میلاد علی پور

میلاد علی پور English translator, interpreter and teacher

Over ninety percent of the words I wrote here in this online dictionary are the ones nobody had mentioned before. I' m not here to repeat what already exists in Abadis for I' m not interested in imitating or doing something repeatedly. The only reason I work here is; my countrymen could be able to use my new suggestions

Stay classy my fellow Persians

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dressed to the nines١٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨شیک و پیک کردن ( برای بانوان استفاده می شود بنابراین بهتر است معادل تیپ زدن که عمدتا برای مردهاست، اینجا به کار نرود )گزارش
9 | 0
overzealous١٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨ذوق بیش از حد، تعصب افراطی، چاپلوسی و حمایت بیش از اندازه، شوق زیادگزارش
12 | 0
sagging١٧:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨تنزل یافته، کم شده، پایین آمدهگزارش
7 | 0
take hold١٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨آغاز شدن، شروع شدنگزارش
2 | 0
unrelenting١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨مصممگزارش
25 | 0
crackly١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧با صدای خش خشگزارش
9 | 0
seal someone١٦:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧فاتحه ی کسی را خواندن، کسی را گرفتار کردنگزارش
14 | 1
thudding١٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧مهیب، کوبنده، سخت، سنگینگزارش
9 | 0
conviction١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧باورگزارش
0 | 1
naught١١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧بی نتیجهگزارش
0 | 1
spare١١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧امان دادن، در امان ماندنگزارش
0 | 1
renounce١٩:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦زیرپا گذاشتنگزارش
2 | 1
vile١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦نفرت انگیزگزارش
5 | 0
trickledown١٥:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦سرازیر شدن، پایین آمدنگزارش
5 | 0
saw stars١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦برق از کله پریدن، برق از سر پریدنگزارش
2 | 0
brush aside١٤:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦بی اعتناگزارش
2 | 1
get off light١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦فرار کردن از محاکمه/مجازات، قسر در رفتنگزارش
2 | 0
for all i know٢٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥تا آنجا که می دانستمگزارش
5 | 1
on this account١٩:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥درنتیجه، بنابراین، با این حساب، بر این اساس، بر طبق این، در پی آن، در اثر آنگزارش
2 | 0
mill about١٨:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥بی هدف پرسه زدن، ول گشتن، این طرف و ان طرف رفتن، این ور و آن ور کردنگزارش
7 | 1
distraction١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥دردسرگزارش
2 | 1
wrest١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥برداشتن از جایی، بلند کردن از جایی، بردن از جاییگزارش
5 | 0
seditious١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥اغوا کنندهگزارش
12 | 1
plainly١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥به وضوحگزارش
12 | 0
get ahead of oneself١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥بی گدار به آب زدن، به آب نرسیده کفش ها را درآوردن، پیش داوری کردن، عجله کردنگزارش
16 | 1
pastor١٩:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤راهبگزارش
2 | 1
have the final say over١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤اتمام حجت کردن، حرف اخر را درمورد چیزی زدنگزارش
5 | 0
mere١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤ساده، ساده لوحگزارش
5 | 0
ill lit١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣کم نورگزارش
2 | 1
floridness١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣ویژگی، شکل و شمایل، حالتگزارش
2 | 0
real coffee١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣قهوه ای که از آسیاب کردن دانه های قهوه به دست آید. نه قهوه ی آماده و پودری یا موادی جایگزین و شبیه به آنگزارش
7 | 0
deserted٢٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢خالیگزارش
5 | 0
unyielding١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢تسلیم ناپذیرگزارش
12 | 0
somewhat١٤:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢به نوعی، در نوع خودشگزارش
7 | 0
brimming١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣١پُرگزارش
7 | 0
part of me٠٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠مطمئن نبودن، دو دل بودن، یک دل می گوید، حسی به من می گفتگزارش
0 | 1
ultimate penalty٠٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠اشد مجازاتگزارش
0 | 1
spread٠١:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩روتختیگزارش
5 | 0
skulk٢١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨توجه نکردن، حرف نزدن در باره ی چیزی، زیرسیبیلی رد کردن، از کنار چیزی گذشتن، موضوعی را نادیده گرفتنگزارش
2 | 1
shudder٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨ترسیدن، از ترس لرزیدنگزارش
9 | 1
make a nuisance of oneself٢١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦روی اعصاب رفتنگزارش
2 | 1
metamorphose٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣منقلب شدنگزارش
5 | 0
flatter٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٨نوشابه باز کردن، هندونه زیر بغل کسی گذاشتنگزارش
9 | 0
good manners٢٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨ادب داشتن، نزاکت داشتن، خوش رفتار بودنگزارش
14 | 0
raw skin١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٤پوست خراش خورده، پوست صورتی رنگ لایه ی زیرین که در اثر خراش خوردگی نمایان شدهگزارش
5 | 1
florid١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤خاص، ویژهگزارش
16 | 1
words fail me٠٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢زبانم بند آمدگزارش
18 | 1
dawn upon٢٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١به ذهن خطور کردن، متوجه شدن، پی بردن، دریافتن، روشن شدنگزارش
2 | 0
thorough search٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/١١جستجوی کامل، تفتیش سراسریگزارش
2 | 0
plumlike٢٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١شبیه آلو، آلوشکلگزارش
5 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده