پیشنهاد‌های محمدرضا حیدری (١١٧)

بازدید
٩٤
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی اسکرین شات ( screenshot )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چون منسوب به قوم گوت هست پس میتوان این واژه را به همین دیسه پارسی شمرد. زیرا در پارسی نیز پسوند صفت ساز ـیک را داریم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامپوزیت: آسیب درمانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آذرگردباد پیشوند آذر را فرهنگستان نیز بسیار به کار می برد. پیشوند آتش است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مَتَل به معنای داستان افسانه ای و کوتاه، نه میشه tale نه story نه . . . مَتَل: fable

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای منبع و source/سورس از واژه ی بنگاه بهره می بریم. از بنخان بهتره. ما یک پسوند مکان داریم اون هم ـگاه هست. دیگه به چیزی نیاز نداریم. برای بنگاه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان من گشتم یک چیزی رو یافتم. برای هدایت فرهنگستان هازش و هاختن و هازیدن رو به رسمیت و درستی شناخته. پس نیاز به برابر دیگه برای پهپاد نیست! حس م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کنوانسیون/convention: آیین این برابر همه ی کاربردهایش را در بر می گیرد. ولی دیگر برابرهای پیشنهاده نه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

از واژه ی تَمَوُّل به معنای ثروتمندی. برابر پارسی: مایه دارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لانچر ( launcher ) راه اَنداز جز این درست نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِتادِ پسند: موردِ علاقه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأخیر: دیرکرد تعویق: پس اُفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایندش: تضمین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تضمین: پایندش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاون ( اَرَبیک ) = کاریار ( پارسیک ) = assistant ( اِنگلیک )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

get ahead of oneself: عجول بازی درآوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِراش به معنای زوجه یا wife است. تجدیدِ فِراش به معنای باززن گیری یا زن گیری دوباره است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

والاوَرج عالی: والا قدر: وَرج

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرعوب: تَرسانده جز این نادرسته و اضافی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُعانِد: سِتیزَنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاندت: سِتیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذاکره: هَمگویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذاکره کردن: همگفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

داک ( پارسیک ) : تکیه گاه ( اربیک ) ، support ( انگلیک )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

seafood: دریاخوراک از واژه های این جوری بهره بگیرید تا جا بییفتند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

prude: کسی که ادا اطوارِ پاستوریزه و سوسول و خانگی در برابرِ چیزهای جنسی داره. میشه گفت کسیدکه باحیابازی می کنه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mermaid ( اِنگلیسی ) : دَریامَردم ( پارسی ) اگر پیشوند mer به چم معنای ) برکه ( lake ) باشد هم می توان گفت برکه مردم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَساچه ( پارسی ) : تمساح ( اَرَبی ) ، crocodile ( اِنگلیسی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی ) بهترین برابر برای این واژه ی انگلیسی همین است. همه ی چمان ( معانی ) و کاربردهایش را در بر می گیرد. ذوق و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل مطالعه، سالن مطالعه، قرائت خانه پسوند ـگاه برای جاهای بزرگ هست. پس در حد یه اتاق باید باشه دست کم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر است به جای سامانه یا از راژمان بهره ببریم و یا همان سیستم یا نظام را بگوییم. زیرا سامانه از دیدِ ساختاری به درستی یِ راژمان نیست. در همینجا را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیستماتیک ( systematic ) راژمَند بهترین برابر پارسی همین است. شیوه ی ساختِ هرواژه یی که با سامان پیش نهاده اند درست نیست. راژمان و سیستم را نیز بنگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَواگِرِفت ( پارسی ) : مُجَوِز ( اَرَبی ) ، permission ( انگلیسی ) این واژه بهترین برابر برای هم واژه ی انگلیسی و هم اربی ی بالا هست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجوز به پارسی: رَواگرفت بهتر از این واژه نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

انرژی ( energy ) به پارسی: وَرزه از وَرز ( ورزش و کار ) و پسوندِ نام سازِ ـه بهترین برابر پارسی همین است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَرزه واژه ی پیشنهادی ی پارسی برای واژه ی energy یا انرژی است. وَرز از ورزش و کار می آید، ـه نیز پسوندِ نام ساز است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نودادگر بر پایه ی واژه ی برنهاده ی فرهنگستان برای خبر: نوداد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی آبسان برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی آبگونه برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

don't remain

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاور ( cover ) : پوشَن برنهاده ی فرهنگستان هم هست. در آبادیس پوشن را بنگرید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای واژگانی که با باب مفاعله هستند، پیشوندِ پارسیِ همـ را می بهراییم. مفاعله: همکاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق ورزیدن: اِشغیدَن ( همان عشقیدن ) به اِشغیدن بنگرید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِشغیدَن: عشق ورزیدن عشق واژه یی اَرَبی است؛ ولی اگر آن را با پارسی نویسش بخواهیم داشته باشیم، و از آن یک کارواژه هم بسازیم، آن گه اِشغیدَن می تواند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می تواند همان عشق باشد که به واتِگانِ پارسی نوشته شده اند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گازیدنی: چیزی یا کسی که ارزش و شایستگی یِ گازگیری دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می سُهی: حس می کنی سهیدن را بنگرید. پارسی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَنگیدَن: قمار کردن، to gamble واژه ی منگ را بنگرید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی شیوه برابرنهاده واژه ی پیشنهادیِ من برای واژه ی انگلیسیِ lifestyle است. بهتر از این واژه را نمی توان گفت و ساخت برای این واژه ی بیگانه. لایف است ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شَوَند ( پارسی ) : دَلیل ( اَرَبی ) ، reason ( انگلیسی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دروغیدن: دروغ گفتن از آن جایی که دروغ گفتن یکی از کارواژه های پربسامدِ پارسی است، می شاید دروغ را کارواژه کنیم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی که دارایِ مکتب باشد. پارسی برابرش: اَندیشگاه مند اَندیشگاه: مکتب مند: پسوندِ دارایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مکتب: اَندیشگاه ( اگر به معنای مجموعه ی باورها باشد ) ؛ آموزشگاه ( اگر به معنای جایِ آموزیدن و آموزاندن باشد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گُوالِش سِتاک نام ( اسمِ مصدر ) یی پارسی به چم ( معنای ) رشد گری است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُلی: بَسا؛ هَمادین بسته به کاربرد آن یکی از این دو واژه را می توان به کار برد. اگر در این کاربرد باشد: �کلی کالا خریدم�، بسا به کار می رود. اگر در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَسا پارسی برابرِ کُلی است. برای خیلی هم می توان آن را به کار گرفت. از آن جایی که بسیار واژه ای بلند است و شاید کسی بخواهد برابری پارسی و کوتاه تر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از میان بردن پارسی برابرِ از بین بردن است. از بین بردن به پارسیِ سره می شود از میان بردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

no way

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ روی: no way

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستفاد: کاربرده ( به کاربرده ) جز این درست و نیازین نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد من: درونتوانه ( درون توانه ) توان به همراهیِ پسوندِ ـه که نام ساز است. توانه: مایه ی توانمندی. بخشِ درون نیز به خوبی ریشه ی این توانه را رو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعداد به هیچ روی نمی شود توانایی! استعداد: talent توانایی: ability خواهشمندم تا زمانی که برابرِ پارسیِ درخور را نیافته ایم، همان واژه ی بیگانه را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فان ( fun ) = خوش جز این بی هوده و نانیازین است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت: کَسِگی شخص: کَس پیشنهاد می کنم همین را به کار بگیریم. زیرا در انگلیسی و اربی هر دو از person یا شخص که به یک چم ( معنا ) هستند بهره گرفته اند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیار: سَنجه جز این بی هوده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژرف شوید، عمیق شوید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژرف بشو، عمیق بشو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان افزون بر trend، واژه ی aura را هم گِرایه برابرنهاد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زاوری کردن به چم ( معنای ) خدمت کردن است. اگرچه پیشنهادم این است که گفته شود زاوریدن. نمونه: قاسم سلیمانی به دور از سوگیری ها و تهمت های واردشده، س ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت اند از: چنین اند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذکر: یادکَرد تذکر: یادگَری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرط گذاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فغانسیک فغانس آوایش خود گویشوران آن از کشور فرانسه، و ـیک پسوند گزارواژه ( صفت ) ساز در پارسیِ میانه بوده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشترک: همنباز، هم انباز جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیر: قبول

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نلشتیم در لری به چم ( معنای ) نذاشتیم است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیاغاز: آغاز کن ( تو ) . بی آغاز: چیزی که آغاز ندارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَهَم به چم ( معنای ) مهم تر به پارسی مِهتَر می شود. چمِ مِه را بنگرید. تر نیز پسوند برترساز است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظهور: پِیدایِش جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغ رنج برابرِ پارسیِ مشکل است. بهترین واژه ای که برای جایگزینِ پارسیِ مشکل یافته ام بغ رنج است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفکر: اَندیشِش ( thinking ) جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام واژه به معنای چیزی یا کسی که نمی لرزد. پادچم ( مخالف، antonym ) آن لرزان است. نمونه: دست ها و پاهایش نالرزان بود. آن لرزانیِ پیش تر را دیگر نمی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی شیوه زی: پیشوند به معنای زندگی ( زی در آبادیس را بنگرید ) سبک، استایل: شیوه ( method یا style )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیرمَند: غنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع: راست ( real ) واقعی: راستین ( real ) واقعیت: راستی ( reality ) گرامیان گویا هیچ کس نمی دونه پدیداری به معنای واقع بودن نیست. هر واقعی پدیدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیم برابر پارسی خلق است. اخلاق: خیمِگان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبار: دُژسالار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دژسالاری کیایش برساخته و دساتیری است و نیز در هم سنجیِ با دژسالاری، فهم پذیری کم تری دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاره ایک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I guess: گمان می کنم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوته ویدیو تا وختی که برای ویدیو چیزی خوب بیابیم همین کوته ویدیو بهترین واژه هست. توژ هم نمی شه گفت چون توژ می شه film نه video. نماهنگ نمی شه کلی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نام واژه که از واژه و ستاک آفریدن گرفته شده است. مناسب برای جانشینیِ برای نمونه مخلوقه. واژه ای که اگرچه نداریم چنین چیزی. ولی مخلوق را اگر آفریده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهن آفرینه: آن چیزهایی که ساخته ی ذهن هستند و ریشه و بنیادِ آن ها در ذهن و نه جهانِ بیرونی ریخت یافته است. به عبارتی: تأملاتِ ایده آلیستی. می توان ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِدا ( به معنای صدا ) = sound

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندیشه گری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابرِ پارسیِ عاشقتم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشوندی به چم ( معنای ) ضد در اَرَبی و anti در انگلیسی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

چادر زدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی به معنای زندگی را در جایگاه پیشوند به کار می بریم. لایف استایل: زی شیوه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زخمه در اصل به معنای ضربه بوده است. زخماندن: ضربه زدن به زخمیندن نیز بنگرید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زخمه در اصل به معنای ضربه بوده است. زخمیدن: ضربه زدن به زخماندن نیز بنگرید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. فعل دستوری به معنای بررسی کن. که مرکب گوییِ بی هوده را زدوده. ۲. کسی که کارش بررسی گری است. بهتر است در این معنا گفت بررسنده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی و برابرنهاده ی ضربه ی اربی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخاطبان: سخنگیران هم و بس. جز این به واژه ی دیگه ای نیاز نیست. نیز بنگرید به درآیه ی مخاطب در آبادیس.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنگیران همین و بس. نیز بنگرید به درآیه ی مخاطب در آبادیس.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخاطب: سخنگیر همین و بس.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصب کردن: برگماشتن هم برای برنامه های رایانیک، هم نصب کردن کسان برای جاه ها ( مقام ها ) درخور است! نصب کردن برنامه: برگماشتن برنامه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رده ایک بهترین برابر است. رده: class یا کِلَس رده ایک: چیزی که دارای رده است! و این درواقع به معنای این است که دارای رده ی �خوب� و �والایی� است. ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای class: رَده هرچیزی جز این نادرست است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای کِلَس یا class در طبقه بندی: رَده رسته و دیگر واژه ها درست نیستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوس گَری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارلازم، نیازمندِ به کار، چیزی/کسی که نیازمند کاری است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همه جا باید گفت تراکنش. اشتباه هست که جایی یه چیز دیگه گفت! واژه ی تراکنش باید همه جا معنای این واژه رو بگیره چون دقیقاً به همون معناست.

پیشنهاد
٠

فصل فصل بازنمودن