میلاد علی پور

میلاد علی پور English translator, interpreter and teacher
خیانتکار : Translator of the book

Over ninety percent of the words I wrote here in this online dictionary are the ones nobody had mentioned before. I' m not here to repeat what already exists in Abadis for I' m not interested in imitating or doing something repeatedly. The only reason I work here is; my countrymen could be able to use my new suggestions

Stay classy my fellow Persians

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



tarlike٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١١قیرگون، شبیهِ قیرگزارش
5 | 1
intricately٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠تو در تو، به صورت جز به جز، دقیق و موشکافانهگزارش
16 | 1
put up a fight٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠دفاع کردن حتی وقتی که امیدی به پیروزی نباشدگزارش
7 | 0
race over٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فراگرفتن، درنوردیدن، غرق در چیزی کردنگزارش
5 | 0
senseless٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بیهودهگزارش
5 | 1
obsessed with٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠تمرکز بیش از حد روی چیزی/کسی، قفلی زدن، کلید کردنگزارش
80 | 1
filter٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠رد شدن، نفوذ کردنگزارش
9 | 0
register with٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فهمیدن، درک کردن، اثر گذاشتن بر کسی/چیزی، کسی را تکان دادن، مهم جلوه پیدا کردنگزارش
18 | 1
serpentine١٩:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠اهریمنی، موذیانه، وطن فروشانهگزارش
7 | 0
boiling hot١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠به شدت داغ، خیلی داغگزارش
16 | 1
fiddle with١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بازی کردن، بالاپایین کردن، این ور و آن ور کردنگزارش
9 | 0
flicker١٧:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠نمایان شدنگزارش
12 | 0
unadulterated١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٠بی اندازه، بی حد و حصرگزارش
2 | 0
distractedly١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٠حیران، سرگردانگزارش
5 | 0
in effect١٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠درواقع، در اصل، در حقیقت، عملاگزارش
16 | 0
apathetically١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٠با بی میلی، برای از سر واکردن، با دودلیگزارش
2 | 1
half heartedly١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠با بی میلی، برای از سر واکردن، با دودلیگزارش
16 | 1
make a show of١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٠جلب توجه کردن، دل به دست آوردنگزارش
5 | 0
airs١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٠قیافه گرفتن، خودبرتر بینی، ناز و ادا و عشوه آمدنگزارش
5 | 0
trainmaster١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٠مدیر قطار، مسئول قطار، مسئول ایستگاه راه آهنگزارش
7 | 0
moaning٠١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٠ناله کنان، شیون کنان، زاری کنان، گریه کنانگزارش
9 | 0
damp٠١:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٠نمورگزارش
12 | 0
carve into٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٠فرو رفتن، وارد شدنگزارش
7 | 0
brush away٠٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠کنار گذاشتن، پاک کردن، از بین بردن، نابود کردن، خط زدنگزارش
7 | 0
drag by٠٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٠طول کشیدن، به درازا کشیدنگزارش
5 | 0
motorcar٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ماشینگزارش
2 | 0
sweep up٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩بلند کردن کسی یا چیزی با حرکتی سریعگزارش
7 | 0
timbre٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩آهنگ صداگزارش
12 | 0
level٢١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩جایگاهگزارش
18 | 0
feed on١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دامن زدن، افزایش دادن، خوراک تهیه کردنگزارش
16 | 1
burst forward١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اشتیاق تکرار کردنگزارش
2 | 0
be looking over your shoulder١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩به پشت سر نگاه کردن، سر را چرخاندن و عقب را دیدن ( از روی شانه )گزارش
9 | 0
break forth١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اشتیاق تکرار کردنگزارش
7 | 0
go down well١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مورد قبول قرار نگرفتن، راضی نبودن از چیزیگزارش
7 | 3
well bred١٨:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩اصیل، نژادهگزارش
12 | 0
roman nose١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩دماغ عقابیگزارش
7 | 0
in full force١٦:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩با تمام قوا، با تمام نیروگزارش
5 | 0
puffed up١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩خودستا، قیافه گیر، خودچس پندارگزارش
12 | 0
lazily١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩به آرامی، ت خفیفگزارش
25 | 0
well into something١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩زیاده روی کردن، بیش از حد کاری را انجام دادنگزارش
2 | 1
beat into٢٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨به زور کسی را مجبور به کاری کردنگزارش
2 | 1
steely eyed٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨نگاه نافذ، نگاه سنگین، نگاهِ سختگزارش
0 | 1
judging from٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨باتوجه به، با درنظر گرفتنِگزارش
34 | 0
venture out٢١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨دل به دریازدن و بیرون رفتنگزارش
37 | 0
frown٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨ناراحتی، آویزان شدن لب و لوچه، غمگینیگزارش
14 | 1
biting through٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨تو رفتن، داخل شدن، فرو رفتنگزارش
2 | 0
blood rushed to his face٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨صورتش سرخ شد، از خجالت یا عصبانیت یا ترسگزارش
2 | 1
think less of١٩:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨ارزش نگذاشتن، احترام نگذاشتن، تصور /نظر/ذهنیتِ بد داشتنگزارش
5 | 1
hint١٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨ذره، اندک، جز، کمگزارش
16 | 1
fidgety١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨معذبگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده