پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٥٥٧)

بازدید
٣٩,٣٩٧
پیشنهاد
٠

شرکت سهامی پنبه و نوغان ؛ شرکتی است دولتی که در سال 1328 هَ. ش. با سرمایه اولیه 142 میلیون ریال تأسیس شد و امروز سرمایه آن 390 میلیون ریال میباشد و ...

پیشنهاد
٠

شرکت سهامی فرش ایران ؛ در بهمن ماه 1314 هَ. ش. به موجب قانون تجارت با سرمایه اولی 10500000 ریال تأسیس شد، و سرمایه کنونی بالغ بر 116354840 ریال میبا ...

پیشنهاد
٠

شرکت تعاونی مصرف ؛ شرکتی که سرمایه آن از فروش سهام کوچک و به منظور تهیه و فروش لوازم زندگانی کارمندان و کارگران و جز آنان تشکیل شود و نفعو ضرر به نسب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت سهامی ؛ شرکتی است که نامی جز نامهای شرکاء دارد و سرمایه آن از پیش به سهام متساوی تقسیم شده و مسئولیت شرکاء محدود با سهامی است که تعهد پرداخت کرد ...

پیشنهاد
٠

شرکت با مسئولیت محدود ؛ شرکتی است تجاری بدون آنکه سرمایه به سهام تقسیم شده باشد و هریک از شریکان به اندازه سرمایه خود مسئولیت و حق دخالت دارند. ( فره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت تضامنی ؛ شرکتی است تجارتی که در آن هریک از شریکان مسئول معاملات شرکت و پرداخت قروض آن هستند. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت تعاونی ؛ شرکتی که برای کارمندان یا کارگران و غیره با فروش سهام بدانان تشکیل شود. ( یادداشت مؤلف ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت ایپاک ؛ شرکت نفتی �ایران پان امریکن �. ( از کتاب نفت ایران ص 88 ) . رجوع به شرکت ملی نفت ایران و مأخذ بالا شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرک اصغر ؛ شرک خفی. ( فرهنگ فارسی معین ) . رجوع به ترکیب شرک خفی شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرک جلی ؛ قایل شدن شریک برای خدا. مقابل شرک خفی. ( از فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرک خفی ؛ ریا. شرک اصغر. مقابل شرک جلی. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهل شرک ؛ ثنویه ؛ یعنی آنان که به دو خدا قائل شده اند. ( ناظم الاطباء ) : از دو جانب با اهل شرک جنگ پیوستند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 355 ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهل شرک ؛ ثنویه ؛ یعنی آنان که به دو خدا قائل شده اند. ( ناظم الاطباء ) : از دو جانب با اهل شرک جنگ پیوستند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 355 ) . - || بت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملک شرق ؛شه شرق. ملک مشرق. پادشاهان ایران ، خاصه آنان که برخراسان بزرگ و نواحی آن از کرمان و سیستان و عراق مسلط بودند ( در زبان شعرا ) : نصر برادر اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورشید شرق ؛ خورشید تابان. آفتاب خاوری : به پیش پدر شد چو خورشید شرق به یاقوت و زر اندرون گشته غرق. فردوسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شه شرق ؛ ملک شرق. ملک مشرق. شه مشرق. فرمانروایان خراسان بزرگ و نواحی اطراف آن از عراق و کرمان و سیستان و غیره ( در تداول شاعران و مدیحه سرایان ) : تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه شرق ؛ اعتدال ربیعی است که آن رامشرق اعتدال نیز گویند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) . || زن خوبروی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- شرق و غرب ؛ مشرق و مغرب. ( ناظم الاطباء ) . خاور و باختر. - || کنایه از سراسر جهان. جهان مسکون : سخن تو در شرق و غرب روان است. ( تاریخ بیهقی ) . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرق دست ؛ آوایی که از خوردن کف دست به جایی آید، همچون : سینه زدن و غیره. ضرب شست : گاه بگشوده گریبان ، روز تا شب سینه را در معابر از شرق دست گلگون می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اذن شرفاء ؛ گوش دراز. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دار شرفاء ؛ خانه کنگره دار. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در شرف کاری ؛ نزدیک آن : در شرف حرکت ؛ در جناح حرکت. در شرف موت بودن ؛ در آستانه مرگ بودن.

پیشنهاد
٠

بر شرف زوال یا هلاک بودن یا شدن ؛ در آستانه مرگ و نابودی قرار گرفتن : و گرنه شما بر شرف هلاکید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 50 ) . بر شرف هلاک شد. ( تاریخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف ماه ؛ در درجه سوم برج ثور است. ( غیاث اللغات ) ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف مریخ ؛ در 28 درجه برج جدی است. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- شرف مشتری ؛ در 15 درجه برج سرطان است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف راس ؛ در سه درجه جوزا است. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف زحل ؛ در 21 درجه برج میزان است. ( از یادداشت مؤلف ) ( از غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف زهره ؛ در 24 درجه برج دلو است. ( از ناظم الاطباء ) . شرف زهره در بیست و هفتمین درجه حوت است. ( یادداشت مؤلف ) .

پیشنهاد
٠

بیت شرف الکواکب ؛ بیت صعود آن است یعنی خانه قوت آن کوکب. مثلاً حمل آفتاب را و ثور قمر را و سرطان مشتری را. ( منتهی الارب ) : یعنی دو قرص خورشید از حو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف ذنب ؛ در سه درجه قوس است. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف آفتاب ؛ یا شرف خورشید یا شمس ، بودن خورشید است در نوزدهم درجه برج حمل. ( از غیاث اللغات ) ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) : شرف شم ...

پیشنهاد
٠

شرف نهادن کسی را بر دیگری ؛ آن کس را از وی برتر داشتن : عجم را شرف بر عرب نهادم هرچند دانستم که اندر آن بزه بزرگ است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 171 ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهر شرف نفاذ ؛ مهر اضافی کوچکی بود ( از مهرهای سلطنتی دوره صفویه ) که با مهر یک باهم بکار می رفت یحتمل این مهر بشکل بیضی به ابعاد 1/4*2/2 سانتی متر و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیت الشرف ( در علم احکام نجوم ) ؛ برجی که در آن یکی را از هفت ستاره سیاره سعادت و شرف حاصل شده چنانچه شرف آفتاب در برج حمل است و شرف مشتری در سرطان. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف نفاذ یافتن ؛ افتخار نفاذ یافتن. صادر شدن : بابتی که فرمان همایون شرف نفاذ یافت. ( تذکرةالملوک ص 24 ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- شرف کردن ؛ افتخار کردن. آبرو کسب کردن : گرچه به خاندانش سلاطین شرف کنند این بانوی جهان شرف خاندان اوست. خاقانی. جمال من ازو نوری به کف کرد که مه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف ملازمت ؛ افتخار بواسطه ملازمت در خدمت و فرمانبرداری. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف نفاذ؛ دارای افتخار نفاذ. افتخار رواج دارنده : جای او که می ایستد آن است که در صف قورچیان یراق ، در پهلوی قورچی صدق که مهردار مهر �شرف نفاذ� نیز ب ...

پیشنهاد
٠

شرف صدور یافتن ؛ افتخار صدور به دست آوردن : اگر امراء و ارکان. . . متقاعد نگردند به خدمت بندگان قبله عالمیان عرض و بدانچه امر اقدس شرف صدور باید از آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف خدمت ؛ افتخار بواسطه خدمتگزاری و طاعت. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
٠

شرف صدور ارزانی داشتن ؛ افتخار صادر شدن بخشیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف تحسین ؛ افتخار بواسطه پسندیده شدن و تحسین نمودن. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف افزودن ؛ فزونی یافتن افتخار و عظمت کسی. آبرو و حرمت بسیار بدست آوردن : بحر ارجیش فزود از قدم من زآنسانک برج برجیس ز یونس شرف افزود شرف . خاقانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرف الزمان ؛ موجب بزرگی عصر و روزگار. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعاوی شرعیة ؛ ادعاها و اختلافات شرعی : دستور آن بود که قاضی اصفهان بغیر از جمعه در خانه ٔخود به تشخیص دعاوی شرعیه مردم. . . می رسید. ( تذکرةالملوک ص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علی شرف ؛ بر طرف و کناره چیزی. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
٠

شرع باب به طریق ؛ گشودن در به راه نافذ. لازم و متعدی است. ( از اقرب الموارد ) . در خانه بر راه گشادن. ( آنندراج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرع و عرف ؛ قضاوت شرعی و حکومت پادشاهی. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرع و عقل ؛ دین و فلسفه ، کلما حکم به الشرع حکم به العقل. ( یادداشت مؤلف ) . || مثل و مانند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . مانند و مثل چیزی. یقال ...