پیشنهاد‌های محسن نسایی مقدم (١٢٣)

بازدید
٢,٣٨٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Preparations مقدمات ، آمادگی هایی The country has commenced preparations for war کشور برای جنگ آمادگی هایی را شروع کرده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شروع کردن افتتاح کردن مترادف =launch, initiate, start, commence

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف ، واقع گرا و بدون نظر شخصی مترادف با unbiased, remain objective

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف، بدون نظر شخصی ، واقع گرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی راضی و مغرور و مترادف با :self_satisfield, , proud, contented

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگرش منفی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت کردن ، جبهه گرفتن علیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجام دادن ، براورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، بر آورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

انجام دادن ، برآورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نظر رسیدن و مترادف باseem look

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اجرا کردن یک روش درمانی =Apply a remedy اجرا کردن، اداره کردن=implement تجویز کردن، دارو دادن=Apply a medication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

In a critical thinking course, students Apply a set of fundamental principles of logic در یک دوره تفکر انتقادی ، دانشجویان یک سری اصول اساسی منطق را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف با conventional

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی مدرن یا متداول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

جایگزین یا روش غیر معمول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

معنا اول: چشمگیر معنا دوم : سخت چالش برانگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنا اول:کاملا و مترادف با completely معنا دوم:نسبتا rather

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

معنا اول: نتیجه پیامد معنا دوم : برداشت ، استنتاج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول: قابل انتقال و مترادف با transferrable معنا دوم : مسری و مترادف با contagious

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنا اول: با معنا و مترادف significant در معنا دوم :قابل اعتماد و مترادف Reliable و solid

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای اول : ثابت مداوم ومترادف باconstant معنای دوم :قابل اعتماد و مترادف باreliable, meaningful

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف با کلمه important به معنی مهم مترادف با کلمه meaningful به معنی معنا دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عواقب، عوارض، پیامد ها مترادف است است با Ramifications و side effects

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

چهار چوب ، الگو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چهارچوب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بعد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اشغال کردن ، در بر گرفتنن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشغال کردن ، در برگرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازش ، انعطاف پذیری، انطباق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرم ، داغ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

داغ ، گرم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با احساس ، با شور و و اشتیاق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کشنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

درمان ناپذیر ، آخرش مرگ ، کشنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فرض ، جعل، غیر واقعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از بین رفته ، منقرض شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بین رفته ، منقرض

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا پیچیده ، به طور عالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا پیچیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور مشخص و آشکار، از قرار معلوم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Robost:پویا فعال قدرتمند