نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
enter: دکتر کزازی در ذیل واژه ی اندر می نو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دلیر: دلیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " د ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اهنگر: آهنگر:آهنگر در زبان پهلوی اَسنگر ās ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
پرسپولیس: پرسپولیس:. پرسپولیس[persepolis] نام ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
باند: به باند در زبان آذری ساریق گفته می ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اره ژیگلی: اره ژیگلی ( تجهیزات پزشکی ) اره ژی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هاء ملفوظ: هاء ملفوظ ؛ که آن را �هاء ظاهر� نیز ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
الملک الاعلی: الملک الاعلی ؛ خداوند تبارک و تعالی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملعبه دست کسی شدن: ملعبه دست کسی شدن ؛دستخوش او شدن. د ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملک ریزه: ملک ریزه ؛ ملک کوچک : جمعی اقاربم ط ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
الشجرهالملعونه: الشجرةالملعونة ؛ درخت زقوم که درختی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملک فربه کردن: ملک فربه کردن ؛ کنایه از زیاد کردن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
الشجره الملعونه: الشجرةالملعونة ؛ درخت زقوم که درختی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واو ملفوظ: واو ملفوظ ؛ واوی که چون در میان یا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چار ملک: چار ملک ؛ چهار ملک مقرب. جبرئیل ، م ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملک نقاله: ملک نقاله ؛ فرشته ای که تن مردگان ر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ملک: در ملک ؛ در اختیار. در تصرف : جز ضی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منتهی گردیدن: منتهی گردیدن ؛ منتهی شدن : هرچه ادر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
خامه: خامه:[ اصطلاح فرش بافی ] اصطلاحاً د ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح توتیه: ملح توتیه ؛ آمونیاک. همچنین است ملح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح چینی: ملح چینی ؛ به لغت مصر ابقر است. ( ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الدباغین: ملح الدباغین ؛ قسم سیاه ملح العجین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الزجاجین: ملح الزجاجین ، ملح الصباغین ؛قلی. و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح سنجی: ملح سنجی ؛ نمک سیاه. ( الفاظ الادوی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح صینی: ملح صینی ؛ بارود. ( تذکره داود ضریر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح مختوم: ملح مختوم ؛ ملح هندی است. ( تحفه حک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح مطیب: ملح مطیب ؛ نمک خوش. ( مهذب الاسماء ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح نبطی: ملح نبطی ؛ نمک فسیل . ( دزی ) .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح نفطی: ملح نفطی ؛ از جمله معدنی و سیاه و ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح وسخ: ملح وسخ ؛ که از نفس زمین بدست آید. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح هندی: ملح هندی ؛ نمکی است شفاف وسرخ مایل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بینهما ملح: بینهما ملح ؛ بین آن دو حرمت و سوگند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملحه علی ذیله: ملحه علی ذیله ؛ او ناسپاس است. ( از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الصناعه: ملح الصناعة، ملح الصاغة ؛ تنکار است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شعرملحون: شعرملحون ؛ شعری که با الحان و نغمات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الصین: ملح الصین ؛ ثلج الصین. زهره اسیوس. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شعر ملحون: شعرملحون ؛ شعری که با الحان و نغمات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الطبرزد: ملح الطبرزد ؛ نمک معدنی جبلی است و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل ملخ: مثل ملخ ؛ سخت لاغر و باریک. ( یاددا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الطرطیر: ملح الطرطیر ؛ درد شوری که از شراب د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل مور و ملخ: مثل مور و ملخ ، چو مور و ملخ ؛ به ع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح العاده: ملح العاده ، ملح العامه ؛ نمک معمول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملخ ابی: ملخ آبی ؛ نوعی از ماهی کوچک که آن ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح العجین: ملح العجین ؛ نمک طعام است و الوان م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملخ پیاده: ملخ پیاده ؛ ملخ جهنده را گویند و آن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الغرب: ملح الغرب ؛ بوره ای است که از درخت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملخ زدن کشت را و امثال ان را: ملخ زدن کشت را و امثال آن را ؛ کنای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح القلی: ملح القلی ؛ نمکی است که قلی را در آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملخص شدن: ملخص شدن ؛ خلاصه شدن. مختصر شدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح المر: ملح المر ؛ نمک تلخ است مابین سیاهی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملخص کردن: ملخص کردن ؛ خلاصه کردن. کوتاه کردن. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح النار: ملح النار ؛ نوشادر است. ( تحفه حکیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح اندرانی: ملح اندرانی ؛ به فارسی نمک سنگ بلور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح بحری: ملح بحری ؛ از اقسام ملح مائی است و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح بوتیه: ملح بوتیه ؛ نوشادر. ( الفاظ الادویه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح بول: ملح بول ؛ سپیدی چون نمک که در بول خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادویه ملحمه: ادویه ملحمة ؛ داروها که گوشت رویاند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادویه ملتهبه: ادویه ٔملتهبه ؛ داروهایی که التهاب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نبی الملحمه: نبی الملحمة ؛ پیغمبر قتال یا پیمبر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی ملحمه: بی ملحمه ؛ بدون جنگ. بی جدل و ستیزه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملجای خواقین: ملجای خواقین ؛ پشت و پناه پادشاهان. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملجای نوح: ملجای نوح ؛ کنایه از کوه جودی است ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملحوظ افتادن: ملحوظ افتادن ؛ نگریسته شدن. ملاحظه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملجم گردانیدن: ملجم گردانیدن ؛ لگام زدن. افسار زدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملحوظ داشتن: ملحوظ داشتن ؛ نگریستن. مرعی داشتن : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح اسود: ملح اسود ؛ از اقسام ملح العجین است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملحوظ گردانیدن: ملحوظ گردانیدن ؛ ملحوظ داشتن. مورد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملح الصاغه: ملح الصاغة؛ گویند �تنکار� است. ( مف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملحوظ گشتن: ملحوظ گشتن ( گردیدن ) ؛ نگریسته شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملحه علی رکبتیه: ملحه علی رکبتیه ؛ یعنی او بیوفاست ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نبت ملح: نبت ملح ؛ شور گیاه که حمض نامند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملزم گشتن: ملزم گشتن ؛ ملزم شدن : خسرو از بداه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تونو: تونو در زبان فرانسه یعنی بشکه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نشان: نشان: دکتر کزازی در مورد واژه ی نش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حسود: حسود : به زبان ترکی می شود" قارنی ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
مصدر: مصدر برساخته: مصدر جعلی دکتر کزازی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 93 سوره کهف: مفهوم آیه : [ذوالقرنین دوباره از اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه زدن: شکوه زدن ؛ ناله زدن. نالیدن. شکایت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنجه جامه: شکنجه جامه ؛ جندره. ( صحاح الفرس ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باشکه: باشکه ؛ باشکوه. باهیبت. بامهابت. با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج گیر: شکنج گیر ؛ چین و شکن گیرنده : پایم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه اشوب: شکوه آشوب ؛ گله آمیز. شکوه مند. ( آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکایت پیشه: - شکایت پیشه ؛ شکایت گستر. شکایت من ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنجه دیدن: شکنجه دیدن ؛ معذب شدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه پردازی: شکوه پردازی ؛ گله. شکایت. گله گزاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنجه اب نمک: شکنجه آب نمک ؛ نوعی از تعذیب که گنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه سنج: شکوه سنج ؛ گله و شکایت سنج. شکوه پر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکنجه کشیدن: در شکنجه کشیدن ؛ به چوب شکنجه بستن. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه نوشتن: شکوه نوشتن ؛ شکایت نوشتن. تظلم کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنجه نهادن: شکنجه نهادن ؛ به چوب شکنجه بستن : ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنبه بر سر کسی کشیدن: شکنبه بر سر کسی کردن یا کشیدن ؛ نوع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سیب شکی: سیب شکی ؛ سیب که در ولایت شکی بدست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج بر ابرو بر زدن: شکنج بر ابرو برزدن ؛ گره بر ابرو زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه امدن کسی را در دل کسی: شکوه آمدن کسی را ( در دل کسی ) ؛ رس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنبه پز: شکنبه پز ؛ رواث. سیرابی فروش. ( یاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج به ابرو درامدن: شکنج به ابرو درآمدن ؛ کنایه از سخت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکایت الود: شکایت آلود ؛ شاکی. گله مند : بگذشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنبه وا: شکنبه وا ؛ نوعی غذا که از شکمبه ساز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج دیده: شکنج دیده ؛ چین خورده : گفت ای ورق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکایت اوردن پیش کسی: شکایت آوردن پیش کسی ؛ درددل کردن پی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بشکوه داشتن: بشکوه داشتن ؛ شکوهمند گردانیدن. توق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنبه بر سر کسی کردن: شکنبه بر سر کسی کردن یا کشیدن ؛ نوع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج بر ابرو برزدن: شکنج بر ابرو برزدن ؛ گره بر ابرو زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکوه امدن کسی را: شکوه آمدن کسی را ( در دل کسی ) ؛ رس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
فربه: واژه ی فربه با واژه ی فراوان همریشه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملبس کردن: ملبس کردن ؛ پوشانیدن. ( یادداشت به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مجوسی ملت: مجوسی ملت ؛آنکه بر دین مجوس است : م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملت اسلام: ملت اسلام ؛ شریعت اسلام. ( ناظم الا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملت بیضا: ملت بیضا ؛ شریعت اسلام. ( ناظم الاط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خبز المله: خبزالملة ؛ نان کماج. ( ذخیره خوارزم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذومله: ذوملة ؛ به ستوه آمده. ( ناظم الاطبا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رجل ذومله: رجل ذوملة ؛ مرد باملال. ( از اقرب ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملتئم شدن: ملتئم شدن خستگی یا ریشی ؛ خوب شدن آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملتئم کردن: ملتئم کردن ؛ به هم پیوستن. به هم پی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملتحم شدن جراحت: ملتحم شدن جراحت ؛ درست شدن آن. پیوس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملتزم شدن: ملتزم شدن ؛ متعهد شدن. ( ناظم الاطب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملتزم کردن: - ملتزم کردن ؛ مجبور کردن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملتزم گشتن: ملتزم گشتن ؛ ملتزم شدن. پذیرفتن : پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طفل ملتقط: طفل ملتقط ؛ طفلی که از سر راه بردار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملتهب شدن: ملتهب شدن ؛ زبانه زدن. برافروخته شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملتهب گردیدن: ملتهب گردیدن ؛ برافروخته شدن. برافر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایم گو: ملایم گو ؛ آنکه سخنان شیرین و نرم گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هوای ملایم: - هوای ملایم ؛ هوایی نه گرم و نه سر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی ملام: بی ملام ؛ بدون نکوهش. بدون سرزنش. آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
با ملایمت: باملایمت ؛ بانرمی و باآهستگی و با د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایمت کردن: ملایمت کردن ؛ انسانیت و مردمی کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر ملا افتادن: بر ملا افتادن ؛ آشکارا شدن. علنی شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در ملا: در ملا ؛ به آشکارا. آشکارا. علنی : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملا رفتن: ملا رفتن ؛ مکتب رفتن و سبق خواندن. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملبس به فلان لباس گردیدن: ملبس به فلان لباس گردیدن ؛ فلان لبا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملبس شدن: ملبس شدن ؛ پوشیدن. در بر کردن. ( یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایم طبع بودن: - ملایم طبع بودن یا نبودن ؛ با طبع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب ملایم: آب ملایم ؛ آب نیم گرم. آبی که نه سر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملایم طبع نبودن: - ملایم طبع بودن یا نبودن ؛ با طبع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اتش ملایم: آتش ملایم ؛ نار لینه. نار رقیقه. ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملایم شدن: ملایم شدن ؛ نرم خو شدن. خوشخو شدن. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توتون ملایم: توتون ملایم ؛ مقابل توتون تند. ( یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بادشکن: بادشکن ؛کاسرالریاح. ( ناظم الاطباء ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرشکن کردن: سرشکن کردن ؛ خرجی یا زیانی را سرانه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طاقت شکن: طاقت شکن ؛ بی طاقت کننده. عاجزنماین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گردن شکن: گردن شکن ؛ شکننده گردن : ز پولاد تر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیوند شکمی: پیوند شکمی ؛ قسمی پیوند درخت که در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سطح شکمی: سطح شکمی ؛ آن بخش از بدن که جانور ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلش را به در خلا بکشند افتابه رم میکند: شکلش را به درِ خلا بکشند آفتابه رم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک به کسی ساختن: شکلک به کسی ساختن ؛ به کسی بازخمانی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک ساختن: - شکلک ساختن ؛ ورچیدن و کج کردن روی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلک کردن: - شکلک کردن ؛ شکلک درآوردن. ( فرهنگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مثل شکمبه: مثل شکمبه ؛ پارچه سست بافته شده. ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن اوردن: شکن آوردن ؛ سوز و گداز ایجاد کردن : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن جامه: شکن جامه ؛ تای جامه. ( ناظم الاطباء ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن کام: - شکن کام ؛ چین های سقف دهان. ( ناظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرشکن: پرشکن ؛ پر از جعد و شکنج. سخت مجعد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف پرشکن: زلف پرشکن ؛ گیسوی پرچین و سخت مجعد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکن برشکن: شکن بر شکن ؛ پرشکن. که شکن بسیار دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن اب: شکن آب ؛ موجهای خفیف. چین روی آب از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن افکندن: شکن افکندن ؛ چین انداختن. موجهای کو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن گرفتن: شکن گرفتن ؛ موج آوردن. موج برداشتن. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن از کسی بر کسی: شکن آمدن از کسی یا چیزی بر کسی ؛ شک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن از چیزی بر کسی: شکن آمدن از کسی یا چیزی بر کسی ؛ شک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن امدن بر کسی: شکن آمدن بر کسی ؛ شکست یافتن. شکسته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن درامدن بر کسی: شکن درآمدن بر کسی ؛ شکست وارد شدن ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکن دیدن: شکن دیدن ؛ شکست دیدن. شکست یافتن : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته نامی: شکسته نامی ؛ بدنامی. رسوایی : در اه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته کسی: شکسته کسی ؛ ارادتمند و فروتن و متوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قیمت چیزی شکسته شدن: قیمت چیزی شکسته شدن ؛ ارزان و کم ار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل بدیهی الانتاج: شکل بدیهی الانتاج ؛ آن است که حد او ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته قامت: شکسته قامت ؛ که قدش دوتا شده باشد : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل طبیعی: شکل طبیعی ؛ اشکال اجسام که بر حسب ط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کار شکسته: کار شکسته ؛ کار بی رونق و خراب. ( ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گونه: شکسته گونه ؛ پریشان حال. پریشان گون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل قسری: شکل قسری ؛ شکل طبیعی. ( فرهنگ علوم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلزار شکسته: گلزار شکسته ؛ گلزار بی رونق و خراب. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکل قیاس یا قیاسی: شکل قیاس یا قیاسی ؛ عبارت از هیأتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته خاطر شدن: شکسته خاطر شدن ؛ دل آزرده شدن. رنجی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکسته پیمان: شکسته پیمان ؛ استعاره مشهور است. ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکلهای چهارگانه قیاس: شکلهای چهارگانه قیاس ؛ اگر محمول در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته شدن هوا: شکسته شدن هوا ؛ کاسته شدن سرما یا گ ...
٥ ماه پیش