برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پریسا

پریسا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اخرالزمان
همیشگی و تا ابد
We can assume that the moon will continue to go around the earth until the end of time.
١٤٠٠/٠٤/١٩
|

2 کانون اصلاح و تربیت(نوجوانان) ١٤٠٠/٠٤/١٢
|

3 یک نوع شوخی که انگشت خود را خیس کردن و در گوش کسی فرو کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

4 با محمد موافقم بارها ترجمه رو از آکسفورد و ده جای دیگه چک میکنم تا اینجا بنویسم بازم dislike میزنن ١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

5 مورد هدف عصبانیت کسی قرار گرفتن ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

6 با هم‌پول جمع کردن-پول کنار گذاشتن ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

7 تمایز دو چیز از هم
These two bottles look so much alike. It's hard to keep them straight.
متوجه شدن چیزی به وضوح و کامل
This project is get ...
١٤٠٠/٠٢/٠١
|

8 شخصی که وقتی دوستان واقعی او غایب هستند با او صحبت میکنیم ١٤٠٠/٠١/١٤
|

9 بی درنگ‌-بی وقفه ١٤٠٠/٠١/١٤
|

10 پس دادن پول
انتقام گرفتن
١٣٩٩/١٢/١٦
|

11 در اصطلاح به معنای از موفقیت خود مطمئن بودن
١٣٩٩/١٢/١٦
|

12 درست پشت سر کسی بودن کسی را تعقیب کردن
١٣٩٩/١١/٣٠
|

13 خریدن یا جمع کردن مقدار زیادی از چیزی ١٣٩٩/١١/١٧
|

14 Lay it on me
to let them help you with something you have trouble on or something you can't do
برعهده و دوش کسی گذاشتن-به کسی سپردن
Confess ...
١٣٩٩/١١/١١
|

15 بدون دلیل خاص-به خاطر جنبه فان و سرگرم کننده- ١٣٩٩/١١/١١
|

16 پایین آمدن محافظت و هوشیاری فرد ١٣٩٩/١١/١١
|

17 اصطلاح امریکایی مشابه حس خدا لعنت کنه
“Dag nab” has the same feeling as “god damn.”
١٣٩٩/١١/٠٧
|

18 از امروز(اجرا میشود) ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

19 دلشوره
دل آشوب
١٣٩٩/٠٩/١٤
|

20 دل خوش کردن-چیزی را بیش از حد‌ خواستن- ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

21 به رخ کشیدن-پز دادن ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

22 برای ابراز انزجار و تهوع استفاده میشود ١٣٩٩/٠٨/٢٨
|

23 شارژ باتری تمام شدن ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

24 بیش از حد کند شدن ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

25 خود را جمع و جور کردن
برای انجام کاری عزم را جزم کردن
بهتر عمل کردن
کمر همت بستن
١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

26 تحریک آمیز و جالب ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

27 پیروز شدن بر مسأله ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

28 طفره رفتن از گفتن موضوعی و روبرو نشدن مستقیم با افراد یا موضوع ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

29 آزمون آزمایشی(مشابه سازی شده و میزان شده) ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

30 داشتن تجربه زیادی از چیزی ، به ویژه به این معنا که فریب دادن و غافلگیری شما دشوار باشد-
: She’s been around the block a few times and can’t be foo ...
١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

31 در کاری اختیار داری کردن ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

32 ازمایش خون ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

33 پا به فرار گذاشتن ١٣٩٩/٠٧/١٣
|

34 کسی را عمیقا ناراحت کردن
"stop crying—it's tearing me apart"

چیزی را نابود کردن خصوصا روابط خوب بین انسان ها
a bloody civil war had tor ...
١٣٩٩/٠٧/١٣
|

35 "رویای شروع خوب دوباره ...رویای کالیفرنیا" انگیزه روانشناختی برای به دست آوردن ثروت سریع ، شهرت یا خوشبختی در سرزمین جدید است کالیفرنیا به عنوان مکان ... ١٣٩٩/٠٧/١٣
|

36 همه چیز را به یاد اوردن(مرور کردن) ١٣٩٩/٠٧/١٣
|

37 1-فرد بی خانمان
2-ناف بیرون زده outie belly button
١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

38 نشانه آشکار ١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

39 حرفی که بر سر زبان ها افتاده/نقل محافل/شایعه ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

40 به سختی کار کردن-جون کندن ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

41 ارزش یا قیمت بالایی داشتن(قیمت هنگفتی داشتن) ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

42 انتخاب با خودت
هرچی که تو بگی:
What are We going to drink ?you name it
هرچی که فکرشو بکنی:
There were ducks، geese،swans ،yo ...
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

43 معلومه /البته ١٣٩٩/٠٦/١٢
|

44 مستخدمی (کارگر)خانه که کارهای خانه را انجام می‌دهد و اغلب اوقات در خانه آنها زندگی نمیکند ١٣٩٩/٠٦/١٠
|