تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

حرف کلی ش این هست: �اصلاً درست و غلطِ واحد نداریم؛ هر فرهنگ معیار خودش را دارد. �

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: جامعه را شکل دادن. کاربرد مشهور: Technology shapes society. مثال: Cultural norms shape people’s behavior. �هنجارهای فرهنگی رفتار مردم را ش ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

رسم های ( رویه های ) فرهنگی. مثال: how cultural practices shape societies.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رفتار هر فرهنگ در چارچوب همان فرهنگ. کاربرد: در جامعه شناسی برای جلوگیری از قضاوت عجولانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک قرمز روشن و زنده که کمی به نارنجی می زند ( مثل رنگ آتش )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقتی می خواهید بگویید "وضعیت عادی است" اما این "عادی بودن" لزوماً خوب نیست!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رسیدن به جایی یا حاضر شدن در قراری. سر و کله پیدا شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی به کسی قول می دهید که رابطه قطع نشود و باز هم به هم پیام بدهید یا زنگ بزنید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لکه پیتزا. Blood stain: لکه خون. Stainless steel: فولاد ضدزنگ ( بدون لکه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاندید شدن برای شهرداری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی اضطراب فلسفی درباره بی معنی بودن زندگی یا مرگ ( بحران وجودی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتار ناعادلانه و ترجیح دادن یک شخص به دیگران، فقط به خاطر اینکه او را دوست دارید یا می شناسید. ( پارتی بازی کردن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی در دنیای بازی های ویدیویی که به تلاش برای تمام کردن یک بازی در کوتاه ترین زمان ممکن گفته می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یواشکی و بدون اینکه کسی بفهمد از جایی بیرون رفتن ( معمولاً برای انجام کاری که اجازه ندارید یا می خواهید مخفی بماند )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یک اصطلاح مخصوص رقص ( به ویژه هیپ هاپ ) است که در آن رقصنده زانوهایش را خم می کند و بدنش را تا نزدیک زمین پایین می آورد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جایگاه ویژه و اختصاصی برای خود پیدا کردن ( معمولاً در بازار کار یا محیط آکادمیک ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتاق استراحت معلمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موج سواری خوابیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مچاله شده / چروک شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاً نمی فهممش ( ازش سر در نمیارم ) !

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی کشتی که برای جابجایی مسافر و خودرو در مسافت های کوتاه ( مثلاً بین دو ساحل یا به یک جزیره ) استفاده می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیر افتادن در جایی و ناتوانی در ترک آن ( معمولاً به دلیل نبود وسیله نقلیه، پول یا راه خروج )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محصولی که به روش سنتی، دستی و با مهارت بالا ( نه با ماشین آلات صنعتی ) ساخته شده است. معمولاً کیفیت بالاتر و قیمت گرانتری دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشاره به لذت های سطح بالا و معمولاً گران قیمت یا هنری زندگی ( مثل موسیقی کلاسیک، ادبیات، غذاهای عالی، سفر ) . چیزهای فاخر و باارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرهیختگی ( کمال و ادب ) . وقتی کسی Refinement دارد، یعنی سلیقه ی خوب و رفتار مودبانه ای دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان محاوره امروزی و شبکه های اجتماعی برای توصیف کسی یا کاری که بسیار عالی، مشهور و تحسین برانگیز است، استفاده می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سبد چرخ دار خرید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Debit Card: کارت نقدی/عابربانک. ( پول مستقیماً از حساب شما کم می شود ) . Credit Card: کارت اعتباری. ( از بانک قرض می گیرید و بعداً پس می دهید ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Debit Card: کارت نقدی/عابربانک. ( پول مستقیماً از حساب شما کم می شود ) . Credit Card: کارت اعتباری. ( از بانک قرض می گیرید و بعداً پس می دهید ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوخت و دوز، کوک ها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی عیب و نقص، عالی، منزه. این کلمه جایگزین بسیار قدرتمندی برای "Perfect" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهارت در ساخت، ظرافت هنری، استادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمان کسی برق زدن ( نشانه خوشحالی، هیجان یا رسیدن به یک ایده ناگهانی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگ و وضعیت طبیعی پوست صورت ( سبزه، سفید، گندمی و. . . )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروشگاه اجناس دست دوم ( معمولاً ارزان یا خیریه ) ، سمساری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که آنقدر خوب است که دیگران آرزوی داشتن آن را دارند ( رشک برانگیز/غبطه برانگیز )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یکی از معروف ترین اصطلاحات انگلیسی برای توصیف چیزی است که به شدت کسل کننده و ملال آور است. کاری که هیچ هیجانی ندارد و زمان به کندی می گذرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانواده ای که خیلی بهم نزدیک و صمیمی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانواده گسترده ( شامل عمو، خاله و. . . ) در مقابل Immediate family ( پدر، مادر، خواهر، برادر )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام کاری بدون آمادگی قبلی ( بداهه پردازی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه Hilarious یک صفت معمولی نیست؛ Funny = خنده دار Hilarious = بسیار بسیار خنده دار نکته گرامری فوق مهم برای تافل: ما هرگز از کلمه "Very" با صفات ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای بیان: رنگ از رخ پریدن ( مثل گچ سفید شدن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئولیت کاری را بر عهده داشتن / رئیس بودن در یک بخش خاص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Nod: سر تکان دادن به نشانه �بله� یا �تأیید� ( Up and down ) . Shake head: سر تکان دادن به نشانه �نه� یا �مخالفت� ( Side to side ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخاندن آب در انتهای گلو ( غرغره کردن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

You're like a pristine, freshwater pearl تو مثل یک مرواریدِ آب شیرینِ دست نخورده ( بکر و پاک ) هستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در متون روانکاوی و فلسفی، واژه ی انگلیسی "Projection" به معنای نسبت دادن ذهنیات خود به دیگری است که معادل صحیح آن در فارسی �فرافکنی� یا �تصویر کردن� ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در انگلیسی برای �جرم�، �خودکشی� یا �گناه� از فعل Do یا Make استفاده نمی کنیم، بلکه از Commit استفاده می کنیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حل وفصل فوری