پیشنهاد‌های محسن نسایی مقدم (٩٦)

بازدید
٤٩٣
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

The glasses that irma bought corrested her nearsighted vision عینک که ایرما خرید تصحیح کرد قدرت نزدیک بینی او را

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

Sid’s solitary manner kept him from making new friendships رفتار منزوی سید باعث شد که او مراقبت کن از رابطه های جدید Kept: مراقبت کردن نگهداری کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Alice realized that if she didn’t behave, her parents would ignore her آلیس متوجه شد که اگر رفتار درست انجام ندهد والدینش اورا نادیده میگیرند Realise ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The villain concealed the corpse in the cellar آدم تبهکار مخفی میکرد جنازه در زیرزمین Villain:تبهکار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

With a load shriek, Ronald fled from the room رونالد بافریادی سهمگین از اتاق فرار کرد Load: به معنی سهمگین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Alteration_transformationتغیر شکل ماهیت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Transmission=transference انتقال اطلاعات یا بیماری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ancestors=antecedent اجداد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Hereditary=genetic=congenital ارثی، ژنتیکی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fetus=fetal جنین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fatal=lethal=deadly کشنده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته علمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

معنا اول : قرارداد معنا دوم :ابتلا ب بیماری مترادف با become affected to معنا سوم :انقباض مترادف با constriction

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابتلا به بیماری ، مترادف با develop

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت و توسعه یافتن و مترادف progress

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با progress

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با conceive بارور شدن ، حامله شدن ، بسته شدن نطفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی اول : اندازه گیری کردن، مترادف با estimate معنی دوم:اقدام ، مترادف با action

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با literature

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنا اول: ادبیات معنا دوم : تحقیقات قبلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Diplomatic efforts to ease the crisis suffered a setback تلاش های دیپلماتیک برای تسکین بحران دچار شکست شد پس suffered معنی دچار هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متحمل، دچار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مانع ، شکست، Despite some early setback, they eventually become a successful company علیرغم برخی موانع اولیه ، نهایتا آن ها تبدیل به یک شرکت موفق ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Preparations مقدمات ، آمادگی هایی The country has commenced preparations for war کشور برای جنگ آمادگی هایی را شروع کرده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شروع کردن افتتاح کردن مترادف =launch, initiate, start, commence

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف ، واقع گرا و بدون نظر شخصی مترادف با unbiased, remain objective

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف، بدون نظر شخصی ، واقع گرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی راضی و مغرور و مترادف با :self_satisfield, , proud, contented

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگرش منفی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت کردن ، جبهه گرفتن علیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجام دادن ، براورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، بر آورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

انجام دادن ، برآورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نظر رسیدن و مترادف باseem look

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اجرا کردن یک روش درمانی =Apply a remedy اجرا کردن، اداره کردن=implement تجویز کردن، دارو دادن=Apply a medication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

In a critical thinking course, students Apply a set of fundamental principles of logic در یک دوره تفکر انتقادی ، دانشجویان یک سری اصول اساسی منطق را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف با conventional

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی مدرن یا متداول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

جایگزین یا روش غیر معمول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معنا اول: چشمگیر معنا دوم : سخت چالش برانگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنا اول:کاملا و مترادف با completely معنا دوم:نسبتا rather

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

معنا اول: نتیجه پیامد معنا دوم : برداشت ، استنتاج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول: قابل انتقال و مترادف با transferrable معنا دوم : مسری و مترادف با contagious

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنا اول: با معنا و مترادف significant در معنا دوم :قابل اعتماد و مترادف Reliable و solid

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای اول : ثابت مداوم ومترادف باconstant معنای دوم :قابل اعتماد و مترادف باreliable, meaningful

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف با کلمه important به معنی مهم مترادف با کلمه meaningful به معنی معنا دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عواقب، عوارض، پیامد ها مترادف است است با Ramifications و side effects