میلاد علی پور

میلاد علی پور English translator, interpreter and teacher

Over ninety percent of the words I wrote here in this online dictionary are the ones nobody had mentioned before. I' m not here to repeat what already exists in Abadis for I' m not interested in imitating or doing something repeatedly. The only reason I work here is; my countrymen could be able to use my new suggestions

Stay classy my fellow Persians

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



of no use٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١١به کار نیامدنگزارش
2 | 1
fitful١٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١سخت، پرتنش گزارش
5 | 0
blotted out١٨:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١١بسته شده، کور شده، پوشانده شدهگزارش
2 | 0
blot out١٨:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١جلوی چیزی را گرفتن، جلوی چیزی را بستنگزارش
5 | 0
stupefied١٨:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١متحیر، سردرگمگزارش
5 | 0
scrutinizing١٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١موشکافی، بررسی دقیق، زیرو رو کردنگزارش
9 | 0
senselessly١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١بی دلیل، بی خود و بی جهتگزارش
5 | 0
bubble١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١١ادامه داشتن، موج زدنگزارش
5 | 0
get a taste of١٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١١به صورت مختصر تجربه کردنگزارش
7 | 0
gallery١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/١١سالنگزارش
2 | 0
patio١٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١دهلیزگزارش
5 | 0
self importance١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١خودبرتر بینیگزارش
2 | 0
borne١٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١حاصل، محصول، به دست آمده، دستاوردگزارش
5 | 0
scrubbing١١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١ساییدن، پاک کردن، تمیز کردنگزارش
12 | 0
scrubwoman١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١١زن مستخدم، زن پیش خدمت، زن سرایدار، زن نظافت چیگزارش
0 | 1
drift in١١:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١درجایی پخش شدن، در جایی پیچیدنگزارش
12 | 0
tarlike٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١١قیرگون، شبیهِ قیرگزارش
5 | 1
intricately٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠تو در تو، به صورت جز به جز، دقیق و موشکافانهگزارش
9 | 0
put up a fight٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠دفاع کردن حتی وقتی که امیدی به پیروزی نباشدگزارش
7 | 0
race over٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فراگرفتن، درنوردیدن، غرق در چیزی کردنگزارش
2 | 0
senseless٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بیهودهگزارش
5 | 1
obsessed with٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠تمرکز بیش از حد روی چیزی/کسی، قفلی زدن، کلید کردنگزارش
34 | 0
filter٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠رد شدن، نفوذ کردنگزارش
7 | 0
register with٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فهمیدن، درک کردن، اثر گذاشتن بر کسی/چیزی، کسی را تکان دادن، مهم جلوه پیدا کردنگزارش
7 | 1
serpentine١٩:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠اهریمنی، موذیانه، وطن فروشانهگزارش
5 | 0
boiling hot١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠به شدت داغ، خیلی داغگزارش
12 | 0
fiddle with١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بازی کردن، بالاپایین کردن، این ور و آن ور کردنگزارش
9 | 0
flicker١٧:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠نمایان شدنگزارش
7 | 0
unadulterated١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بی اندازه، بی حد و حصرگزارش
2 | 0
distractedly١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٠حیران، سرگردانگزارش
5 | 0
in effect١٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠درواقع، در اصل، در حقیقت، عملاگزارش
5 | 0
apathetically١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠با بی میلی، برای از سر واکردن، با دودلیگزارش
2 | 1
half heartedly١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠با بی میلی، برای از سر واکردن، با دودلیگزارش
7 | 1
make a show of١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٠جلب توجه کردن، دل به دست آوردنگزارش
2 | 0
airs١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠قیافه گرفتن، خودبرتر بینی، ناز و ادا و عشوه آمدنگزارش
5 | 0
trainmaster١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٠مدیر قطار، مسئول قطار، مسئول ایستگاه راه آهنگزارش
7 | 0
moaning٠١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٠ناله کنان، شیون کنان، زاری کنان، گریه کنانگزارش
7 | 0
damp٠١:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٠نمورگزارش
9 | 0
carve into٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فرو رفتن، وارد شدنگزارش
2 | 0
brush away٠٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠کنار گذاشتن، پاک کردن، از بین بردن، نابود کردن، خط زدنگزارش
7 | 0
drag by٠٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٠طول کشیدن، به درازا کشیدنگزارش
5 | 0
motorcar٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ماشینگزارش
2 | 0
sweep up٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩بلند کردن کسی یا چیزی با حرکتی سریعگزارش
5 | 0
timbre٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩آهنگ صداگزارش
12 | 0
level٢١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩جایگاهگزارش
12 | 0
feed on١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دامن زدن، افزایش دادن، خوراک تهیه کردنگزارش
12 | 0
burst forward١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اشتیاق تکرار کردنگزارش
2 | 0
be looking over your shoulder١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩به پشت سر نگاه کردن، سر را چرخاندن و عقب را دیدن ( از روی شانه )گزارش
5 | 0
break forth١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اشتیاق تکرار کردنگزارش
7 | 0
go down well١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مورد قبول قرار نگرفتن، راضی نبودن از چیزیگزارش
5 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده