نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
once: او زمانی معلم بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
once: او ماهی یک بار به مادرش زنگ می زند.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generation: نسل مادربزرگم تلویزیون نداشتند.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conventional: والدین خیلی سنتی او نمی توانستند بف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do well: عملکرد خوبی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hiccup: وقفه، سکته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boom and bust: رونق و رکود a situation in which a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
boom and bust: رونق و رکود a situation in which a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go wrong: به راه/روبه راه نبودن، اشتباه شدن/ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same difference: به ظاهر متفاوت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contractors: طرفین قرارداد، پیمانکاران، مقاطعه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contractors: طرفین قرارداد، پیمانکاران، مقاطعه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
embodied: 1 بدنمند 2 گنجیده، نهفته، موجود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
language learner: زبان آموز، فراگیر/فراگیرنده زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
l2: زبان دوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
l1: زبان اول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
l1: زبان اول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unintentionally: اشتباهی، اشتباها، غیرعمد، سهوا، غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
roll back: عقب نشینی ( کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unknowingly: ناآگاهانه، ندانسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
collapsed: فروپاشیده، فروافتاده، فروریخته، متل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
collapse: از هم پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ways of thinking: طرز تفکرات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smooth out: هموارسازی، تخفیف، کاستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
expressively: آشکارا، به وضوح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cope with: پرداختن، حریف شدن، چیره شدن، جوابگو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transcend: عبور ( کردن از )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
laundering: پولشویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
laundering: پولشویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
if possible: در صورت ممکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اقتباس کردن: برگرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اقتباس کردن: برگرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
friendly: پسوند: سازگار با، دوستدارِ، متناسبِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change of course: تغییر جهت، تغییر مسیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change course: تغییر جهت دادن، رو کردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implement: پیاده کردن، کاربست، کارگزاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
transborder: فرامرزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go into reverse: پسرفت، پسروی، برگشت، عقبگرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
superefficient: فوق کارآمد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
path dependence: وابستگی به مسیر Path dependence exp ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turned inside out: واژگون، واژگونه، برعکس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inside out: واژگون، واژگونه، وارونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deindustrialize: صنعت زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deindustrialise: صنعت زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deindustrialisation: صنعت زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deindustrializing: صنعت زدایی، صنعت زدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vengeance: انتقام جویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vengeance: انتقام جویی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combined with: همراه با، به همراه، توام با، در کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
combined with: همراه با، به همراه، توام با، در کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very rapid: بسیار سریع، پرسرعت، پرشتاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
habitat: سکونتگاه، محل اسکان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narrow: کم شدن، کاهش یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with no doubt: بی هیچ تردیدی، بی هیچ شکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with no: بی هیچ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a variety of: انواعِ، مختلف، جورواجور، متنوع، گون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe clean: 1 پاک کردن :to clean something by w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
international world: جهان بین الملل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aligned to: هم راستا/همسو/هماهنگ/همخوان/موافق/م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aligned to: هم راستا/همسو/هماهنگ/همخوان/موافق/م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
felt: محسوس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
populations: جمعیت ها، مردمان، نفوس، جوامع، گروه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
populations: جمعیت ها، مردمان، نفوس، جوامع، گروه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
conclusively: قطعا، مسلما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unjustified: ناموجه، غیرموجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invidious: غیر منصفانه، غیرموجه، ناموجه، ناعاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
u turn: زیروروشدگی، دور کامل، وارونی، وارون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
artefact: محصول، وسیله، ابزار، شی، دست ساخت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
embeddedness: تثبیت شدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ordinary people: مردم عادی/معمولی، عامه مردم، مردم ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ordinary people: مردم عادی/معمولی، عامه مردم، مردم ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
property owning: مالکیت دارایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tempted: فریفته، اغواشده، وسوسه شده، تحریک ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ie: از جمله، فی المثل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
satellite city: شهر اقماری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
misunderstanding: درک نادرست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
maoist: مائوئیست، مائوگرا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thinking and practice: پندار و کردار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tools: آلات، ادوات، لوازم، اسباب، وسایط، س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
symbolized by: . . . نماد آن است symbolized by th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pioneered: be pioneered by : به پیشگامی . . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pioneered: be pioneered by : به پیشگامی . . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of: تهی از، خروج از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come into play: وارد عمل شدن، وارد صحنه شدن، پا به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very dangerous: پرخطر، پرمخاطره، پرهراس، بسیار ترسن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
name of the game: با ترجمه تحت الفظی هم می توان معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the name of the game: به مدخل name of the game رجوع کنید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slotted: چفت ( شده ) ، جور ( شده ) ، به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
slot: slot in : جای دادن در، گنجاندن در، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slot in: جای دادن/گرفتن در، قرار دادن/گرفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in some ways: از جهاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take a hint: مطلب را گرفتن، متوجه مطلب شدن، متوج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a hint: مطلب را گرفتن، متوجه مطلب شدن، متوج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشارتا: معنی: به اشاره متضاد : صراحتا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deny: نفی کردن، نافی/نفی کننده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
very strong: پرقدرت، پرنیرو، پرتوان، پرمایه، پرز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
built on: بنا بر، بر پایه، بر مبنای، مبتنی/مب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
megaregion: اَبَرمنطقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
modestly: به مقدار کم، کم، اندک، به سادگی، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modestly: به مقدار کم، کم، اندک، به سادگی، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pearl river: رود پِرل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
realize: محقق کردن، عینیت بخشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
provided: ارائه شده، قیدشده، تامین شده، فراهم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bureau of statistics: اداره آمار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
referred: مورد ارجاع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low wage: کم درآمد، کم مزد، کم دستمزد، دستمزد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low wage: کم درآمد، کم مزد، کم دستمزد، دستمزد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unsustained: ناپایدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overemphasize: زیادی تاکید داشتن، تاکید زیادی داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buck: پشت پا زدن، تن ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
based upon: برای معانی بیشتر مدخل based on را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
built upon: برای معانی بیشتر مدخل built on را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
built upon: برای معانی بیشتر مدخل built on را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the low side: مدخل be on the low side را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low side: مدخل be on the low side را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the low side: It implies that there are fewer tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the high side: درجه زیادی داشتن، بالادرجه بودن، مق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high side: مدخل on the high side را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moyenne duree: میان مدت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eventism: کوتاه مدت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fix: راهکار، علاج، پاسخ، درمان، دوا، تعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conduct: ( به ) پیش بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dilemma: دوگانگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
express as: نشان دادن به صورت/به شکل/در قالب To ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fellow creatures: هم نوعان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fellow inmate: هم بند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
allies: متحدان، هم عهدان، همدستان، قربا، من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supporters: هواداران، طرفداران، هواخواهان، پشتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strip off: روبرداری، پرده برداری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
post: پسوند: پسا، پس از، مابعد China emb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sucking: مکش، مک زنی، میک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucking: مکش، مک زنی، میک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuel: سوخت رسانی، نیروبخشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
one party: تک حزبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one party: تک حزبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draconic: دراکولایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draconian: دراکولایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one child policy: سیاست تک فرزندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
destabilized: بی ثبات، متزلزل، ناپایدار، غیرپابرج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
destabilized: بی ثبات، متزلزل، ناپایدار، غیرپابرج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
destabilization: بی ثبات سازی، متزلزل سازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stabilizing: ثبات بخشی، ثبات بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stabilizing: ثبات بخشی، ثبات بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stabilization: ثبات بخشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
destabilizing: بی ثبات سازی، متزلزل سازی، متزلزل س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stabilize: ثبات بخشی، پابرجاسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace: همگام/هم پا/هم قدم/همراه/هم عنان/هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there is no general rule: هیچ قانون کلی وجود ندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there is no choice: هیچ گزینه ای وجود ندارد؛ هیچ انتخاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
limiting: تحدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clean slate: حساب پاک، پرونده پاک، شروع از سرنو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wipe the slate clean: آغاز دوباره، شروع از سرنو، پاک کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in full agreement: در توافق کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal preference: سلیقه/ترجیح/پسند شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
personal preference: سلیقه/ترجیح/پسند شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a matter of: موضوعِ، مساله ی a matter of life an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concluding discussion: مبحث پایانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
policy of austerity: سیاست ریاضت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adventurism: ماجراجویی، بی پروایی، بی باکی، بی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adventurist: ماجراجو، بی پروا، بی باک، بی مبالات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mobilise: مدخل mobilize را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mobilisation: برای معانی بیشتر مدخل mobilization ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decision makers: تصمیم گیران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decision makers: تصمیم گیران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
true sense: معنای واقعی to effect structural tr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
true sense: معنای واقعی to effect structural tr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very difficult: پرزحمت، پرمشقت، پردردسر، شاق، بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
effect: اثرگذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
influence: تاثیرگذاری، اعمال نفوذ ( کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
influencing factors: عوامل تاثیرگذار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
influencing: تاثیرگذار، تاثیرگذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
override: غلبه کردن، غالب شدن/آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of nowhere: از ناکجا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out of nowhere: یکهو سبز شدن، از ناکجا پدیدار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come out of nowhere: یکهو سبز شدن، از ناکجا پدیدار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fully fledged: متکامل، تکامل یافته، تمام وکمال، با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ripe for action: آماده عمل/اقدام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reformed: اصلاحات یافته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به هم زدن: "به هم زدن" گاهی به معنای "به دست آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace with: هم پا/هم قدم/همراه/هم عنان/هم دوش ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
complement: تکمیل کننده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
i think: I think that : ( من ) فکر می کنم که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i think: I think that : ( من ) فکر می کنم که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i think so: به نظرم آره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't think so: فکر نکنم ( اینطور باشه ) ، به نظرم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i don't think so: فکر نکنم ( اینطور باشه ) ، به نظرم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe so: من اینطور باور دارم، باور من این اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i believe so: من اینطور باور دارم، باور من این اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i guess not: به گمانم نه، گمان نمی کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i guess so: به گمانم ( اینطور باشد ) ، گمان کنم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i guess so: به گمانم ( اینطور باشد ) ، گمان کنم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mobilize: ساماندهی، سازماندهی، گردآوری، احضار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
medium sized: متوسط small and medium - sized firm ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self made man: فرد خودساخته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
open for suggestions: پذیرای پیشنهادات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show a loss: ضرر دادن if a company, project, etc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make loss: ضرردهی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show a profit: سود دادن، سوددهی، سودآوری if a comp ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make profit: سودآوری
٢ سال پیش