پیشنهادهای خشایار پارسی_دوست (١٧٩)
درود بر همگان، در زبان پارسی "دار" و "درخت" هر دو یک چم دارند ، ما زمانی از این گفته بهره میبریم که جایی پر از درخت و سرسبزی باشد، پس به گمان دار و ...
درود بر همگان #پیشنهاد من واژه "دارخار" را پیشنهاد میدهم که از دو بخش: "دار" "خار" ساخته شده است دار به چم "درخت" است در زبان پارسی که میشود درختی خا ...
درود بر همگان، در پاسخ پیشین گفته بودم که نام لنجان به چم "بیرون کشیده شده از دل جنگل" اگر به چم "بیرون کش ها" است دهخدا در باره واژه "لنج" یکی از چم ...
درود بر همگان #پیشنهاد من واژه "دارخار" را پیشنهاد میدهم که از دو واژه : "دار" "خار" ساخته شده است دار به چم "درخت" است در زبان پارسی که میشود درخت ...
درود از دیدِ من بهترین جایگزین پارسی اینهاست : به دور بی گمان بیگانه نمونه : از تو این کار بعید است از تو این کار به دور است / بی گمان است / بیگا ...
درود میتوانیم چنین جایگزین سازیم : بایست ، باید ، بایا
درود بر همگان ، این ها میتواند گزینه های پارسی سره خوبی باشند : چهارخانه واژگان چهارخانه هَمبُر ، چهارخانه واژگان جدا ( اگرچه بسیار دراز میشود ) ز ...
درود burning به چم "سوزان ، آتشزا " است جنگ سوزان است و من هیچ زمان با جنگ همرای نیستم.
درود بر همه ، پارسی سره : گذشته ها را بخوانیم چراکه گذشته ، آموزنده است. به گمانِ من میتوانیم اینگونه این نوشته را بهتر کنیم : گذشته آینده را میسا ...
درود بر همگان ، ما از گفته "چه خبر" برای چگونگی پرسی و آغاز گفتگو بهره میبریم این گزینه های زیر میتواند خوب باشند برای چگونگی پرسی ( احوال پرسی ) و ...
درود بر همگان ، واژه مردمانگردان را برای جایگزین سازی با واژه "غیر متمرکز" ساختم به چم آن که کسانی ( مردمانی ) چیزی را گردانش ( مدیریت ) میکنند که م ...
درود بر همگان، واژه ناکیا را من ساختم برای جایگزین سازی واژه "غیر متمرکز" اگرچه چم های بسیار دیگری همچون : بی کانون ، بی شاه راه هممیدهد نا کیا به چ ...
درود بر همگان ، واژه بیگانه "غیر متمرکز" از دو واژه "غیر" و "متمرکز" ساخته شده است که برای واژه "غیر" میتوانیم از "جدا ، بی ، نا" بهره ببریم و برای ...
درود بر همگان ، ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم : اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که ...
درود بر همگان ، ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم : اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که ...
درود بر همگان ، ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم : اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که ...
درود بر همگان ، ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم : اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که ...
درود بر همگان ، ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم : اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که ...
پارسی سره : درود برای کدامیک از کشور ها هستی.
درود بر همگان نخش آفرین ، کنشگر ، چهره به کسی میگویند که در کاری فرجام میرساند یا انجام میدهد در پویانمایی ها ، رخشا ها و بازی ها به چم "شخصیت ، کا ...
درود بر همگان چند واژه ای که در گفتگو های روزمره بسیار بهره میبریم : ضعیف ، قوی ضعیف ترین ، قوی ترین است که برای آنها جایگزین های پارسی زیبایی هست ...
درود بر همگان چند واژه ای که در گفتگو های روزمره بسیار بهره میبریم : ضعیف ، قوی ضعیف ترین ، قوی ترین است که برای آنها جایگزین های پارسی زیبایی هست ...
واژه "نمریز" میتواند جایگزین واژه "عرق" شود "نم" "ریز" به چم ریزش نم ( ریز = ریزش مانند "اشک ریز ، خون ریز " ) نمونه : تنم نمریز شد
واژه "نمریز" میتواند جایگزین واژه "عرق" شود ( عرق تن ) "نم" "ریز" به چم ریزش نم ( ریز = ریزش مانند "اشک ریز ، خون ریز " ) نمونه : تنم نمریز شد
درود بر همگان ، خیستن = "خیس" "تن" به چم خیس شدن / تنی که خیس شده است
درود بر همگان واژه پئی یا پیی کوته شده واژه "پایی" است نمونه :� ببارید چون ژاله ز ابر سیاه پئی را نبد بر زمین جایگاه ( فردوسی ) پیروز باشید ، بدرو ...
درود بر همگان ، واژه "پلیر" یا همان player جایگزین پارسی آن : بازیکن ، کنشگر برای چم های دیگر player از نوازنده و هنرپیشه هم گفته شده است.
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : روش خوردن روش پزا دستور خوراک دستور پزایی
درود بر همگان ، به جای واژه قوم میتوانیم از خاندان بهره ببریم بزرگ خاندان بزرگ دودمان ریش سفید خاندان
جایگزین پارسی این نوشته می توانید چنین باشد : پوشش سازمانی پوشش آیینی پوشاک سازمانی
D , C , C# , F# , VB. net . . .
جایگزین پارسی این نوشته میتواند چنین باشد : گویش بومی
واژه عنکبوت واژه ای بیگانه است جایگزین پارسی آن : ( تارتن آبی ، تارتنک آبی ) است.
به پارسی : پزایی خوشمزه با تخم مرغ پزا : چیزی که پخته شده جایگزین واژه بیگانه غذا لذیذ : خوشمزه ، گوارا ، دلنشین زیبایی در سادگی : نیمروی ساده ( : ...
درود بر همگان ، واژه ایموجی که از زبان ژاپنی آمده ساخته شده از دو واژه ( نگاره ) و ( چهره ) همان چند نگارگری را میدهد ایموجی ساخته شده از چندین نگار ...
درود بر همگان ، دفتر در پهلوی در ریخت دپتر daptar که چم نبیگ و نوشتار داشته است.
درود بر همگان ، در آبادیس واژه چرخ سپهر را پیشنهاد داده شده است به اندیشه من واژه "چرخ گردون" یا "چرخ گردان " بسیار گیراست ، یک چکامه بسیار دلنشین ه ...
درود بر همگان ، در آبادیس واژه چرخ سپهر را پیشنهاد داده شده است به اندیشه من واژه "چرخ گردون" یا "چرخ گردان " بسیار گیراست ، یک چکامه بسیار دلنشین ه ...
درود بر همگان ، ما به آب آشامیدنی ( آب شرب ) و آبی که کاربری دارد "مصرف میشود از لوله کشی " میگویم آب مصرفی جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد ...
درود بر همگان واژه "نماشا" که پارسی است به اندیشه من که از واژگان "نما" و "شا" ساخته شده به چم "منظره شاهانه" یا بسیار زیبا باشد چرا که "نما" میشود م ...
درود بر همگان ، به اندیشه من واژه "پیروز" بسیار واژه زیبا و شگفتی آوری است واژه پیروز از "پی" و "روز" ساخته شده است چم های "پی" در پارسی بسیار هستن ...
واژه کنام که واژه ای پارسی است به چم "آشیانه جانوران" و "پناهگاه" است غار نشین : کسی که در غار زندگی میکند دهارنشین : کسی که در دره زندگی میکند یا در ...
واژه دهار که واژه ای پارسی است به چم "دره" و "غار" است واژه "غار" که خود پارسی است از گار پهلوی امده است غار نشین : کسی که در غار زندگی میکند دهارنش ...
واژه غارنشین پیوند بر مردمان فراپیشین است واژه غار به چیز های که من شنیده ام ریشه پارسی دارد و در اوستا "gārha" نوشته میشده است و واژه دهار که به چم ...
درود بر همگان ، جایگزین این واژه "پیشکش" و "ارمغان" و هم میتواند به چم "نورهان" باشد که نورهان جایگزین پارسی واژه بیگانه "سوغات" است این واژه کادو ...
درود بر همگان ، به اندیشه ی من : واژه اشکان از دو واژه "اشک" و "ان" ساخته شده است "ان" یک پسوند گروه سازی است و اشک که یک واژه ریشه دار پارسی است ب ...
درود بر همگان ، واژه "دین" دو چم دارد دین که به چم "مذهب ، آیین" است ریشه پارسی دارد که در اوستایی به این پیکر نوشته میشود : دَئِنا و واژه دین یک واژ ...
درود ، همتا های این واژه : آب آشامیدنی آب خوردنی آب شیرین به گونه فراگیر نوشته آب شرب این چم است که آبی که را می توانیم بخوریم یا آب شیرین
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : ناهمگون ناهمسان در برابر نمونه : این دو بلعکس هم هستند این دو ناهمسان ، ناهمگون هم هستند. امروز بارا ...
درود بر همگان این نوشتار پارسی جایگزین نوشتار بیگانه "سند علمی" یا "مدرک علمی" است همتای این واژه میتواند پشتوانه دانشورانه هم باشد.