پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٩٧)

بازدید
٢٧,٣٠٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: به تدریج در چیزی محو شدن / تدریجاً به داخل رفتن / غرق شدن در / کم رنگ شدن در ( استعاری – در زندگی یا تجربه های شخصی ) : می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بی توجه شدن / گوش ندادن / حواس پرت شدن / ترک کردن تمرکز 🔹 مثال ها: He tuned out during the meeting because he found the to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تمرکز کردن / دقیق شدن روی چیزی / متمرکز شدن 🔹 مثال ها: The sniper zoned in on his target with perfect accuracy. تک تیراند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: متعهد شدن به / چسبیدن به / تمرکز کامل بر / گرو گرفتن/قفل کردن روی 🔹 مثال ها: We need to lock into a plan before moving for ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دریافت درست / ارتباط برقرار کردن با / ورود به چیزی با فهم و دقت / هم راستا شدن با ( کاربرد در روانشناسی و روابط انسانی ) : ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علاقه مند شدن به / جذب شدن به / رو آوردن به / شروع کردن به علاقه مند شدن به چیزی 🔹 مثال ها: She really turned on to jazz m ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: طرف بازنده بودن / بدبختی نصیب کسی شدن / اجحاف دیدن / ظلم کشیدن 🔹 مثال ها: He got the short end of the stick in the busines ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فعل ظلم کردن / اجحاف کردن / زیان رساندن به کسی 🔹 مثال ها: He was wronged by his business partners and lost a lot of money. او توسط شرکای تجاری خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کمی پول دادن / کمتر حساب کردن / کم فروشی کردن / نقص در پرداخت / اجحاف کردن 🔹 مثال ها: Be careful not to shortchange the customer when giving change ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گول زدن / وقت کسی را تلف کردن / بی جهت اذیت کردن 🔹 مثال ها: Stop jerking me around and tell me the truth. دست از گول زدن من بردار و حقیقت رو بگو. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 رفتار ناعادلانه / بی انصافی محض / حق خوری آشکار / ظلم علنی 🔹 مثال های انگلیسی با ترجمه: She got a raw deal when they fired her without warning. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 زیرآب کسی رو زدن / پشت پارو زدن / بدجور ضرر زدن به کسی / نامردی کردن 🔹 مثال ها: He really screwed me over on that deal. توی اون معامله واقعاً زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فنتِرِمین دارویی است محرک سیستم عصبی مرکزی که به صورت کوتاه مدت برای کاهش وزن در افراد مبتلا به چاقی یا اضافه وزن تجویز می شود. این دارو اشتها را کاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنتالین یا پروپانتلین بروماید دارویی از دسته آنتی کولینرژیک ها ( آنتی موسکارینی ها ) است که به منظور کاهش اسپاسم عضلات صاف دستگاه گوارش استفاده می شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 همه چیز درست می شه / همه چیز روبه راه می شه / آخرش درست درمیاد ( فلسفی – روان شناسی مثبت ) : بیانی از اعتماد به فرایند زندگی و پذیرش اینکه با گذش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دلگرمی های لطیف / حس خوب نرم و گرم / نوازش احساسی ( روان شناسی مثبت ) : به عنوان تجربه ای از حمایت عاطفی و اتصال انسانی شناخته می شه—نقطه ی مقابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آرام گرفتن / ریلاکسی شدن / خفه کردن هیجانات / رها شدن از استرس ( روانشناسی و سبک زندگی ) : به فرآیندی اشاره دارد که طی آن فرد تنش ها، اضطراب ها و هی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ Don’t worry about the project, all is well. نگران پروژه نباش، همه چیز خوب است. After hearing the news, I was relieved to know all is well wi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک عبارت رایج انگلیسی است که به معنی **تکیه کردن بر کسی برای حمایت، کمک یا آرامش** است. این اصطلاح هم در مکالمات روزمره و هم در ادبیات و موسیقی به کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**استراحت کردن، نشستن یا آرام گرفتن پس از یک دوره فعالیت یا فشار**. وقتی کسی می گوید take a load off، معمولاً دعوت می کند که بنشین و راحت باش یا کمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت **cough up** به معنای **دادن یا پرداخت کردن، به خصوص وقتی که به سختی یا ناخواسته انجام شود** به کار می رود. معمولاً درباره پول یا اطلاعات صحبت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**Iron Paradise** نامی است که برای مجموعه های مختلفی از باشگاه ها و مراکز ورزشی به کار می رود که معمولاً فضاهایی تخصصی برای تمرینات قدرتی و تناسب اند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**Up - skill** به معنی **افزایش مهارت ها یا توانمندی های حرفه ای یا فنی یک فرد** است. یعنی یادگیری مهارت های جدید یا ارتقای مهارت های فعلی برای بهبود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعاریف کلیدی: دوره آموزشی کوتاه مدت برای مرور و تثبیت موضوعات قبلی ( refresher course ) . چیزی که یادآوری می کند یا حافظه را تقویت می کند. همچنین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- **ظاهر و ویژگی های صورت یک فرد، به خصوص هنگامی که به عنوان نشانه ای از شخصیت یا خصوصیات درونی او در نظر گرفته شود. ** - **هنر یا سنت قضاوت درباره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔹 کاربردها: 1 - زیست شناسی: مطالعه شکل، ساختار و فرم اندام ها، ارگان ها و موجودات زنده است. مثلاً: فرم برگ ها، بدن جانوران، ساختار سلول ها. در زیس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: The curvature of the road makes it difficult to drive fast. انحنای جاده رانندگی سریع را دشوار می کند. Circles have constant curvature ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: He has a muscular physique. She didn't have the physique to be a dancer. An athletic physique is typically well - developed and proport ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**Symmetry** به معنای **تقارن** است؛ یعنی **توازن، هماهنگی یا برابری اجزا به گونه ای که یک شکل، الگو یا ساختار در دو طرف یک خط یا نقطه مرکز، یکسان یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**Deca** یک پیشوند عددی است که به معنای **ده ( 10 ) ** است و از ریشه یونانی δέκα ( d�ka ) گرفته شده است. در سامانه ی بین المللی یکاها ( SI ) ، **de ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاهی در مکالمات غیررسمی و چت های آنلاین، به شکل کوتاه شده و دوستانه برای کلمه ی "OK" یا "Okay" استفاده می شود. مثلاً: A: "Can you do this?" B: "Kay! ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مثال ها: The base is about five klicks from here. پایگاه حدود پنج کیلومتر از اینجا فاصله دارد. We hiked ten klicks into the mountains. ما ده ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**رهبر یا پیشتاز یک گروه، تیم یا رقابت** . این عبارت معمولاً برای اشاره به کسی به کار می رود که در مسابقه، رقابت یا هر موقعیت جمعی دیگری در جایگاه او ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به فردی اشاره دارد که **یک مقام بلندپایه، یک فرد مهم و با نفوذ یا کسی که خود را بزرگ و تأثیرگذار جلوه می دهد**. این عبارت معمولاً به صورت طنز یا تمس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 بالا بردن سطح استاندارد / ارتقاء معیارها / افزایش سطح انتظار / بالا بردن نوار موفقیت 🔹 مثال ها: The new policy lifts the bar for environmental s ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح **lift joint** می تواند در حوزه های مختلف مهندسی و مکانیک معانی متفاوتی داشته باشد، اما در زمینه تحلیل سازه ها و نرم افزارهای مهندسی مانند CAD ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 لغو محدودیت ها / برداشتن انسداد یا تعطیلی / بازگشایی رسمی / رفع ممنوعیت یا انسداد 🔹 مثال ها: Israel was urged to lift the closure on Gaza. از اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**Cybercouture** * ( ترکیبی نوظهور – انگلیسی ) * واژه ی *Cybercouture* ترکیبی از دو کلمه است: - **Cyber:** مربوط به فناوری های دیجیتال، اینترنت و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**پزشکی مکمل** به مجموعه ای از روش ها و درمان ها گفته می شود که **در کنار پزشکی متداول و استاندارد ( پزشکی غربی ) برای بهبود سلامت و درمان بیماری ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 روغن کاری کردن / روغن مالیدن به بدن یا وسیله / آماده سازی با روغن / براق کردن برای نمایش ( کاربرد استعاری و عامیانه ) : در زبان عامیانه، oil up م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجبور به تکیه کردن به چیزی / وابسته شدن به منابع خود / رها شدن و مجبور به اتکا به خود 🔹 مثال ها: The sudden loss of support threw her back on h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/debaʀdœʀ/ — دِباردور/ واژه فرانسوی 1 - تاپ بدون آستین / زیرپوش رکابی / لباس تابستانی سبک 2 - باربر بندر / کارگر اسکله / تخلیه چی کشتی 🔹 مترادف ها | ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 در مضیقه بودن / کمبود داشتن / بی پول بودن / در تنگنای منابع بودن 🔹 مثال ها: She’s strapped for money after the unexpected expenses. بعد از هزینه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مکانی است که وسایل، تجهیزات، تکنولوژی ها، نظریه ها، یا افراد برای اولین بار آزمایش، امتحان و به چالش کشیده می شوند. این مکان ها معمولاً برای سنجش عم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔹 پاسخ دادن با حمله / ضربه ی متقابل زدن / واکنش تند نشان دادن / جواب دادن به انتقاد یا حمله 🔹 مثال ها: She hit back at the accusations with strong ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔹 در جریان بودن / مطلع ماندن / از اخبار و اطلاعات روز باخبر بودن / در حلقه ی آگاهان بودن 🔹 مثال ها: Follow us on social media to stay in the know. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹پیگیری کردن / دنبال چیزی رفتن / یادآوری کردن برای انجام کاری / سراغ گرفتن 🔹 مثال ها: She chased up the HR team for her contract. قراردادش رو از ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 در جریان قرار دادن / وارد گفتگو کردن / در حلقه ی ارتباطی آوردن / مطلع کردن 🔹 مثال ها: I’ll loop you in once I hear back from the client. وقتی از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**داشتن حضور قدرتمند و تأثیرگذار به گونه ای که باعث جلب توجه و کنترل فضای مکالمه یا جمع شود**. کسی که *command the room* می کند، خود را به گونه ای م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجذوب کردن / افسون کردن / دل ربا بودن / توجه کسی را کاملاً به خود جلب کردن 🔹 مثال ها: She was spellbound by the beauty of the sunset. از زیبایی ...