🔸 مثال ها:
• "We managed to scrape together enough money for a small vacation. "
به سختی توانستیم پول کافی برای یک تعطیلات کوتاه جمع کنیم.
• "They scraped together a team of volunteers for the event. "
... [مشاهده متن کامل]
آنها با زحمت یک تیم از داوطلبان را برای رویداد جمع کردند.
• "She scraped together the necessary documents for the application. "
او مدارک لازم برای درخواست را به سختی جمع آوری کرد.
🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً با مفاهیمی مانند پول، منابع، افراد، یا مدارک همراه می شود.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Scrounge together" ( با گدایی یا التماس جمع کردن )
• "Patch together" ( سر هم کردن )
• "Rustle up" ( با سرعت و تلاش فراهم کردن )
به سختی توانستیم پول کافی برای یک تعطیلات کوتاه جمع کنیم.
... [مشاهده متن کامل]
آنها با زحمت یک تیم از داوطلبان را برای رویداد جمع کردند.
او مدارک لازم برای درخواست را به سختی جمع آوری کرد.
🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً با مفاهیمی مانند پول، منابع، افراد، یا مدارک همراه می شود.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Scrounge together" ( با گدایی یا التماس جمع کردن )
• "Patch together" ( سر هم کردن )
• "Rustle up" ( با سرعت و تلاش فراهم کردن )
با زحمت جمع کردن / دست و پا کردن ( معمولاً برای پول، منابع، یا افراد، با سختی و به سختی کافی )
این عبارت یعنی با تلاش و مشقت، چیزهایی را که به سختی پیدا میشوند، جمع کنی — معمولاً برای پول، نیرو، یا مدارک لازم.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
We scraped together enough money for the rent.
به زحمت پولِ اجاره رو جمع کردیم.
She scraped together a team for the project.
با سختی یه تیم برای پروژه دست و پا کرد.
این عبارت یعنی با تلاش و مشقت، چیزهایی را که به سختی پیدا میشوند، جمع کنی — معمولاً برای پول، نیرو، یا مدارک لازم.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
به زحمت پولِ اجاره رو جمع کردیم.
با سختی یه تیم برای پروژه دست و پا کرد.
به سختی چیزی را به دست آوردن
با چنگ و دندون
با هم پول جمع کردن - پول کنار گذاشتن
موفق شدن برای به دست آوردن چیزی، بخصوص پول، به اندازه ی کافی، با تلاش بسیار.