لنجان

/lenjAn/

معنی انگلیسی:
lenjan

لغت نامه دهخدا

لنجان. [ ل ِ ] ( اِخ ) از توابع اسپاهان و دارای معدن نقره است. از بلوکات اسپاهان حد شمالی بزررود و ماربین ، شرقی شهرضا و سمیرم سفلی و کراج ،جنوبی چهارمحال و غربی کرون و فریدن می باشد. مرکز آن فلاورجان ، عده قراء آن 186، مساحت آن 112 فرسخ ، سکنه آن 84277 تن و ناحیتی حاصلخیز است ؛ آنجا برنج خوب به عمل می آید و گویند پشه بسیار دارد. ( برهان ). حمداﷲ مستوفی گوید: بیست پارچه دیه است گوناگون و قهدریجان و گلیشاد معظم قرای آن. ( از نزهةالقلوب ص 51 ).
- امثال :
مثل بوجارلنجان است ، از هر طرف باد بیابد بادش میدهد ؛ یعنی عقیده ثابتی ندارد و پیرو هر قوی و زورمندی است.

فرهنگ فارسی

دهستانی است در شهرستان اصفهان در دو طرف زاینده رود . قسمت بالای رودخانه را لنجان بالا و قسمت پایین را لنجان پایین و هر دو را لنجانات گویند و در سازمان اداری بنام بخش فلاورجان نامیده میشوند .
از توابع اسپاهان و دارای معدن نقره است .

دانشنامه آزاد فارسی

لِنْجان
مسجدخان، شهرستانی در استان اصفهان، مشتمل بر بخش مرکزی و بخش لِنجان، با مرکزیت اداری شهر زرین شهر. از شمال به شهرستان های تیران، کرون، نجف آباد، و فلاورجان؛ از شرق و جنوب شرقی به شهرستان مبارکه؛ و از جنوب غربی و غرب به استان چهارمحال و بختیاری (شهرستان شهرکرد) محدود است. نواحی شمالی و جنوبی این شهرستان را کوه های چندی فراگرفته که کوه اوسین با ارتفاع ۲,۹۱۰ متر بلندترین آن هاست و کوه های پنجه، قورقورک، بیدکان، و خش سفید از مرتفع ترین آن ها محسوب می شود. نواحی مرکزی و جنوبی شهرستان لنجان را جلگۀ هموار و حاصل خیزی تشکیل داده است و رودخانۀ زاینده رود آن را مشروب می کند. اقلیم این شهرستان معتدل، از نظر بارندگی جزو نواحی خشک، و جمعیت آن ۲۲۶,۷۵۶ نفر است (۱۳۸۵). مهم ترین آبادی های آن عبارت اند از چرمهین، سِدِه، ورنامخواست، چمگردان، و زاینده رود. راه اصفهان به شهرکرد و راه نجف آباد به فولادشهر و راه های فرعی دیگر شبکۀ راه های زمینی آن را تشکیل می دهند. شهرستان لنجان از نواحی بسیار حاصل خیز اصفهان است و غلات، به ویژه برنج آن از قدیم معروف بوده است.

پیشنهاد کاربران

درود بر همگان، در پاسخ پیشین گفته بودم که نام لنجان به چم "بیرون کشیده شده از دل جنگل" اگر به چم "بیرون کش ها" است
دهخدا در باره واژه "لنج" یکی از چمار هایش را میگوید :
لنج. [ ل َ ] ( اِمص ) بیرون کشیدن. || بیرون بردن چیزی از جائی به جائی. || برکشیدن. || آویختن. ( برهان ) . || ( فعل امر ) امر از لنجیدن به معنی بیرون کشیدن ، یعنی بیرون کش و بیرون بر و بیرون بیار.
...
[مشاهده متن کامل]

لنجان به گمان من از "لنج" "ان" ساخته شده است که "ان" یک پسوند "همادسازی" ( جمع سازی ) است که میشود : کسانی که چیزی را از دل چیزی بیرون میکشن ( لنجنده )
گمان میکنم به همان چرایی که در این جا جنگل بوده است، زمانی که از دل این جنگل آبادی بیرون کشیدن نام این را چنین گذاشتن، باز هم از درستی آن دل استوار نیستم.
به هر گونه چنین میبینم چمار لنجان را : لنجان = جایگاه یا مردمانی که چیزی ( آبادی، کشت، زندگی ) را از دل جنگل/سرشت بیرون کشیده اند.
این هم به افزانم که این واژه پارسی است که از "لنجیدن" /"لنج" ساخته شده است اگرچه این هم باید بگویم که "لنج" که به چم بیرون کشیدن است "لَنج" بازگویی ( تلفظ ) میشود اگرچه ما در گویش بومی نمیگویم "لَنجان" میگویم "لِنجان" که دگرگونی زبر و زیرنشان ( فتحه و کسره ) در گویش های پارسی رواگ ( رواج ) است.
پیروز و استوار باشید بدرود.

در زمان کهن در لنجان جنگل بسیاری بوده است و نام لنجان به چم آن است که از دل جنگل بیرون آمده است
چم نام لنجان را جایی در گذشته شنیده ام و گواهی بر درست بودن آن ندارم.
اما در گذشته و اندکی پیش هم سرسبز و دارای باغات بسیاری بوده است.
...
[مشاهده متن کامل]

مرکز شهرستان لنجان شهر "زرین شهر" است و نام پیشین این شهر ، "ریز" بوده است
لنجان در زمان های گذشته بسیار به فرنود آن که در نزدیکی اسپهان و دارای زاینده رود بوده سرسبز و شکوفایی بسیار داشته، به چرایی پربار بودن خاک اش فرآورده های بسیاری داشته مهم ترین آنها برنج و دیگر چیز ها بوده است.
و یک شهرستان کهن است.

از سه بخش مرکزی ( زرینشهر ) ، فولادشهر و باغبادران تشکیل شده
از سه بخش مرکزی ( زرینشهر ) ، فولادشهر و باغبادران تشکیل شده.
یکی از شهرستانهای استان اصفهان که در غرب این استان واقع شده است. زرین شهر مرکز این شهرستان است