برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میلاد علی پور

میلاد علی پور English translator, interpreter and teacher

Over ninety percent of the words I wrote here in this online dictionary are the ones nobody had mentioned before. I'm not here to repeat what already exists in Abadis since I'm not interested in imitating or doing something repeatedly. The only reason I work here is; my countrymen could be able to use my new suggestions

Stay classy my fellow Persians

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

251 مبتنی بر ایمان، مذهبی ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

252 اعتقادی ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

253 هر قدر، هر اندازه ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

254 بی رغبتی ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

255 باخبر شدن ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

256 اتاق انتظار، اتاق مراجعه کننده ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

257 به همراهِ، مسلح به، به وسیله ی، به کمکِ، با توسل به ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

258 با ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

259 مقرر، برنامه ریزی شده ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

260 چک زدن به صورت ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

261 چک زدن به باسن ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

262 به معنای کلمه ایست که با عبارت fuck در ابتدای آن شروع شود. معمولا در جمع های خانوادگی و رسمی و مؤدبانه به جای به کار بردنِ عینِ عبارت، از لفظ F word ... ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

263 مرکز توجه، موضوع اصلی بحث عموم مردم ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

264 مرکز توجه، موضوع اصلی بحث مردم ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

265 مرکز توجه، کانون توجه، موضوع اصلی بحث مردم ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

266 به طرزِ شدیدی، فوق العاده، به صورتی وحشتناک، بسیار زیاد، به طرز مفتضحانه ای ١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

267 بوقلمون صفت ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

268 بلاتکلیف ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

269 به شکلِ تغییر ناپذیری، به صورتی غیرقابل تغییر ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

270 غیرقابل تغییر ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

271 از سر گیری، شروع مجدد ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

272 لغو شده، ملغی شده، منسوخ شده ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

273 به من بگو. اشاره به وقتی داره که طرف میخواد بگه متخصص اون کاره، قبلا تجربه اش کرده، یا از همه بهتر راجع بهش میدونه. به علاوه اینکه همه ی عباراتی که ب ... ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

274 مهار کردن، متوقف کردن، جلوی چیزی/کسی را گرفتن ١٣٩٩/٠٤/١٤
|

275 تورو خدا اسم به این خوشگلی رو با اسمهای عربی، خرابش نکنید. امیر پارسا محمدپارسا، اصغرپارسا، جعفر پارسا، یوحنا پارسا.
اگه عربی، اسم عربی بذار، اگه ...
١٣٩٩/٠٤/١٤
|

276 برخلاف تصور عام مردم، قارپوز کلمه ی ترکی نیست. قارپوز واژه ی روسی است که ترکی از روسی وام گرفته است. قارپوز در روسی به معنای هندوانه است، البته کمی ت ... ١٣٩٩/٠٤/١١
|

277 احتمالا، (حالتی که فرد در ذهن خودش نوعی اجبار را در احتمال، درنظر می گیرد. مثلا می گوییم: طرف باید خیلی از این کار عصبانی شده باشه، در حالیکه فقط نوع ... ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

278 حقوقی ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

279 عالی پایه، عالی منصب ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

280 کسی را در کنار خود داشتن، پهلوی کسی بودن ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

281 بدجنسانه، شرارت آمیز، بدخواهانه، فتنه انگیز، شیطنت آمیز ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

282 گرفتن، مهار کردن، تحت کنترل در آوردن ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

283 گرفتن، گرفتار کردن، اسیر کردن ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

284 صادر کردن (دستور، حکم) ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

285 خر و خرما رو با هم خواستن (معادل صحیح خر و خرما است که بعضا (پناه بر خدا) خدا و خرما هم نوشته می شود) ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

286 هم خر را خواستن و هم خرما را ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

287 نهایت ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

288 از بعضی جهات، از جهاتی ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

289 صحبت از چیزی شدن ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

290 یارِ غار، مورد اعتماد ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

291 تحلیل کردن، زیرنظر گرفتن ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

292 بررسی کردن ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

293 ساختاری ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

294 تاکید ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

295 پذیرفتن، قبول کردن ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

296 تسلیم، جازده ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

297 پس گرفتن ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

298 در این رابطه، با این تفاسیر ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

299 غیر قابل برنده شدن ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

300 ممانعت ١٣٩٩/٠٣/٣١
|