عشق میراثی است، صادقانه که زمان آن به طور نامحدود سرمایه گذاری شده است، در بیان وجود زندگانی است و در درک مرگ می باشد. عشق یک نوع معجزه روحی است، که سعی در زنده نگه داشتن خود را دارد و همیشه موفق می شود
... [مشاهده متن کامل] و خود را غرق می نماید. این اسلحه ای است، قوی تر از هر چیزی در دنیا و حسی است، قلبی، که توسط خداوند متعال، خلق گشته است، تا به فرمان او در هر قلبی منفجر گردد. از حلق و دندان می آید و به حدقه و عمق چشم متصل می شود. خاطره ها را از سیاه چاله چشم می آورد و برای بیدار ماندن به شما تقدیم و دوباره نمایان می سازد. عشق انفجاری است، از احساس در قلب انسان، تا ذهن را در روز نگه دارد و شب هرگز سقوط نکند. روح عشق، روی زبان نهفته است و معمولاً همیشه بیدار است، تا رویا را لمس کند و بچشد. عشق گاهی آنجاست و گاهی اینجاست و از آرامش و سکوت خود نیز لذت می برد. خداوند متعال روز را آفریده اند و نور را در درون آن نهان داده اند، تا که عشق را در روز از طریق نور لمس کرده و در شب به یاد و خاطر او زنده بمانیم و آن را جاودان درون خود قرار دهیم. ما در طول روز عشق را در طبیعت تجربه می کنیم و یا از طریق قلب و لبخند عزیزان خود را می بینیم و در شب آن را نیز بیدار نگه می داریم، تا درنگ نکنیم و روز بعدی را با عشق به نور، حیاط جاوید و خداوند عز و جل دوباره آغاز فرماییم. این بیانی است، که شبیه به هیچ بیان دیگری نیست. نور درون زندگان عشق است و درون رفتگان ذهن می باشد. عشق به معنای برجسته ترین مقام الهی است و می تواند کوه ها را تقریباً بی رحمانه نابود کرده و آنها را دوباره از هیچ به وجود بیاورد…
عشق ورزیدن: اِشغیدَن ( همان عشقیدن )
به اِشغیدن بنگرید.
عشق ساختن ، عشق ورزیدن :
بگو با آنکه هستی عشق می باز
چو یارت هست با او عشق می ساز.
نظامی ( خسرو و شیرین ) .
مهر باختن . [ م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عشق ورزیدن . محبت داشتن : ماهی دو سه مهر باخت با اوزآنگونه که بود ساخت با او. نظامی .
علاقه شدید به کسی
خاطر دادن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) دل دادن. عاشق شدن. ( آنندراج ) . مهر ورزیدن :
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار.
سعدی.
سر از مغز و دست از درم کن تهی
چو خاطر به فرزند مردم نهی.
سعدی ( بوستان ) .
عشق خود را نثار دیگران کردن
محبت داشتن
عشق بازی ، محبت داشتن به طرف مقابل
محبت داشتن، دوستی داشتن