مریم حسینی

مریم حسینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



peroxide٠٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٨گاهی به رنگ مو هم مربوط میشه. اگه با blonde بیاد یه رنگ مو تو مایه های رنگ استخونی میشهگزارش
12 | 0
bungler٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٧خرابکارگزارش
5 | 0
spidery١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٢spidery میتونه اشاره به یه دستخط داشته باشه که اصطلاحا توی فارسی بهش میگیم چه دستخط خرچنگ قورباغه ای داری همینطور در مورد یه نقاشی هم میتونه به این ش ... گزارش
9 | 0
discolored٠٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٢بی رنگ و روگزارش
9 | 0
comrade١٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧یه نوع اسلحه هم هست از اسلحه های برند موزر.گزارش
9 | 1
work order٠١:٥١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦everything in working order: همه چی منظم بود همه چی سر جای خودش بود همه چی درست انجام میشدگزارش
7 | 0
outflung arms١٨:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣دست باز مثلا وقتی به پشت میخوابید و دست هارو از هم باز میکنید.گزارش
7 | 0
pump٠١:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣کفش پاشنه بلند، یا کفش های پاشنه بلند بدون بند هم معنی میده.گزارش
18 | 1
actually٠٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧عملاگزارش
14 | 1
rake٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦وقتی انگشت هاتونو لای موهاتون میبرین از این کلمه میتونید استفاده کنید: he raked his fingers through his hair.گزارش
18 | 0
even٢١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥یکنواختگزارش
14 | 1
crouch٠٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥کمین کردن.گزارش
16 | 0
receptacle٠١:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤بعضی از سطل زباله های استوانه ای، قسمت بالاشون یکم گود هستش ، و معمولا توی پاساژ ها و یا پارکینگ ها ازشون استفاده میشه. اون قسمت بالا که گوده و گاهی ... گزارش
21 | 0
wood paneling٠٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠نماسازی دیوار ها با روکش ها و قالب های چوبیگزارش
7 | 0
plain٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٩واضح، روشن، معلوم بودن چیزی.گزارش
12 | 1
forever after١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٩از آن به بعد از آن لحظه به بعد بعد از آن از آنجا به بعد. مثال: The couple lived happily forever afterگزارش
12 | 0
bound٠٣:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٩مصمم، عزم را جزم کردنگزارش
14 | 0
fitting٠٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٨مثلا توی کفش، جایی که بند کفش رو رد میکنیم، معمولا یه حلقه ی نقره ای داره یا استیل. به اون هم میگن fittingگزارش
9 | 0
yard٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٨yard به غیر از معنی های بالا، هر یارد معادل حدودا 1 متر است.گزارش
25 | 1
chirp٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٧صدای زنگ تلفن هم میگن the phone chirped.گزارش
21 | 1
frozen٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٥بی عاظفه، بی احساس، سردگزارش
21 | 0
plow٠١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٥خب همیشه هم به معنای شخم زدن نیست. گاهی طبق جمله میتونه به معنای سخت حرکت کردن، سخت پیش رفتن، با تلاش زیاد کاری رو کردن، باشه.گزارش
34 | 0
flat١٥:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨بی مزه ه، بی تنوع، هموار ، جلگه، دشت، یکدست، پهن و. . .گزارش
14 | 1
toy١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧در حالت فعل به معنی وَر رفتن، یا بازی کردن با چیزی he toyed with the empty cupگزارش
18 | 0
virgin mary١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣مریم مقدسگزارش
14 | 0
raw٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣اگه را جع به اجزای بدن باشه، میتونه به معنی زخم شدن یا خراشیده شدن هم باشه.گزارش
14 | 0
mark٠٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢واحد یکان پول آلمان البته خیلی سال پیش مثلا میگفتن 35 مارک پول دارن.گزارش
23 | 1
dull١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٣١پکر، دلگیرگزارش
12 | 0
loaf٢٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠ولگردی کردن و وقت رو الکی هدر دادنگزارش
21 | 0
drawn٠١:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩توی جمله ی : the curtains drawn معنی کشیدن پرده هم میشه بهش دادگزارش
21 | 0
dummies٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤shop dummies هم داریم که به مانکن های مغازه ها میگن. یعنی خود dummy این معنی رو هم میده.گزارش
9 | 0
cardboard boxer٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢١جعبه، کارتن، کارتن های قهوه ای رنگگزارش
12 | 0
butt٠١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨به معنی ته سیگار هم هستش.گزارش
39 | 0
ace of diamonds١٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧ورق تک خشتگزارش
12 | 0
caps٠٣:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧به غیر از کلاه معنی سرپوش بطری درب های فلزی بطری های نوشابه رو هم میدهگزارش
14 | 0
take a drag٠١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤take a drag on cigarette: به معنای سیگار کشیدن و یک پوک به سیگار زدنگزارش
12 | 0
crimson٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧جیگریگزارش
9 | 0
turned up tips٢٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦معمولا برای کفش هایی به کار میره که نوک تیز هستن و نوک کفش رو به بالا هستش. مثل بوت های گروه راک ان رول بیتلزگزارش
9 | 0
unlit١١:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٩میشه گفت چیزی که روشن نیست. خاموشه مثل سیگار یا شمع an unlit cigaretteگزارش
14 | 0
drew on١١:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٩بیرون کشید. مثلا: he drew on an unlit cigaretteگزارش
9 | 0
mulled١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٦نوعی مشروب که گرم خورده میشود. حرارت داده شدسگزارش
5 | 0
soundproof٠٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٢عایق صوتیگزارش
12 | 0
decades٠٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٠ده ها سالگزارش
25 | 0
disc٠٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨برای ماه و خورشید هم میشه استفاده بشه با ترجمه ی : قرص گزارش
12 | 0
mac٢٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦وقتی توی مک دونالد میشینین، ساندویچ مک میخورین. بهش میگن Big Mac . مهنی دیگه: خطاب به یه پسر، داداش، آقا . . . معاتی دیگه هم داره که دوستان اشاره ک ... گزارش
23 | 0
range٠٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥معنی اجاق گاز هم میده. the pot on the rangeگزارش
16 | 1
bolt١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠١click of the bolt صدای قفل شدن در. چفت درگزارش
7 | 0
groping١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠١دست مالی کردن. توی تاریکی دنبال چیزی گشتن. کورمال کورمال دنبال چیزی بودنگزارش
25 | 0
intently٠٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦وقتی با یه حالت ریز کردن چشم به یکی نگاه میکنید. با دقتگزارش
25 | 1
flypast٠١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠توی حالتی که مثلا از پله های اتوبوس پایین میپرید. یا از یه ارتفاع میپرید به یه جای مشخص.گزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



out on the town٠٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣
• How about going out on the town tonight?
چطوره امشب بریم بیرون از شهر؟
0 | 1
go easy٠١:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• Go easy on/with the cream - I haven't had any yet.
همه ی خامه ها رو تموم نکن، من هنوز نخوردم.
2 | 0
go easy٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• Go easy on/with the cream - I haven't had any yet.
توی خوردن خامه زیاده روی نکن، من هنوز نخوردم.
2 | 0
wise guy١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٥
• OK, wise guy, what do we do now?
خیلی خب، عقل کل، حالا چیکار کنیم؟
5 | 0