پیشنهادهای Bryan Fury (٩,٥٥٨)
پاک کردن ( نوشته یا اثری را از بین بردن ) فعل. Example: Please erase the board after class. محو کردن ( چیزی را به طور کامل از بین بردن، از حافظه، ...
بالا بردن ( چیزی را به سمت بالا حرکت دادن ) فعل. Example: Please raise your hand if you have a question. افزایش دادن ( چیزی را بیشتر کردن ) فعل. ...
اورهد ( دستگاهی برای نمایش تصاویر شفاف بر روی پرده یا دیوار ) اسم. Example: The teacher used an overhead projector to show diagrams to the class پ ...
متن ( نوشته ی اصلی یک کتاب، مقاله، و غیره ) اسم. Example: The text of the speech was published online. پیامک/پیام متنی ( پیامی که از طریق تلفن هم ...
پونز ( میخ کوچک با سر پهن برای چسباندن کاغذ به دیوار یا تخته ) اسم. Example: I used thumbtacks to hang the poster on the wall. سنجاق ته گرد - ( س ...
خودکار ( نوعی قلم با نوک ساچمه ای ) اسم. Example: I prefer to write with a ball point pen because it's smoother than a pencil
پاک کن ( وسیله ای برای پاک کردن نوشته های مدادی ) اسم. Example: I need a pencil eraser to correct my mistake
مدادتراش ( وسیله ای برای تراشیدن مداد ) اسم. Example: I need a pencil sharpener to make my pencil point sharp again
دانش آموز - ( مقطع دبستان و دبیرستان ) اسم example: High school students usually wear a uniform دانشجو - ( مقطع دانشگاه ) اسم example: The univers ...
تراش ( وسیله ای برای تیز کردن مداد ) اسم. Example: I need a sharpener for my pencil مدادتراش ( ابزار تراشیدن مداد ) اسم. Example: The student as ...
دفتر سیمی ( دفتری که با سیم به هم متصل شده ) اسم. Example: I like to use a spiral notebook for taking quick notes دفتر فنری ( نام دیگر دفتر سیمی ) ...
کلاسور ( پوشه ای با حلقه های فلزی برای نگهداری کاغذ ) اسم. Example: I organize my notes in a ring binder زونکن ( نوعی کلاسور بزرگ و محکم، بیشتر بر ...
کاغذ کلاسوری/ کاغذ یدک ( کاغذهای جداگانه که در کلاسور قرار می گیرند ) اسم. Example: I prefer to take notes on loose leaf paper so I can reorganize ...
تابلوی اعلانات ( محلی برای نصب اطلاعیه ها و یادداشت ها ) اسم. Example: Check the bulletin board for upcoming events
جاگچی ( جای گچ در پایین تخته سیاه ) اسم. Example: The teacher placed the chalk back in the chalk tray.
تخته سیاه ( تخته ای که با گچ روی آن می نویسند ) اسم. Example: The teacher wrote the math problem on the chalkboard
بلندگو ( وسیله ای برای پخش صدا با صدای بلند ) اسم. Example: Announcements were made over the loudspeaker
سکوی پرتاب ( محل پرتاب موشک یا فضاپیما ) اسم. Example: The rocket was positioned on the launch pad, ready for liftoff پایگاه پرتاب ( محلی برای آما ...
خدمه ( گروه کارکنان یک وسیله نقلیه مانند کشتی، هواپیما، یا فضاپیما ) اسم. Example: The flight crew welcomed the passengers aboard گروه ( دسته ای ا ...
محل سکونت ( جایی برای زندگی، به ویژه برای گروهی از افراد ) اسم. Example: The soldiers' living quarters were cramped but clean محل اقامت ( مکانی بر ...
عرشه پرواز ( محل استقرار کابین خلبان در هواپیماهای بزرگ یا ناوهای هواپیمابر ) اسم. Example: The pilots control the aircraft from the flight deck س ...
شاتل فضایی ( فضاپیمای قابل استفاده مجدد ناسا ) اسم. Example: The Space Shuttle was used to transport astronauts and cargo to and from orbit رفت و ...
محفظه بار ( قسمت اصلی حمل بار در شاتل فضایی یا هواپیما ) اسم. Example: The space shuttle's cargo bay could carry satellites or other large payloads ...
فرمان نشین ( بخش اصلی فضاپیمای آپولو که فضانوردان در طول سفر به ماه و بازگشت در آن بودند ) اسم. Example: The command module was the only part of th ...
ماه نشین ( بخشی از فضاپیمای آپولو که برای فرود بر روی ماه طراحی شده بود ) اسم. Example: The lunar module carried two astronauts to the surface of t ...
لباس فضایی ( لباس مخصوص فضانوردان برای حفاظت در فضا ) اسم. Example: A spacesuit provides astronauts with oxygen, temperature control, and protectio ...
فرود ( پایین آمدن و نشستن هواپیما یا فضاپیما ) اسم. Example: The pilot made a smooth landing despite the strong winds نشست ( عمل پایین آمدن بر روی ...
کاوشگر فضایی ( فضاپیمای بدون سرنشین برای بررسی اجرام آسمانی ) اسم. Example: A space probe can be sent to other planets, moons, or asteroids to coll ...
ماهواره هواشناسی ( ماهواره ای برای جمع آوری اطلاعات آب و هوایی ) اسم. Example: Weather satellites help meteorologists forecast the weather
ماهواره مخابراتی ( ماهواره ای که برای انتقال سیگنال های مخابراتی به کار می رود ) اسم. Example: Communication satellites are used for television, te ...
ایستگاه فضایی ( سازه بزرگ در مدار زمین برای سکونت و انجام پژوهش های فضایی ) اسم. Example: The International Space Station is a joint project betwee ...
فضاپیما ( وسیله ای برای سفر در فضا ) اسم. Example: A spacecraft can carry astronauts or scientific instruments into space سفینه فضایی ( وسیله نقلی ...
ماه نو ( زمانی که ماه بین زمین و خورشید قرار دارد و از زمین دیده نمی شود ) اسم. Example: A new moon occurs when the Moon is between the Earth and t ...
ربع آخر ( یکی از فازهای ماه، زمانی که نیمه چپ ماه روشن دیده می شود ) اسم. Example: The last quarter moon rises around midnight and is visible in th ...
ماه کامل ( زمانی که تمام سطح ماه از زمین روشن دیده می شود ) اسم. Example: A full moon occurs when the Moon is on the opposite side of the Earth fro ...
ربع اول ( یکی از فازهای ماه، زمانی که نیمه راست ماه روشن دیده می شود ) اسم. Example: The first quarter moon is visible in the afternoon and evening ...
اهله قمر ( اشکال مختلف بخش روشن ماه که از زمین دیده می شود ) اسم. Example: The phases of the Moon are caused by its changing position relative to t ...
سیارک ( جسمی صخره ای و کوچک تر از سیاره ) اسم. Example: An asteroid belt lies between Mars and Jupiter
مدار ( مسیر حرکت یک جسم به دور جسم دیگر در فضا ) اسم. Example: The Earth has an elliptical orbit around the Sun در مدار قرار دادن/به مدار فرستادن ...
پلوتو ( نام یک سیاره کوتوله ) اسم. Example: Pluto was reclassified as a dwarf planet in 2006 پلوتو ( خدای جهان زیرین/مردگان در روم باستان ) اسم. ...
نپتون ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Neptune is the eighth and farthest known planet from the Sun in our Solar System نپتون ( خدای دریاها در روم ب ...
اورانوس ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Uranus is an ice giant planet اورانوس ( خدای آسمان در یونان باستان، جد زئوس ) اسم. Example: In Greek myth ...
زحل ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Saturn is known for its beautiful rings کیوان ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Saturn is the sixth planet from ...
مشتری ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Jupiter is the largest planet in our solar system هرمز ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Jupiter has a Great R ...
زهره ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Venus is the hottest planet in our solar system ناهید ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Venus is often called t ...
مریخ ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Mars is often called the "Red Planet" بهرام ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Many people dream to go to Mars ...
تیر ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Mercury is the smallest planet in our solar system عطارد ( نام یک سیاره ) اسم. Example: Mercury is the closes ...
کسوف/ خورشیدگرفتگی ( گرفتگی خورشید توسط ماه ) اسم. Example: People use special glasses to safely view a solar eclipse
منظومه شمسی: ( خورشید و تمام اجرام آسمانی که تحت تأثیر گرانش آن قرار دارند و به دور آن می چرخند، شامل سیارات، قمرها، سیارک ها، دنباله دارها و غیره ) ...
خسوف / ماه گرفتگی ( گرفتگی ماه توسط زمین ) اسم. Example: Many ancient cultures considered a lunar eclipse a bad omen