برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میلاد علی پور

میلاد علی پور English translator, interpreter and teacher

Over ninety percent of the words I wrote here in this online dictionary are the ones nobody had mentioned before. I'm not here to repeat what already exists in Abadis since I'm not interested in imitating or doing something repeatedly. The only reason I work here is; my countrymen could be able to use my new suggestions

Stay classy my fellow Persians

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 زندگی کردن، گذران زندگی کردن، زندگی را گذراندن از طریق چیزی ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

2 تشکیل پرونده، پرونده تشکیل دادن ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

3 وظیفه داشتن، موظف بودن ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

4 چه خبر؟ سلام، احوال محوال، چیکارا می کنی؟

(من دیکشنری های انگلیسی رو زیر و رو کردم، اما معنی خوشوقتم و از آشنایی تون خوشبختم پیدا نکردم. در عو ...
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

5 غرغره کردن (آب نمک یا....) ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

6 تقریبا همان، عینا همان ١٣٩٩/٠٦/١٢
|

7 اداره، آژانس، سازمان، ارگان (دقت بفرمایید این معانی ضمنی هستند و معنای اصلی همانهاست که در بالا گفته شد) ١٣٩٩/٠٦/١٢
|

8 علاوه بر آن، از طرفی دیگر، از سوئی دیگر ١٣٩٩/٠٦/١١
|

9 لقب باشگاه پرسپولیس یا پیروزی تهران که پس از باخت شش بر سه مقابل استقلال در جام حذفی و دربی 93، به این تیم اعطا شد. تاریخ شش تایی شدن باشگاهِ پیروزی، ... ١٣٩٩/٠٦/١١
|

10 درتمامِ، در کُلِ ١٣٩٩/٠٦/١١
|

11 فریب خورده، تحت تأثیر قرار گرفته، تحریک شده ١٣٩٩/٠٦/١١
|

12 بازیچه کردن ١٣٩٩/٠٦/١١
|

13 پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن، کلک زدن، رودست زدن، زرنگی کردن ١٣٩٩/٠٦/١١
|

14 می تواند مخفف Puerto Rico نیز باشد. به معنای پورتوریکو که ایالتی خودمختار تحت کنترل ایالات متحده امریکاست. یا در اشاره به مردم آن Puerto Rican به معن ... ١٣٩٩/٠٦/١١
|

15 موضع عمومی ١٣٩٩/٠٦/١١
|

16 تقسیم کردن، بخش کردن ١٣٩٩/٠٦/١١
|

17 تهیه ١٣٩٩/٠٦/١١
|

18 اهمیت دادن، (یا درحالت منفی) اهمیت ندادن، مهم نبودن، یه هیچ چیزِ خود نگرفتن، و مفاهیم دیگری که زننده است اما همگی از آن مطلع هستید و به دلیل رعایت اد ... ١٣٩٩/٠٦/١١
|

19 غلبه کردن (بر مشکل، یا ناراحتی یا خشم) ١٣٩٩/٠٦/١١
|

20 استقبال کردن، خوشبین بودن ١٣٩٩/٠٦/١١
|

21 حل کردن، حل و فصل کردن، برطرف کردن، رفع و رجوع کردن (مشکل، سختی، خصومت، درگیری)
درگیر شدن، پیکار کردن (بین دو نفر، دو گروه و دسته و..)
١٣٩٩/٠٦/١١
|

22 حل کردن، حل و فصل کردن، برطرف کردن، رفع و رجوع کردن (مشکل، سختی، خصومت، درگیری)
درگیر شدن، پیکار کردن (بین دو نفر، دو گروه و دسته و..)
١٣٩٩/٠٦/١١
|

23 آه نداشت که با ناله سودا کند ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

24 مورد تنفر، مورد خشم، مغضوب ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

25 افسوس خوردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

26 چشم غره رفتن، پشت چشم نازک کردن، بد نگاه کردن، چپ چپ نگاه کردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

27 چشم غره رفتن، چپ چپ نگاه کردن، پشت چشم نازک کردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

28 به حالت تفکر چیزی گفتن، به فکر فرو رفتن و چیزی را بیان کردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

29 خیلی کم، بیش از حد کم، فوق العاده اندک ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

30 رفقای قدیمی، بچه های گذشته/قدیم (گروهی از مردم که پایبند سنت ها و ارزشها و فرهنگ قدیمِ خاص مردم امریکا هستند، خصوصا مردم جنوب امریکا،که به همتایان خو ... ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

31 لغو دستور کردن، نافرمانی کردن، راه خود را رفتن،سرپیچی کردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

32 با جمع بندیِ، با درنظر گرفتنِ جمیعِ حالات ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

33 رفتار، عمل ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

34 دیه ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

35 ذره ذره فهمیدن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

36 چشم به کسی/چیزی انداختن، برای اولین بار دیدن، تابحال دیدن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

37 گرفتار کردن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

38 حضور پیدا کردن، حضور داشتن، بودن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

39 از مدتها قبل، خیلی وقت پیش ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

40 احساس یگانگی داشتن، احساس نزدیک بودن داشتن ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

41 چرکی، چرکین ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

42 غیر قابل تشخیص ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

43 مطلبی نوشتن (به صورت چکیده) ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

44 بیش از حد مجاز، غیرقابل تحمل، تحملش سخت است ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

45 سر از پا نشناختن، کیفور شدن، کیف کردن ١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

46 درحالیکه ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

47 ایجاد شدن ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

48 عقب راندن، پس زدن، جلوگیری کردن، مانع کسی/چیزی شدن، جلوی کسی ایستادن، جلوی کسی درآمدن ١٣٩٩/٠٦/٠٦
|

49 راست و ریس کردن، سر و ته چیزی را هم آوردن ١٣٩٩/٠٦/٠٦
|

50 خود را معرفی کردن، خود را ارائه کردن، آماده ی ورود به گروهی/باشگاهی/اجتماع خاصی شدن، تمایل برای مداخله داشتن ١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 azerbaijan
• Nagorno-Karabakh is an Armenian enclave inside Azerbaijan.
• آرتساخِ/قره باغِ-کوهستانی (ارمنی ها به آن آرتساخ می گویند) یک درون بومِ ارمنی در داخل (خاکِ) آذربایجان است
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

2 even though
• always listen to your heart because even though it's on your left side, it's always right.
• همیشه به ندای قلبت گوش کن،درسته که سمتِ چپه، اما همیشه راسته.
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

3 sodomy
• Sexual intercourse and sodomy with a person under 16 is criminal in Massachusetts.
• رابطه جنسی و همجنس گرایی با پسران زیر شانزده سال در ایالت ماساچوست جُرم محسوب می شود/ مستوجبِ کیفر است
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

4 instead
• I don't care for the mountains, so let's go to the beach instead.
• من علاقه ای به کوهستان ندارم، به جاش بیا بریم کنار دریا
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

5 resuscitation
• I immediately started giving him mouth-to-mouth resuscitation and heart massage.
• عملیات احیاء رو بلافاصله, با تنفس دهان به دهان و کمپرس(ماساژ) قلبی شروع کردم
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

6 resuscitation
• He was given mouth-to-mouth resuscitation.
• به او تنفس دهان به دهان داده شد
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

7 blitz
• Many people died in the London blitz.
• مردم زیادی در بمباران لندن جان خود را از دست دادند
١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

8 internalize
• Minority groups tend to internalize the values of the dominant society.
• اقلیت ها معمولا ارزشهای جامعه ی غالب را فرا می گیرند/می پذیرند
١٣٩٨/٠٢/١٨
|

9 chance
• I would like the chance to travel someday.
• دوست دارم یه فرصتی پیش بیاد برم مسافرت
١٣٩٨/٠٢/١٥
|

10 testify
• Ten witnesses are expected to testify at the trial today.
• امروز قرار است ده شاهد در دادگاه شهادت دهند
١٣٩٨/٠٢/١٣
|

11 period
• Years, months, and weeks are periods of time that most of us recognize.
• سال و ماه و هفته, زمانهایی هستند که اکثر مان با آن آشنا هستیم
١٣٩٨/٠٢/١٣
|

12 secured
• Victory was not going to be easily secured.
• پیروزی، قرار نبود به این سادگی ها بدست بیاد
١٣٩٨/٠١/١٧
|

13 lawsuit
• A lawsuit has been filed against the company.
• دادخواستی/دعوایی/شکایتی بر علیهِ این شرکت طرح/تنظیم شده
١٣٩٨/٠١/١٥
|

14 barracks
• The soldiers concerned were confined to barracks .
• سربازانِ ذیربط را در سربازخانه/پادگان بازداشت کردند
١٣٩٨/٠١/١٢
|

15 barracks
• As punishment, the men were confined to barracks.
• افراد را بعنوانِ تنبیه، در پادگان بازداشت کردند
١٣٩٨/٠١/١٢
|

16 in short
• I was still in short trousers at the time.
• اون موقع هنوز شلوارک پام بود
١٣٩٨/٠١/١١
|

17 take
• That man took my purse!
• اون مرده کیفِ منو زد!
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

18 take
• He took the package that she was carrying.
• مرد، بسته ای که زن حمل می کرد را از او گرفت
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

19 decently
• You need to be decently dressed to go for an interview.
• برای رفتن به مصاحبه، باید لباس درخور و مناسبی پوشیده باشی
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

20 undeterred
• Undeterred by his early failures, he decided to keep writing.
• علی رغمِ شکستهای اولیه اش، تصمیم داشت به نوشتن ادامه دهد
١٣٩٧/١٢/٢١
|

21 advise
• His sister advised him against driving through the snowstorm.
• خواهرش او را از رانندگی در کولاک بر حذر داشت، یا (خواهرش توصیه کرد که در برف و بوران رانندگی نکند)
١٣٩٧/١١/٠٢
|

22 fraught
• Escaping the country was a journey fraught with peril.
• فرار کردن از کشور، خیلی خطرناک بود
١٣٩٧/١٠/٢٤
|

23 dubbing
• We dubbed him Fatty.
• اسمشو گذاشتیم چاقالو
١٣٩٧/١٠/٠٥
|