تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 always rolling 📘 نوع: idiomatic phrase / informal 📖 تلفظ: /ˈɔːl. weɪz ˈroʊ. lɪŋ/ - - - ✅ معنی در فارسی: 1. همیشه در حال حرکت بودن / همیشه ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 always on 📘 نوع: idiomatic phrase / adjective / adverbial 📖 تلفظ: /ˈɔːl. weɪz ɒn/ - - - ✅ معنی در فارسی: 1. همیشه روشن بودن / فعال بودن ( ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مزیت امتیاز امکان و فرصت انجام کاری را داشتن که معمولاً بقیه ندارند به مثال های زیر توجه کنید 1 she has the luxury of choosing her own hour at work ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دو معنی دارد یکی پولی که از راه غیرقانونی به دست می آید و دوم به معنی چندرغاز پول است مثال برای معنی اول say "He made his fortune selling drugs - tha ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقتی در مورد یک مسئله یکی از اعضا پیشنهادی را مطرح می کند عضو دیگری برای ان, رای به بررسی ثانویه می دهد تا بتوانند آن را مورد بررسی و بحث بیشتر توسط ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی قابل قبول و پذیرش نیست و مورد تایید قرار نمیگیرد مثال My boss's request to work overtime every weekend doesn't fly with me - I need to have a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمله عصبی شدید - جوش اوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمله عصبی شدید - جوش اوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( در دادگاه ) دوباره بررسی کردن 2 - دوباره گوش دادن

پیشنهاد
٢

به نظر نادرست است مثال I don't know why, but something about his explanation feels wrong to me. " ( من نمی دانم چرا، اما چیزی درباره توضیحات او به ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( حرکت به سمت ) بدتر شدن شرایط=deteriorate

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

در مورد سیگار کشیدن از قسمت روشن سیگار دود را تو کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای مدت طولانی ( بیشتر به منظور استراحت ) جایی نشستن مثال • He parked himself at the coffee shop, sipping his latte and reading a book for hours. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناگهانی و سریع پولدار شدن و یک شبه پولدار شدن مثال He struck it rich with his first novel. • The lottery winner struck it rich overnight, going from ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای زبان در اوردن ( خصوصا کودکانه ) To blow raspberry

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودک پسند و مطابق میل کودک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعله عشق کسی در دل روشن بودن و کسی را دوست داشتن معمولا یکطرفه و شخص دوم خبر نداردold fashion و کم کاربرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور سریع و کارآمد کار کردن The chef was cooking in top gear, preparing multiple dishes at once with ease. "

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سختی و دشواری خصوصا همراه ساختار be in a for a rough ride با سختی مواجه شدن You have a three year old and you're pregnant with twins? Wow, you're in ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

چیزی را برای شناختن ( از هر لحاظ ) امتحان کردن These results do not mean that the Japanese will like these Western products. The only sure way to pr ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کسل و نا امید کننده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تانک دانک که به عنوان دستگاه غواصی نیز شناخته می شود، جاذبه ای است که عمدتاً در نمایشگاه ها، جمع آوری کمک های مالی و مهمانی ها یافت می شود. این شامل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک بازی که در آن بازیکنان به نوبت کیسه های پارچه ای 16 اونسی را روی یک سکوی برجسته با سوراخی در انتهای آن است پرتاب می کنند. با پریاب یک کیسه در سورا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از بین بردن - بی ارزش کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشنیده گرفتن - گوش شنوا نداشتن - بی اعتنایی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دوران سختی را پشت سر گذاشتن - سختی کشیدن - کار کشته شدن

پیشنهاد
١

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن - دست دو نفر در یک کاسه بودن

پیشنهاد
٣

کسی یا چیزی را خوب جلوه دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

تلافی کردن

پیشنهاد
١

کسی را بدنام کردن، اعتبار کسی را خراب کردنI hate him because he is trying to drag my name through the mud

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

به اصل موضوع پرداختن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

متناسب با مهارت و توانایی های یک شخص I think Ulysses might be a bit too advanced right now. Let's start with something more your speed, like A Portr ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دست تو جیب کردن - پول خرج کردن

پیشنهاد
٠

دیگه سایه ات هم دیده نشه - دیگه نمیخوام ببینمت ( never darken my door again )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

الم شنگه به راه انداختن - با داد و بیداد شکایت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

حسابی کار کشیدن - به سخت کار کردن وا داشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرشر باران باریدن Rain cats and dogs

پیشنهاد
٠

از دو طرف سود بردن که اغلب از نظر مردم غیر منصفانه است - نون کسی در روغن بودن

پیشنهاد
٢

مریض و رنگ پریده به نظر رسیدن

پیشنهاد
١

اعتبار کسی را خراب کردن - آبروی کسی را بردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سابقه بد داشتن

پیشنهاد
٢

بادمجان پای چشم کسی کاشتن - بدنامی به بار آوردن ( that food critic’s negative review really gave my restaurant a black eye )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

به صورت جمعی اعتراض کردن, نارضایتی خود را نشان دادن ( اغلب به صورت جمعی ) ، شکایت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

به صورت جمعی اعتراض کردن , نارضایتی خود را اعلام کردن ( اغلب به صورت جمعی ) - شکایت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

، به صورت جمعی اعتراض کردن، نارضایتی خود را نشان دادن، شکایت کردن

پیشنهاد
١

از در و دیوار بیرون ریختن - از اختفا در آمدن - مثل مور و ملخ ظاهر شدن ( بیشتر برای افرادی است که مدت ها فعالیتی نداشته اند )

پیشنهاد
٤

از در و دیوار بیرون ریختن - از اختفا در آمدن - مثل مور و ملخ ظاهر شدن ( بیشتر برای افرادی است که مدت ها فعالیتی نداشته اند )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

باور کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی یا چیزی برخورد و رویارویی ( مختصر ) داشتن - تجربه کوتاه

پیشنهاد
١

هر کس که فکرش را بکنی، همه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستمال کوچکی که وقتی نوشیدنی سرو میشود زیر آن قرار میگیرد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ای مورد استفاده در امریکای شمالی به معنی شخص بسیار معمولی برای مونث هم به جای joe از ordinary Jane استفاده میشود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به سختی باز کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به سختی جدا کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

تصمیم خوبی گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کج خلق و ترشرو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

نوعی بازی با دایره های رنگی و یک گردونه که می گوید کدام دست یا پای خود را کجا قرار دهید بدون اینکه در اثر برخورد با حریف به زمین بخوری یا زانو یا آرن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوعی بازی که در آن شخصی به نام it با تماس به بقیه آنها را در جایشان فریز میکند و سایر بازیکنان می توانند با تماس شخص فریز شده او را نجات دهند، it زما ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نشانه ای برای بیان دیوانگی کسی با چرخاندن انگشت دور شقیقه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اخرالزمان همیشگی و تا ابد We can assume that the moon will continue to go around the earth until the end of time.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کانون اصلاح و تربیت ( نوجوانان )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

یک نوع شوخی که انگشت خود را خیس کردن و در گوش کسی فرو کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

با محمد موافقم بارها ترجمه رو از آکسفورد و ده جای دیگه چک میکنم تا اینجا بنویسم بازم dislike میزنن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مورد هدف عصبانیت کسی قرار گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

با هم پول جمع کردن - پول کنار گذاشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تمایز دو چیز از هم These two bottles look so much alike. It's hard to keep them straight. متوجه شدن چیزی به وضوح و کامل This project is getting so o ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شخصی که وقتی دوستان واقعی او غایب هستند با او صحبت میکنیم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی درنگ - بی وقفه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پس دادن پول انتقام گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

در اصطلاح به معنای از موفقیت خود مطمئن بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

درست پشت سر کسی بودن کسی را تعقیب کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

خریدن یا جمع کردن مقدار زیادی از چیزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

Lay it on me to let them help you with something you have trouble on or something you can't do برعهده و دوش کسی گذاشتن - به کسی سپردن Confess your tr ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

بدون دلیل خاص - به خاطر جنبه فان و سرگرم کننده -

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پایین آمدن محافظت و هوشیاری فرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

اصطلاح امریکایی مشابه حس خدا لعنت کنه “Dag nab” has the same feeling as “god damn. ”

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

از امروز ( اجرا میشود )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

دلشوره دل آشوب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دل خوش کردن - چیزی را بیش از حد خواستن -

پیشنهاد
٦

به رخ کشیدن - پز دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

برای ابراز انزجار و تهوع استفاده میشود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شارژ باتری تمام شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

بیش از حد کند شدن

پیشنهاد
٢

خود را جمع و جور کردن برای انجام کاری عزم را جزم کردن بهتر عمل کردن کمر همت بستن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

تحریک آمیز و جالب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

پیروز شدن بر مسأله

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

طفره رفتن از گفتن موضوعی و روبرو نشدن مستقیم با افراد یا موضوع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

آزمون آزمایشی ( مشابه سازی شده و میزان شده )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

داشتن تجربه زیادی از چیزی ، به ویژه به این معنا که فریب دادن و غافلگیری شما دشوار باشد - : She’s been around the block a few times and can’t be fool ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در کاری اختیار داری کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

ازمایش خون

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پا به فرار گذاشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

کسی را عمیقا ناراحت کردن "stop crying—it's tearing me apart" چیزی را نابود کردن خصوصا روابط خوب بین انسان ها a bloody civil war had torn the countr ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

"رویای شروع خوب دوباره . . . رویای کالیفرنیا" انگیزه روانشناختی برای به دست آوردن ثروت سریع ، شهرت یا خوشبختی در سرزمین جدید است کالیفرنیا به عنوان م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

همه چیز را به یاد اوردن ( مرور کردن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - فرد بی خانمان 2 - ناف بیرون زده outie belly button

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

نشانه آشکار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

حرفی که بر سر زبان ها افتاده/نقل محافل/شایعه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به سختی کار کردن - جون کندن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

ارزش یا قیمت بالایی داشتن ( قیمت هنگفتی داشتن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

انتخاب با خودت هرچی که تو بگی: What are We going to drink ?you name it هرچی که فکرشو بکنی: There were ducks، geese، swans ، you name it on the lake ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

معلومه /البته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

مستخدمی ( کارگر ) خانه که کارهای خانه را انجام می دهد و اغلب اوقات در خانه آنها زندگی نمیکند