بررس
/barres/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
۱. فعل دستوری به معنای بررسی کن. که مرکب گوییِ بی هوده را زدوده.
۲. کسی که کارش بررسی گری است. بهتر است در این معنا گفت بررسنده.
۲. کسی که کارش بررسی گری است. بهتر است در این معنا گفت بررسنده.