تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حل وفصل فوری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناهمخوانی، تفاوت فاحش. واژه ای سطح بالا ( Formal ) برای گفتن Difference. استفاده از این کلمه نشان می دهد سطح زبان شما بالاست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغات گمراه کننده. این یک اصطلاح حقوقی و جدی است. یعنی شما دروغ گفتید یا حقیقت را پنهان کردید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من مشتاق . . . . هستم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه ملموس و واقعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افکار پراکنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فراتر از "Continuous" است؛ یعنی چرخه ای که انگار هیچ وقت قطع نمی شود و خود به خود تکرار می شود.

پیشنهاد
٠

تبدیل مشکل کوچک به بحران بزرگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی رایج برای کوچک شمردن مشکلات. انگار که مثل دوران بلوغ یا دندان درآوردن نوزاد، خودبه خود تمام می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگین کردن، بار شدن ( مثلا برای بیان: سنگینی مسئولیت روی دوش دیگران گذاشتن )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی زیبا برای وقتی که زیر نور خورشید می نشینید و گرما و نور را با لذت جذب می کنید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیک خیلی پر زرق وبرق ( بیش از حد مجلل )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدای جویدن ( صدای خوردن چیزی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هله هوله ( خوراکی های کم ارزش اما خوشمزه مثل چیپس، پفک، شکلات یا فست فود )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیر کرده / فشرده شده ( وقتی چیزی در فضای تنگی گیر می کند )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گشت و گذار ( بازدید از جاذبه های توریستی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم گروهی ( عضو گروه موسیقی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکتی غیرارادی و سریع ( معمولاً در صورت یا بدن ) که نشان دهنده درد، ناراحتی یا خجالت است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترونوم یعنی �سنجش گرِ زمان� در موسیقی که کمک می کند نوازنده از ریتم خارج نشود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزخرف محض، چرند خالص

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدای یک نسل. این لقب معمولاً به هنرمند، نویسنده، خواننده یا فعال اجتماعی داده می شود که آثار یا سخنانش دقیقاً بازتاب دهنده احساسات، مشکلات، آرزوها و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال ( اصطلاح ) : Don't make a fuss موضوع رو الکی بزرگ نکن، الم شنگه به پا نکن، الکی جو نده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال: Growl all you want . . . هرچقدر میخوای غر بزن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیدمان وارونه آرایشی حلقه ای–قرینه که عناصرِ متن با الگویی به صورتِ معکوس تکرار می شوند؛ انگار متن در آینه برمی گردد. مثال: نام نیک از ثروت بهتر اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مقالات مهندسی و برای ارسال به ژورنال ها توصیه میشه که Graphical Abstract داشته باشیم. در اینجا گفته میشه که باید به شکل Pictorial باشه این �چیکده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه بازی که شخصیت هاش همون لاکپشت های نینجای معروف هست. میشه سلاح و امکانات مختلف خرید با پرداخت هزینه.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یکی از معانی: به عمل حرکت دادن یا نگه داشتن نشانگر موس روی یک عنصر ( مثل دکمه، تصویر یا نقطه ای روی نمودار ) گفته می شود، بدون این که کلیک کنید.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرنگ سازی ( در عربی هم معادلش رو به این صورت دیدم: حبک )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در توصیف این عکس، کامنت گذاشته بودن که به حالت adoringly داره به مادرش نگاه میکنه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال روشن و قابل فهم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی مثلا یک موضوع ریاضی یا الگوریتمی رو درس دادیم و بعدش میخواهیم یک مثال کاربردی بزنیم. Example Usage : مثال کاربردی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلا بدست آوردن وارون یک ماتریس، از لحاظ محاسباتی هزینه بر هست و این لغت رو براش به کار میبرن : cumbersome

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی به استادم مناسبتی رو تبریک میگم، در جوابم این واژه رو استفاده میکنه و تبریک میگه: reciprocally

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور مشخص تر ، به طور دقیق تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لشکرکشی مثال : لشکرکشی ناپلئون ( Napoleonic expedition )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثالی که در دوره ی یادگیری عمیق زده میشه. Mars Rover کاوشگر مریخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فیلم Inception 2010

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

the ambient d - dimensional vector space محیط. برای نمایش فضای برداری n بُعدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

respective classes: کلاس های مربوطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سکانسی از فیلم Dune :part two

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوشمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

به طنز تاریخ ( اتفاقی که برعکس اون چیزی که تصور میشد رخ بده! )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولیای دم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خویشاوندان بعدی ( به انگلیسی: next of kin )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نحو مدبرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحقیرآمیز ( ممکنه با condescending هم همراه بشه و مفهوم "نگاه بالا به پایین" داشته باشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حُکم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

پذیرش ( برای مثال، پذیرش یک کتاب، موضع، قانون )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به بند کشیدن ( محدود کردن کسی یا چیزی )