Parisa Afz

Parisa Afz

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



get someone back١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩تلافی کردنگزارش
0 | 0
drag someone’s name through the mud٠٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩کسی را بدنام کردن، اعتبار کسی را خراب کردنI hate him because he is trying to drag my name through the mudگزارش
0 | 0
get down to brass tacks٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩به اصل موضوع پرداختنگزارش
0 | 0
someone’s speed١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦متناسب با مهارت و توانایی های یک شخص I think Ulysses might be a bit too advanced right now. Let's start with something more your speed, like A Portr ... گزارش
0 | 0
dip into a pocket٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠دست تو جیب کردن - پول خرج کردنگزارش
0 | 0
never darken one’s door again١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠دیگه سایه ات هم دیده نشه - دیگه نمیخوام ببینمت ( never darken my door again )گزارش
0 | 0
scream blue murder١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٩الم شنگه به راه انداختن - با داد و بیداد شکایت کردنگزارش
0 | 0
crack the whip١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٨حسابی کار کشیدن - به سخت کار کردن وا داشتنگزارش
2 | 0
rain in buckets٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٧شرشر باران باریدن Rain cats and dogsگزارش
0 | 0
somebody’s bread is buttered on both sides١٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٤از دو طرف سود بردن که اغلب از نظر مردم غیر منصفانه است - نون کسی در روغن بودنگزارش
0 | 0
look green around the gill١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٢مریض و رنگ پریده به نظر رسیدنگزارش
0 | 0
blackened someone’s name١٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٢اعتبار کسی را خراب کردن - آبروی کسی را بردنگزارش
0 | 0
a black mark against١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٢سابقه بد داشتنگزارش
0 | 0
give somebody the black eye٢٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩بادمجان پای چشم کسی کاشتن - بدنامی به بار آوردن ( that food critic’s negative review really gave my restaurant a black eye )گزارش
0 | 0
kick up a stink١٥:٣٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧به صورت جمعی اعتراض کردن, نارضایتی خود را نشان دادن ( اغلب به صورت جمعی ) ، شکایت کردنگزارش
0 | 0
create a stink١٥:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧به صورت جمعی اعتراض کردن , نارضایتی خود را اعلام کردن ( اغلب به صورت جمعی ) - شکایت کردنگزارش
0 | 0
make a stink١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧، به صورت جمعی اعتراض کردن، نارضایتی خود را نشان دادن، شکایت کردنگزارش
0 | 0
crawl out of the woodwork١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧از در و دیوار بیرون ریختن - از اختفا در آمدن - مثل مور و ملخ ظاهر شدن ( بیشتر برای افرادی است که مدت ها فعالیتی نداشته اند )گزارش
0 | 0
come out of the woodwork١٥:١١ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧از در و دیوار بیرون ریختن - از اختفا در آمدن - مثل مور و ملخ ظاهر شدن ( بیشتر برای افرادی است که مدت ها فعالیتی نداشته اند )گزارش
0 | 0
bought it١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥باور کردنگزارش
0 | 0
have a brush with١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥با کسی یا چیزی برخورد و رویارویی ( مختصر ) داشتن - تجربه کوتاهگزارش
0 | 0
all the world and his wife١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٥هر کس که فکرش را بکنی، همهگزارش
0 | 0
cocktail napkins١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢١دستمال کوچکی که وقتی نوشیدنی سرو میشود زیر آن قرار میگیردگزارش
0 | 0
ordinary joe٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٠واژه ای مورد استفاده در امریکای شمالی به معنی شخص بسیار معمولی برای مونث هم به جای joe از ordinary Jane استفاده میشودگزارش
0 | 0
pry open١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧به سختی باز کردنگزارش
2 | 0
pry apart١٥:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧به سختی جدا کردنگزارش
5 | 0
make the right call١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦تصمیم خوبی گرفتنگزارش
5 | 0
sour mood١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣کج خلق و ترشروگزارش
0 | 0
twister١٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠نوعی بازی با دایره های رنگی و یک گردونه که می گوید کدام دست یا پای خود را کجا قرار دهید بدون اینکه در اثر برخورد با حریف به زمین بخوری یا زانو یا آرن ... گزارش
14 | 0
freeze tag١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠نوعی بازی که در آن شخصی به نام it با تماس به بقیه آنها را در جایشان فریز میکند و سایر بازیکنان می توانند با تماس شخص فریز شده او را نجات دهند، it زما ... گزارش
5 | 0
cuckoo sign١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٤نشانه ای برای بیان دیوانگی کسی با چرخاندن انگشت دور شقیقهگزارش
2 | 0
the end of time١١:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/١٩اخرالزمان همیشگی و تا ابد We can assume that the moon will continue to go around the earth until the end of time.گزارش
2 | 0
juvenile hall١١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٢کانون اصلاح و تربیت ( نوجوانان )گزارش
2 | 0
wet willie١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢یک نوع شوخی که انگشت خود را خیس کردن و در گوش کسی فرو کردنگزارش
7 | 0
intercept١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢با محمد موافقم بارها ترجمه رو از آکسفورد و ده جای دیگه چک میکنم تا اینجا بنویسم بازم dislike میزننگزارش
18 | 1
catch heat from١١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢١مورد هدف عصبانیت کسی قرار گرفتنگزارش
5 | 1
scrape together٠٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٨با هم پول جمع کردن - پول کنار گذاشتنگزارش
2 | 0
keep straight٢٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠١تمایز دو چیز از هم These two bottles look so much alike. It's hard to keep them straight. متوجه شدن چیزی به وضوح و کامل This project is getting so o ... گزارش
5 | 0
backup friend١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤شخصی که وقتی دوستان واقعی او غایب هستند با او صحبت میکنیمگزارش
2 | 0
effective immediately١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٤بی درنگ - بی وقفهگزارش
2 | 0
pay someone back١٢:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٦پس دادن پول انتقام گرفتنگزارش
7 | 0
have it in the bag١٢:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/١٦در اصطلاح به معنای از موفقیت خود مطمئن بودن گزارش
9 | 0
to be on one’s heels٠٠:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٣٠درست پشت سر کسی بودن کسی را تعقیب کردن گزارش
2 | 0
load up o something١٥:٤٦ - ١٣٩٩/١١/١٧خریدن یا جمع کردن مقدار زیادی از چیزیگزارش
5 | 0
lay it on١٢:٠٢ - ١٣٩٩/١١/١١Lay it on me to let them help you with something you have trouble on or something you can't do برعهده و دوش کسی گذاشتن - به کسی سپردن Confess your tr ... گزارش
7 | 0
for the heck of it١١:٤٣ - ١٣٩٩/١١/١١بدون دلیل خاص - به خاطر جنبه فان و سرگرم کننده -گزارش
7 | 0
let one’s guard down١١:٢٥ - ١٣٩٩/١١/١١پایین آمدن محافظت و هوشیاری فردگزارش
9 | 1
dag nab it١٣:٣١ - ١٣٩٩/١١/٠٧اصطلاح امریکایی مشابه حس خدا لعنت کنه “Dag nab” has the same feeling as “god damn. ”گزارش
5 | 0
effective today١٦:١٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٦از امروز ( اجرا میشود )گزارش
2 | 0
stomach in knots١١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٤دلشوره دل آشوبگزارش
5 | 0