تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

محرمانه ست ( تحت الفظی اینکه فقط چشمای من باید بهش بیفته ) this document is strictly confidential, must not be seen by anyone else, is only for you ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کاری داشتن برای رفتن و انجام دادن I have an errand to run یه کاری دارم باید جایی برم ( با عجله )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بد عنق بدقلق کسی که تحملش برا دیگران سخته

پیشنهاد
١

به چشم کسی زل زدن خیره شدن به چشم کسی He gazzed into the eyes of his creation and saw evil به چشمای مخلوقش ( چیزی که ساخته بود ) خیره شد و توش شیطان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اختیار دادن to take a position that is ahead of others رهبری و ابتکار عمل چیزی را به کسی دادن I'm willing to work with you on this, but only if you ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی را توی بن بست نگه داشتن ( به منظور جلوگیری از آسیب زدن ) راه پس و پیش کسی را بستن گیر انداختن کسی که نتونه در بره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اجرای عدالت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از خواب غفلت بیدار شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معاون قائم مقام As your second, I need to protest به عنوان معاون شما مخالفت میکنم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

An extraordinarily stupid person lacking intelligence or good judgment; stupid; dull - witted کودن

پیشنهاد
١

ضرب المثل مسایل شخصی ( خانوادگی ) رو با کار قاطی نکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تهیه کردن یه لیست نوشتن یه لیست ( از چیزی مثل مظنونین )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کون لقت رو بیار اینجا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

به شماره افتادن به سمت انتهای چیزی رفتن I realize now my days are numbered الان میفهمم که روزهام ( تا زمان مرگم ) به شماره افتادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

کنترل داشتن روی کسی He has really got a hold on you, doesn't he?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

really true خیلی راسته This is damn true

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

الان این حرف و میزنی ( بعدا زیرش میزنی ) بعدا نظرت عوض میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعدا تا بعد I'm busy right now but I will come by later

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاچه خواری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

منوط به It's subjected to your judgement not him این منوط به قضاوت توه نه اون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

What was yard like? Fenced by maple trees حیاط چه شکلی بود؟ بزرگ، محصور با درختان افرا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برو سر اصل مطلب حاشیه نرو Get to the point Wrap it up

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

now at this exact time Right now

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی اعتنایی Moving on is not just an distraction, it's a rebuke گذشت کردن فقط یه نوع بی اعتنایی نیست یه جور سرزنش کردنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حساب پس دادن When I remember, there will be a reckoning وقتی به یاد بیارم وقت حساب پس دادن میرسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پر ده Scales have just fallen from my eyes پرده ها از جلوی چشمم افتاد ( کنار رفت )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تجدید نظر کردن ( در مورد موضوعی ) I never considered having a child, but after meeting her infant I understood to appeal من هیچ وقت به بچه دار شدن ف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مدارک قاطع مدارک محکم مدارک مستدل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد , درخواست Romantic overtures پیشنهاد عاشقانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دو رو برو I was in the neighborhood, so I came to say hi

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نیروی تازه نفس نیرویی که علی رغم تجربه کم اما انگیزه زیاد و فکرهای جدید داره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارا از گلیم درازتر کردن از حد خود تجاوز نمودن زیاده روی کردن Apologize, I overstep my balance

پیشنهاد
١

با زندانبانت دوست شو تا زنده بمونی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه جنسی

پیشنهاد
١

بیا باهم صادق باشیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نقطه مقابل ترنسجندرها یعنی مردم با تمایلات ( جنسی ) عادی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی رو بازداشت کردن I'm about to hold both of you in contempt

پیشنهاد
٢

وقتی کسی یه کاری رو به یه روش غیرمعمول و نامتعارف انجام میده و البته موفقیت آمیزه که معمولا همراهه با تعجب گوینده That's one way to do it!!!! اینم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حفظ ظاهر Why did you do that? That was a political positioning man فقط برای حفظ ظاهر بودش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

غرض ورزانه هم می تونه معنی بده The evidence collected by the police was contaminated, compromised and corrupted مدارکی که توسط پلیس جمع آوری شده آل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Happy to cooperate خوشحال میشم ( باهاتون ) همکاری کنم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جلیقه نجات ( دریانوردی ) Police said Jerri MacMeekin did not have a life preserver on at the time of the boat accident ( The NY Post )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حالتی که فردی از داخل ماشین در حال حرکت شروع میکنه تیراندازی کردن The attacks, which included a drive - by shooting targeting traffic police, were r ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

می تونه راجع به افشای راز هم به کار بره he replied very quietly, as if he was passing on a state secret.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اقدامات غیر سازنده اقداماتی که باعث بروز اختلافات ( عمدتا سیاسی ) میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاریخ اظهار در گمرک

پیشنهاد
٣

این به تو هیچ ربطی نداره تو نه سر پیازی نه ته پیاز It's not my sink, not my dishes

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تیری تو تاریکی مثل امتحان کردن چیزی که خودت فکر نمی کنی نتیجه بده Applying for Stanford university was a wild shot It was unlikely to got in

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

به معنی سقط کردن ( جنین ) هم هست Shrink a baby یعنی سقط کردن یه بچه Don't shrink the baby

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق حرف تو براساس نظر تو