران حکومت قاجار که خانه ها و کاخهای سلطنتی زیر نظر آن اداره مرمت و تعمیر می شد. و رجوع به مرآت البلدان ص 25 شود.

پیشنهاد
٠

معمار کارخانه قدرت ؛ کنایه از خداوند عالم می باشد. ( از ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمانامه ؛ نامه آمیخته به معما. نامه رمزآمیز. نامه به رمز که چون به دست بیگانه افتد فهم آن مقدور نباشد : و مسعدی را گفته آمد تا هم اکنون معمانامه ای ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

خط معما ؛ خط رمزآلود. خط مرموز : در زهد نه بینایی لیکن به طمع در بر خوانی در چاه به شب خط معما. ناصرخسرو. گر گشته ای دبیر فروخوانی این خطهای خوب مع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شجرة لبنی ؛ میعة. عبهر. شجرة مریم. اصطراک. حب الفول. ( یادداشت مؤلف ) .

پیشنهاد
٠

شجرة معرفةالخیر ؛ به معنی شجرةالحیاة است. ( از اقرب الموارد ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شجرة مریم ؛ نبات بخور مریم است. برگ آن مانند برگ لبلاب کبیر است یک روی آن سبز و روی دیگر مایل به سفیدی و مزغب و ساق آن به اندازه چهار انگشت است و گل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شجره نامه ؛ شجرةالنسب. نسب نامه. فهرست اسامی اجداد و پدران کسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شجرةالنسب ؛ شجره نامه که در آن از نام جد اعلی تا بقیه اولاد ذکر شود. ( از اقرب الموارد ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شجرةالحائضه ؛ اسم ام غیلان است. ( مخزن الادویه ) .