پیشنهادهای مهدی تلوری (٢٣٤)
براده ی آهن ، خرده ریزه و آشغال هایی که از جوشکاری، تراشکاری ، دریل کاری به جا می ماند خرده آهن
در اصطلاح های آمریکایی به معنای تلویزیون هستش اما در بریتیش به معنای لباس بی آستین و یا لباس بالا باز گفته می شود
زره پوش
توهین قومیتی ، توهین قومی ، حرف های نژادپرستانه بدی قومیت های دیگه رو گفتن ، توهین طایفه ای
رکابی ، لباس بدون آستین ، تیشرت بدون آستین که میشه در عموم هم پوشید
رکابی ، زیرپوش ، هم معنی با tank top
معنای رکابی هم می دهد
آغاز ، در شروعِ ، در آغاز
شلوار نیم پا که تا پایین زانو می آید
همرنگ ، هم نوع ، هماهنگ شده ، مطابقت داده شده ، همگون
سر سلسله ، سر دودمان، موسس رژیم ، موسس سلسله سرخاندان، موسس دودمان
چشم چرون ، هیز ، نگاه ناپاک
دینی
قابل اشتعال، سوختنی ، قابل سوختن
به سوراخ های کفش یا لباس که بند از اونها می گذره
تسلیحات، تجهیزات نظامی ، ادوات جنگی ، وسایل رزم ، جنگ افزار
عمومی ساختن ، عمومی کردن چیزی ، عمومی سازی ، همگانی سازی ، همگانی کردن چیزی
پخت حرارتی ، پخت با استفاده از حرارت خود غذا در ظرفی مثل فلاسک
فلاسک ، فلاکس، قمقمه آب ، کلمن
غرق شده ، غوطه خورده ، تلیت شده
ظرف اصلاح ، کاسه اصلاح ظرفی که در آن خمیر یا کف اصلاح می گذارن برای اصلاح ریش
پرورش مرغ و طیور ، مرغداری
ادوات و تجهیزات کشاورزی
گاوداری
پرورش دهنده
به معنای پیرایش ، کوتاه کردن به قصد زیباتر کردن مثل ناخن یا مو رو کوتاه کردن
مجلس سنا رو معمولا با حرف تعریف استفاده می کنند The senate
مجلس سنا
توان نظامی
حزب جناح چپ جناح چپ حزب چپی
سیاست گذاری
سیاست میانه روی
تلفظش میشه جو دِ شی یری
جدای تمامی معنی های دوستان به معنای تیغ نان بری هم هست
کج ، اریب
زنده بودن ، حیات داشتن
امروزی ، امروزی ها ، امروز روز ، این روزها ، سال های اخیر
برق اصلی
چرخشی ، قابل چرخش
غلاف وسیله ای مثل تیغ آرایشگری ، کیف چرمی مثلا برای عینک
صیقل دادن ، برق انداختن ، خوش نما کردن
قسمت سخت صدف
نوک تیز ، لبه ی تیز
Women's movement
جایگاه فروش بلیط بلیط فروشی
کشتی شهربازی ، سفینه فضایی وسیله ای که شبیه کشتی هست و حرکت رفت و برگشت دارد
نابود کردن ، از بین بردن
شغل بی آینده شغلی که فقط توش در جا می زنید
I hate to break the news از خبر بد دادن بیزارم
با تیپا کسی رو بیرون کردن با دم کونی کسی رو اخراج کردن با اردنگی اخراج کردن وسط کار اخراج شدن