get ahead of oneself

پیشنهاد کاربران

( اصطلاح ) : get ahead of yourself
انجام پیش از موعد یا خیلی زود کاری، انجام کاری پیش از آمادگی.

https://dictionary. cambridge. org/dictionary/english/get - ahead - of - yourself
( ( پا را از گلیم خود درازتر کردن ) )

بی گدار به آب زدن، به آب نرسیده کفش ها را درآوردن، پیش داوری کردن، عجله کردن
Phrase :
کاری را بدون برنامه ریزی و اطمینان از به نتیجه رسیدن آن، انجام دادن
جَوگیر شدن
( عموما این اصطلاح به حالت و معنی منفی به کار می رود. )

به عنوان مثال:
I am getting ahead of myself; let's return to the beginning
منابع• https://www.lexico.com/definition/get_ahead_of_oneself
زودتر از چیزی که باید ( و از روی هیجانزدگی و بنابراین بدون آمادگی ) گفتن چیزی یا انجام دادن کاری
جوگیر شدن
هل شدن
جوگیر شدن
جلو جلو خیالبافی کردن
زیاده روی
زیاده از حد پیش رفتن، زیادی جلو رفتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما