تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به اینکه، بخاطر اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرامش ( کسی را ) بهم زدن، ایجاد مزاحمت کردن، اذیت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشبختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادغام شدن، تلفیق شدن، یکپارچه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قبول کردن، پذیرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I wouldn't either

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناختن، پذیرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیج، سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدید، چشمگیر، خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نداشتن اعتماد به نفس ، نداشتن خود باوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشفته، پریشان، بهم ریخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جواب دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور غیر قابل تحمل، به طور رنج آور، به شدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، elicit هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فشار وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متغیر بودن ( بین دو حالت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نتیجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با سرعت رضایت بخش ( بدون اینکه خیلی سریع یا کند باشد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی ثبات، ناپایدار، تغییر دهنده، دارای عدم استمرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور خودکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنها لازمه، فقط لازمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به شکل ناگهانی و شدید حرکت کردن، سقوط کردن، پرتاب شدن، افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سمت پایین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باریک، نازک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرام ضربه زدن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرام هل دادن، آرام ضربه زدن به ( حالت محاوره ایto nudge somebody هست. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرام هل دادن، آرام ضربه زدن ( حالت محاوره ای to nudge somebody هست. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استفاده از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جذب کردن ( مایع توسط یک چیز جامد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعداد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر اوقات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم کم یا به تدریج از بین رفتن، نابود شدن، محو شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوسازی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درباره اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لازم دانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کم کم چیزی را افزایش دادن، کم کم چیزی را بالا بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیش رو

پیشنهاد
٠

با خشم و عصبانیت با کسی صحبت کردن، کسی را سرزنش کردن یا مورد سرزنش قرار دادن ( به خاطر انجام کاری اشتباه ) / با این عبارت ها، هم معنی هست :haul someb ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیرکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از لحاظ ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز غیر مهم و بی اهمیت، کار غیر مهم و بی اهمیت، موضوع غیر مهم و بی اهمیت