پیشنهاد‌های خشایار پارسی_دوست (١٣٩)

بازدید
٢١
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه من واژه "پیروز" بسیار واژه زیبا و شگفتی آوری است واژه پیروز از "پی" و "روز" ساخته شده است چم های "پی" در پارسی بسیار هستن ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه کنام که واژه ای پارسی است به چم "آشیانه جانوران" و "پناهگاه" است غار نشین : کسی که در غار زندگی میکند دهارنشین : کسی که در دره زندگی میکند یا در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه دهار که واژه ای پارسی است به چم "دره" و "غار" است واژه "غار" که خود پارسی است از گار پهلوی امده است غار نشین : کسی که در غار زندگی میکند دهارنش ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه غارنشین پیوند بر مردمان فراپیشین است واژه غار به چیز های که من شنیده ام ریشه پارسی دارد و در اوستا "gārha" نوشته میشده است و واژه دهار که به چم ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، جایگزین این واژه "پیشکش" و "ارمغان" و هم میتواند به چم "نورهان" باشد که نورهان جایگزین پارسی واژه بیگانه "سوغات" است این واژه کادو ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

درود بر همگان ، به اندیشه ی من : واژه اشکان از دو واژه "اشک" و "ان" ساخته شده است "ان" یک پسوند گروه سازی است و اشک که یک واژه ریشه دار پارسی است ب ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

درود بر همگان ، واژه "دین" دو چم دارد دین که به چم "مذهب ، آیین" است ریشه پارسی دارد که در اوستایی به این پیکر نوشته میشود : دَئِنا و واژه دین یک واژ ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٣

درود ، همتا های این واژه : آب آشامیدنی آب خوردنی آب شیرین به گونه فراگیر نوشته آب شرب این چم است که آبی که را می توانیم بخوریم یا آب شیرین

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : ناهمگون ناهمسان در برابر نمونه : این دو بلعکس هم هستند این دو ناهمسان ، ناهمگون هم هستند. امروز بارا ...

پیشنهاد
٠

درود بر همگان این نوشتار پارسی جایگزین نوشتار بیگانه "سند علمی" یا "مدرک علمی" است همتای این واژه میتواند پشتوانه دانشورانه هم باشد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه من واژه چمشیر میتواند چندین چم زیبا داشته باشد ، و یک واژه نو باشد چم شیر به این چم است : همانند شیر ، یا دلیر ، شیردل

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه که هیچ پشتوانه دانشوارانه ای در او نیست تنها زیبا میشد که از این ریشه باشد شمشیر از چمشیر آید به این چم که کسی همانند شیر ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه من واژه چمشیر میتواند چندین چم زیبا داشته باشد ، و یک واژه نو باشد چم شیر به این چم است : همانند شیر ، یا دلیر ، شیردل

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

همتای پارسی می تواند چنین باشد ، چرا که بازی سودوکو یک جورچین و یک چیستان شمارگان است میتوانیم چنین بگویم : جورچین شمارگان چیستان شمارگان

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه چنین باشد: خرافات : چرندیان یاوه ها چرندی ها ناهوشوارها خرافاتی : چرندگرا یاوه گرا یاوه پرست چرند پرست

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه چنین باشد: خرافات : چرندیان یاوه ها چرندی ها ناهوشوارها خرافاتی : چرندگرا یاوه گرا یاوه پرست چرند پرست

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

یخدان همتای پارسی فریزر است و در گذشته هم برای فریزر از این واژه استفاده میکردند در خودمان یخدون میگفتند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه یخدون واژه خودمانی شده یخدان است که ما برای جایگزین فریزر از آن بهره می بریم.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد: برگه هواداران نمایه هواداران برگه پیروان یا برگه دنبال کنندگان و اینکه در دیدگاه ها صفحه هواداران یا صفحه طرفد ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : احراز : دستیابی ، ایاف هویت : شناسه ، چبود ( چه چیزی هست ) ، فربودی احراز هویت : دستیابی شناسه ، دستیبانی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بزرگخزان گروهی یا چندین بزرگخز را میتوانیم بگوییم واگشت به بزرگخز شود.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، من واژه بزرگخز را برای جایگزینی واژه "تمساح" و "کروکودیل" میشود نوشت چرا که : واژه تمساح یک واژه تازی است که جایگزین آن همواره میتوا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، واژه تمساح یک واژه تازی است که جایگزین آن همواره میتواند "سوسمار" باشد گرچه ما سوسماران را جانورانی کوچک تر از تمساح میدانیم مانند ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، واژه تمساح یک واژه تازی است که جایگزین آن همواره میتواند "سوسمار" باشد گرچه ما سوسماران را جانورانی کوچک تر از تمساح میدانیم مانند ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پاگرفته پدید آمده ساخته شده

پیشنهاد
٠

در این نوشتار واژه "صورت" یک واژه تازی است جایگزین پارسی این نوشتار میتوانند چنین باشد : به شیوه ناخوداگاه به شیوه ناتوانا به روش ناگزیر

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

درود بر همگان ، واژه چشمک چند چم دارد یکی باز و بسته کردن چشم و دومی "آیینک" است به چم "عینک" سومی نام گلی است به نام "چشمک" که نام آن را نیز "عینک ...

پیشنهاد
٠

درود بر همگان این یک زبانزد است به این چم با تندی بسیار چیزی پایان می رسد ، برای نمونه : چشم بهم بزنی سختی ( تموم شده / به پایان رسیده )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانند آب خوردن کاری که بسیار ساده است یا بسیار زود به پایان می رسد

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : عینک : آیینک ، چشمک طبی : پزشکی ، درمانی آیینک پزشکی ، آیینک درمانی چشمک پزشکی ، چشمک درمانی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این نوشته اربی میتواند چنین باشد : قیمت : ارزش، نرخ ، بها عادلانه : دادگرانه ، دادورانه قیمت عادلانه : نرخ دادگرانه ، بهای دادگرانه ، ...

پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این نوشتار میتواند چنین باشد : در کوشش پیوندهی یا رو به پیوند خوردن یا رو به پیوستن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : خطری : گزندی هراسی بیمی خطرناک : گزندناک ، هراسناک ، بیمناک ، ترسناک خطر : گزند ، بیم ، ترس پرخطر : ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ما اصفهانی هم به بانگی بزرگ یا رعد و برق میگیم آسمان غرومبه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ما اصفهانی به رعد برق یا بانگی بزرگ میگیم آسمان غرومبه.

پیشنهاد
١

جایگزین پارسی این نوشته میتواند چنین باشد : جنگ افزار کشتار همگانی

پیشنهاد
٠

به اندیشه من این نوشتار میتواند یک زبانزد ( ضرب المثل ) باشد ، به چم است که هر کاری میکنم بهوده نمیشود برای نمونه : هر چه کردم مهوده شد چنین کردم چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه من ، واژه "زیر اندیشه" میتواند در جاهای بکار رود که پس از پاسخی، یک پاسخ دیگری بر آن پاسخ داده شود ، به چم زیر پاسخ هم میت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به اندیشه من ، واژه "زیر اندیشه" میتواند در جاهای بکار رود که پس از پاسخی، یک پاسخ دیگری بر آن پاسخ داده شود ، به چم زیر پاسخ هم میت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

این نوشته خودمانی شده نوشته " پرسان پرسان" است که به این چم است که کسی با پرسش های بسیاری میپرسد از همگان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پذیرشی پذرفتنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان، به اندیشه من زمانی که ما از نوشته "فکر کنم" بهره میبریم ، از درستی آن آسوده دل نیستیم برای همین جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان، به اندیشه من زمانی که ما از نوشته "فکر کنم" بهره میبریم ، از درستی آن آسوده دل نیستیم برای همین جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان، به اندیشه من زمانی که ما از نوشته "فکر کنم" بهره میبریم ، از درستی آن آسوده دل نیستیم برای همین جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به گونه فراگیر زمانی که ما از برواژه ( اصطلاح ) کشان کشان بهره میبریم میخواهیم نگرش "به سختی " ، " با پافشاری بسیار" انجام دادن برسی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، به گونه فراگیر زمانی که ما از برواژه ( اصطلاح ) کشان کشان بهره میبریم میخواهیم نگرش "به سختی " ، " با پافشاری بسیار" انجام دادن برسی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

درود بر همگان ، واژه سقوط میتواند در نوشتار های گوناگون چمار های گوناگونی داشته باشد میتواند به چنین چم باشد "گردن نهادن " = ( تسلیم شدن ) میتواند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

درود بر همگان ، هنگام بکام باشد تا آنجا که من پی بردم واژه "noob" که یک برواژه ( اصطلاح ) بین بازیکنان بازی های رایانه است ( گیمر ) که به چم "تازه ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، هنگام بکام باشد تا آنجا که من پی بردم واژه "noob" که یک برواژه ( اصطلاح ) بین بازیکنان بازی های رایانه است ( گیمر ) که به چم "تازه ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درود بر همگان ، نوشتار "احوال پرسی" که از دو واژه ساخته شده است واژه "احوال" که یک واژه بیگانه است ، برای پارسی سازی این نوشتار میتواند چنین نوشت : ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جایگزین این خوش آمد گویی در پارسی میتواند چنین باشد : درود بر شما درود بر همگان درود بر همه درود بر تو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین این خوش آمد گویی در پارسی میتواند چنین باشد : درود بر شما درود بر همگان درود بر همه درود بر تو

پیشنهاد
١

درود بر همگان ، در این نوشتار واژه "هنگام" به چم "زمان" و "وقت" است و واژه "بکام" به چم "به کام رسیده یا برسد" است "کام" به چم "آرزو" و "خواسته" است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، در این نوشتار واژه "هنگام" به چم "زمان" و "وقت" است و واژه "بکام" به چم "به کام رسیده یا برسد" است "کام" به چم "آرزو" و "خواسته" است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر همگان ، در این نوشتار واژه "هنگام" به چم "زمان" و "وقت" است و واژه "بکام" به چم "به کام رسیده یا برسد" است "کام" به چم "آرزو" و "خواسته" است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی میتواند چنین باشد : بازمانده های باستانی بازمانده های کهن یادگار های کهن یادگار های باستان یادبود های کهن یادبود های باستان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : زمانه کهن زمانه گذشته زمانه پیشین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به کسی میگویند که بسیار سخن میگوید کنایه دیگر هم میگویند : روده دراز یا پرگو ، پرگفتار ، غرغرو که جایگزین دشنام این هم میشود که زشت شمار میرود: زر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به کسی میگویند که بسیار سخن میگوید کنایه دیگر هم میگویند : روده دراز یا پرگو ، پرگفتار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگر بخواهیم واژه نسبیت خاص را به پارسی جایگزین سازی کنیم میتوانیم از نگرش ویژه / برگزیده وابستگی برگزیده نسبیت عام و نسبیت خاص دو نگرش و اندیشه از س ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چکامه نویس به چم "شاعر" و کسی است که چکامه و سروده یا چامه ای مینویسد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چامه نویس به چم "شاعر" و کسی است که چکامه و سروده یا چامه ای مینویسد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ننه جون به چم ننه جان و مادربزرگ است ما بیشتر ننجون میگیم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ما به مادربزرگ ، ننه جان به خودمانی میگیم ننجون ننه جون هم میگند یا ننه جان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چنین سبزه ها باز گشود گل درختان شاد ، مردمان بهبود ز بیم و بدی ز مردم ربود هر گلی بر مردمی گسیل کرد درود مردمان ز کهن آمده اند روان ز آسمان آمده ...

پیشنهاد
١

سایه ی مرغ کدخدا غاز است چو بر دیوار افتاده و در باز است دیدمان بر دیوار است و بس سایه غاز دیدیم و این آغاز است ( همینجوری سرودم ( : )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارسی واژه شهید میتواند چنین باشد : جانسپار خدا جانسپار یزدان چرا که شهید به چم کسی است که جان خود را بر راه خداوند داده است پس شهیدان می شود : ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه آزاد بن مایه آزاد بن مایه باز در رایانه به چیزی میگویند که سرچشمه و دستورکار، ساختار ( کدهای آن ) های آن را به شیوه سراسر آزاد پخش کنند ، و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه آزاد بن مایه آزاد بن مایه باز در رایانه به چیزی میگویند که سرچشمه و دستورکار، ساختار ( کدهای آن ) های آن را به شیوه سراسر آزاد پخش کنند ، و ...

پیشنهاد
٠

به چم این است جایی بسیار سوت و کور و تنها یا آرام است یا هیچکسی آنجا نیست ما به خاک مرده پاشیدن میگیم دون مرده پاشیدن. به دون مرده یا دون مرده پاش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جای که هیچکسی نیست و سوت کور گفته میشود برای نمونه : اینجا دون مرده پاشیدن اینجا هیچکسی نیست ، بسیار سوت و کور است.

پیشنهاد
٠

به جای که هیچکسی نیست و سوت کور گفته میشود برای نمونه : اینجا دون مرده پاشیدن اینجا هیچکسی نیست ، بسیار سوت و کور است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ما در گویش اصفهانی ( لنجان ) به دانه میگیم دون و هم میگیم دونه به چم تک و دانه است برای نمونه دون پاشیدن ، برای کشاورزی بهره مندی میشه برای دانه پاش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

یه توپ های کوچک هم هستند به نام توپ شیطونک شیطون به چم : زبل ، چموش و در زمان های گیرا و سرزنده است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه شبونه خودمانی شده واژه شبانه است به چم در هنگام شب نمونه شبونه رفتن در هنگام شب رفتند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همچم این نوشته میتواند چنین باشد : دوران دگرگون شده است زمانه دگرگون شده است زمانه دست خوش دگردیسی/دگرسانی شده است این نوشتار به این چم است که د ...

پیشنهاد
٠

پیام رسان داخلی را می توانیم به این گونه به پارسی نوشت : پیام رسان بومی پیام رسان درونی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

یک زبان برنامه نویسی است که به دست مایکروسافت گسترش پیدا کرده است سی شارپ #C

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در دنیای رایانه و برنامه نویسی به گردایه ای از نبیگ خانه ( کتابخانه ) ها گفته میشود که یک بنیادی را می سازند جایگزین واژه فریمورک به پارسی می تواند چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد : گردایه ای گردآمده ای انباشته شده ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پیوندگر واژه : linker

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پیوندگر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لنجون و لنجانی همان لنجان و لنجانی است که به خودمانی گفته میشود واگشت به لنجان شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نام یک نام خانوادگی است که به چم ( مژده دهنده ) است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تار بافتن میتواند به چم به هم گره خوردن هم باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنیده شدن با گره بافته شدن در هم گره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به پارسی چندین همچم میتواند داشته باشد : اگر ( ثابت ) را به چم ایستاده ببینیم : استوار نشده پایدار نشده اگر بر چم آشکار شدن ببینیم : آشکار نشده ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : جنگ افزار سرد ابزار جنگی سرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابزار مگر افزار پارسی نیست ، چرا در آبادیس برابر پارسی دارد؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش ( بگیرونش )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گلگشت واژه پارسی به چم ، گشتن در گلزار است میتوان به چم نگریستن هم باشد خاطرات واژه بیگانه به چم یاد بود ها ، یادمان ها ، چیز های ای از گذشته است که ...

پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این نوشته میتواند چنین باشد : رخ داده است روی آمده است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : وطن : میهن ، زادگاه فدایی : جانسپار ، از خودگذشته فدایی وطن : جانسپار میهن ، جانسپار زادگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی می تواند : ستمگرانه زورگویانه سنگ دلانه بیدادگرانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ما اصفهانی به طویله میگیم طوله

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ما به پایین کوه ، دامنه کوه میگویم پاشنه کوه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه یکایی به چم "تک ، یک بودن " است میتواند چم "فردی ، شخصی ، خودی ، تنهایی" بدهد که از واژه "یک / یکا" می آید واژه های همسو میتواند از "یکتا" نام ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمان رسان به این چم است که "کسی که درمان / چاره را می آورد / میرساند"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمان دهنده همان "بهبود دهنده" است جایگزین "شفادهنده" میتواند باشد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی آن میتواند : آسیب زا هراسناک نمونه : آن دشت بسیار خطرناک است نمونه پارسی : آن دشت بسیار آسیب زا / هراسناک / ترسناک است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میتواند چنین چم های داشته باشد : راهی را در رهسپاری نکردن راهی را نرفته است اندازه نگرفته است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین واژه "ادامه" میشود "دنبال" پس ، جایگزین پارسی این گفتار میشود : دنبال میکرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را با بهرهمندی ساخت " یا "چیزی را به راستی / به درستی ساخت " برای آگاهی از واژه "بهوده" بازگشت به بهوده شود. پادواژه "بهوده" ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساخت " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساخت " برای آگاهی از واژه "نهوده" بازگشت به نهوده شود. واژه "مهوده" و "نهوده" هم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساختن " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساختن " برای آگاهی از واژه "مهوده" بازگشت به مهوده شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی "رجوع" میشود "بازگشت" یا "برگشت" یا "واگشت" پس جایگزین گفتار "رجوع شود به" میشود : بازگشت شود به یا واگشت شود به

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میتواند جایگزین این واژه برای پارسی چنین باشد : به سرشت خویش نهاد خویش به خودی خود نمونه : طبعا آن حیوان وحشی است. نمونه پارسی : به سرشت آن جانور ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برخواب به چم "بیدار بشو" است نمونه : ز خواب نادانی برخواب بر چهره ات بخورد آفتاب تو نیکی را بکن بازتاب که بیدار شوی ز گرداب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نمونه برای بهره مندی از این واژه در نوشتار : از نخست این درخت کژپی بود ، و هیچ زمان بهوده نبوده است. واژه بهوده به چم چیزی که دارای بهره است از ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخنگان میتواند جایگزین "ادبیات" شود و میتواند از واژه "سخنجا" هم بهره برد به جایی که سخن ورزی میکنند یا هوسخنجا هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن جا به چم "جایی است که سخن ورزی میشود" همچمار با "سخنگان" است و جایگزین واژه "ادبیات" میتواند باشد. واژگان هوسخنجا و هوسخنگان هم به چمار آن است ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه هوسخنجا این واژه میتواند جایگزین واژگان "ادبیات" شود به چم "جایی که سخن ورزی نیک و خوب میشود" هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است و هوسخنجا یا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه سخنگان این واژه میتواند جایگزین واژه "ادبیات" شود به چم "جایی که سخن ورزی نیک و خوب میشود" هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است و هوسخنجا یا هوس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جایگزین واژه "علاقه شخصی" برای پارسی است به چم آن است که "خود / شخص" به چیزی دلبستگی یا علاقه دارد و آن را را یاری میدهد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر این واژه به پارسی میتواند چنین باشد : دلبستگی خود دوستاری اندیشه خود دلبستگی یکایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پادبهرگی کژهوده کژپیمان کژپی = از "پی" که به چم "بنیاد" و "بهره" است که به چم آن میشود که : "به نادرستی بهر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه میتواند به چم "بهرمندی ناراست " یا "نادرست" هم باشد "ن" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است این واژه و واژه "مهوده" هر دو از دید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه میتواند به چم "بهرمندی ناراست " یا "نادرست" هم باشد "م" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است این واژه و واژه "نهوده" هر دو از دید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی میتواند : چماریی باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان بهوده به چم "از پیمان به درستی بهرهمندی شده است" چرا که چنین است : به هوده به چم بهتر بهرمندی شده است به گونه فراگیر این واژه ناهمسان واژگان " ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان مهوده به چم "سو استفاده کردن" یا "از پیمان چیزی بهرمندی نادرست بردن " است پیمان مهوده و نهوده به یک چم است از "م" و "ن" برای پاد سازی بهرهمند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نهوده به چم "سو استفاده کردن" یا "از پیمان چیزی بهرمندی نادرست بردن " است پیمان مهوده و نهوده به یک چم است از "م" و "ن" برای پاد سازی بهرهمند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر واژه مخفف به پارسی می تواند این چند چیز باشد به اندیشه من : کوته شده سبک شده آمیخته شده ( به چم ترکیب شده با چند چیز ) کاهیده شده برای واژه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

برابر پارسی این واژه میتواند چنین باشد : به گونه فراگیر نمونه : به طور کلی صورت آن جذاب بود نمونه پارسی : به گونه فراگیر چهره آن گیرا بود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پادبهرگی کژهوده کژپیمان کژپی = از "پی" که به چم "بنیاد" و "بهره" است که به چم آن میشود که : "به نادرستی بهرهمندی شده است" کژبهرگیری نابهره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کژهوده به چم "چیزی که نادرست یا "ناحق" است " میتواند جایگزین واژه عربی "ناحق" شود و یا کژهوده برای سو استفاده از چیزی هم باشد چرا که چم "بهره" هم دار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کژپی به چم آن است که "پی" به چم "بنیاد" "پایه" چیزی و میشود "چیزی که بنیاد نادرستی دارد "

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در زمان کهن در لنجان جنگل بسیاری بوده است و نام لنجان به چم آن است که از دل جنگل بیرون آمده است چم نام لنجان را جایی در گذشته شنیده ام و گواهی بر درس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زرین شهر مرکز شهرستان لنجان است و نام "ریز" نام پیشین زرین شهر است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی واژه "می بلعد" : می اوبارد، می اوبارید ، می خورد ، فرو میدهد در دهخدا هر دو واژه برای بلعیدن نوشته شده است : اوباردن. [ اَ دَ ] ( مص ) ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاد به چم بزرگ است و پادشاه به چم شاهی بزرگ است گرداننده فرمانروایی بزرگ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجال یا دام چیزی که برای به بند یا به گرفتار انداختن جانداری بهره گیری شود مانند : به دام انداختن ماهی : طعمه بر روی چنگک ( قلاب ) ماهی گیری به چم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چنگک ماهی گیری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آغاز کنم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود را پایدار بساز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خود را جمع و جور کن : خود را سامان ده یا به اندیشه من دلپذیر میشد اگر چنین چیز هم برای چنین گفتاری بود : خودت را چینش ببخش / بده یا خودت را با چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چم پارسی این میتوان چنین باشد : با فشار گرفتن سخت گرفتن استوار گرفتن مانند : کمان را بسیار محکم گرفت که شکست : کمان را بسیار با فشار / استوار / ...