پیشنهادهای مهدی محمدی (١٧٣)
تجدید حیات، خیزش دوباره
زندگی جمعی ( اجتماعی )
پذیرایی سبک
تسکین دهنده ی درد
نیازمند نیروی کار فراوان ( طاقت فرسا )
حفظ بهداشت ( مراقبت از پاکیزگی )
بدقت ( با وسواس فراوان ) محاسبه شده
شگفتی ( شاهکار ) مهندسی. مثلا برای اشاره به ساخت قنات یا کاریز در تمدن های باستانی
شاهکارهای مهندسی
با . . . متمایز می شود با . . . شناخته می شود با . . . گره خورده است
در ازای یک هزینه ناچیز ( نمادین )
بهره بردن از . . . استفاده مفید کردن از . . .
پیش پرداخت، بیعانه
اگر موضوع ایمیلی این باشه، بدین معنی هست: شما پذیرفته شدید!
رویه های طردکننده
ممیزی موجودی. انبارگردانی.
رابطه ی متقابلاً سودمند. ارتباطِ دوجانبه ی پُرسود.
جلبک ها. مفردش alga هست.
صخره های مرجانی، آب سنگ های مرجانی؛ ساختارهای عظیمِ زیرِ آب که توسط کلونیِ مرجان ها ساخته می شوند و مثل شهرهای شلوغی برای ماهی ها و دیگر موجودات دریا ...
اسیدی شدن اقیانوس ها؛ یعنی پایین آمدن سطح pH آب دریاها که باعث می شود آب حالت اسیدی و خورنده پیدا کند.
پوشش رسانه ای، بازتاب خبری. میزان و نحوه ی پرداختنِ شبکه های خبری، روزنامه ها و شبکه های اجتماعی به یک موضوعِ خاص.
هنجارهای جامعه؛ قوانین نانوشته، خط قرمزها، بایدها و نبایدها، و استانداردهای رفتاریِ مورد قبول در یک جامعه.
سوگیری در دسترس بودن. یک خطای ذهنی که در آن، مغز انسان برای قضاوت درباره احتمالِ یک خطر، به این نگاه می کند که "چه چیزی زودتر به یادش می آید". چ ...
کاربردهای جذاب و حیرت انگیز
یک اصطلاح کاملا تخصصی در کشاورزی و انسان شناسی. که در فارسی به آن کشاورزیِ بِبُر و بسوز یا نوبت کاری گویند.
انسان شناسی اجتماعی. در متون تاریخی و معماری، این شاخه از علم به شدت پرکاربرد است. چون نحوه زندگی و ساخت وساز جوامع را تحلیل می کند.
کلمه ی Window در زبان عمومی یعنی پنجره، اما در دنیای بیزینس، هوافضا و IT به معنای یک بازه ی زمانیِ مشخص و محدود برای انجام یک کار است. مثال های ک ...
اکثر زبان آموزان کلمه ی Issue را فقط به معنای �مشکل� یا �مسئله� ( معادل Problem ) می شناسند. اما در دنیای انتشارات، ژورنال های علمی و مجلات، این کلمه ...
در ادبیاتِ آکادمیک، به مجموعه ی تمام فسیل ها و شواهدِ کشف شده تا امروز، Fossil record یا Evolutionary record ( پیشینه ی فسیلی/تکاملی ) می گویند. کلمه ...
این ها فسیل هایی هستند که ویژگی های دو گروهِ جانوریِ کاملاً متفاوت را همزمان در خود دارند و نشان می دهند چطور یک گونه در طول میلیون ها سال به گونه ای ...
منقرض شده ( مثل دایناسورها؛ یعنی دیگر هیچ نمونه ی زنده ای از آن ها وجود ندارد ) .
کلمه ی Remain به عنوان فعل یعنی �باقی ماندن�. اما وقتی به عنوان اسم ( Noun ) استفاده می شود ( به معنای بقایای یک موجود زنده، جسد، یا ویرانه های یک شه ...
سنگ های رسوبی ( مثل لایه های خاک که روی هم انباشته شده و فسیل ها را در خود نگه می دارند )
سنگ های آذرین ( آتشفشانی )
در زیست شناسی: به معنای �تکثیر شدن� و زادوولدِ سریعِ سلول ها، ویروس ها یا باکتری هاست
در متون مربوط به اقیانوس شناسی، محیط زیست یا زیست شناسی، کلمه ی Saltiness ( شور بودن ) بیش از حد عامیانه است. در مقالات علمی همیشه از اسمِ Salinity ( ...
به معنای فرارِ هوشمندانه، فریبکارانه یا سیستماتیک است. وقتی یک باکتری سیستم ایمنی را دور می زند، یا یک شخص از پرداخت مالیات فرار می کند ( Tax evas ...
در متون پزشکی و زیست شناسی ( که در ریدینگ های تافل بسیار زیاد هستند ) ، به معنای سویه یا یک زیرشاخه ی ژنتیکی از یک ویروس یا باکتری است. ( مثلاً د ...
�Thrive� خیلی قوی تر از �grow� هست. وقتی�thrives� را برای یک موجود زنده به کار می بریم، یعنی نه فقط زنده می ماند، بلکه به شدت رشد می کند و موفق است. ...
تصور کن نیمه شب از خواب بیدار می شوی و اتاق کاملاً تاریک است. می خواهی بروی یک لیوان آب بخوری. بدون اینکه چیزی ببینی، می دانی تخت کجاست، درِ اتاق کجا ...
به درکِ فیزیکیِ ما از محیط اطراف، ابعاد، فاصله ها و جهت ها اشاره دارد.
این یکی از بهترین ساختارها برای بخش رایتینگ ( Writing ) است. به جای استفاده از کلمات ساده ای مثل Was very important، می تونیم از این قالب استفاده کنی ...
کلمه ی Measures در اینجا به معنای �اندازه گیری� نیست، بلکه در متون حقوقی، پزشکی و سیاسی به معنای �تدابیر و اقدامات پیشگیرانه� است.
در متون تاریخی، علمی و خبری، به منطقه ای گفته می شود که در آن یک خطر، بحران یا فعالیت خاص به شدت متمرکز است ( مثل کانون زلزله، کانون شیوع بیماری، یا ...
وقتی چیزی با سرعت و قدرت در حال رشد و شکوفایی است ( مثل یک صنعت، جمعیت، یا طبقه اجتماعی ) ، از Burgeoning استفاده می شود. مثال: The burgeoning tech ...
ناامنی وجودی، بی ثباتی
حرف کلی ش این هست: �اصلاً درست و غلطِ واحد نداریم؛ هر فرهنگ معیار خودش را دارد. �
معنی: جامعه را شکل دادن. کاربرد مشهور: Technology shapes society. مثال: Cultural norms shape people’s behavior. �هنجارهای فرهنگی رفتار مردم را ش ...
رسم های ( رویه های ) فرهنگی. مثال: how cultural practices shape societies.
رفتار هر فرهنگ در چارچوب همان فرهنگ. کاربرد: در جامعه شناسی برای جلوگیری از قضاوت عجولانه.