نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
respond in kind: 🔹 معادل فارسی: پاسخ دادن به همان ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the altar: 🔹 معادل فارسی: چیزی رو قربانی کردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
respond pronto: 🔹 معادل فارسی: سریع جواب بده – فور ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit someone back: 🔹 معادل فارسی: تلافی کردن – جواب د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the fall guy: 🔹 معادل فارسی: نقش قربانی رو بازی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a trade off: 🔹 معادل فارسی: مصالحه کردن – یکی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run yourself ragged: 🔹 معادل فارسی: خودت رو فرسوده کردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one’s neck on the line: 🔹 معادل فارسی: خودتو به خطر انداخت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
siren: ( in ancient Greek literature ) one ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couch surf: 🔹 معادل فارسی: شب مانی در خانه ی د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wall push up: حرکت وال پوشآپ ( Wall Push - up ) ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وسمه کشیدن: عبارت **"وسمه کشیدن"** در زبان فارس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two thumbs down: 🔹 معادل فارسی: کاملاً رد شده / افت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep the board: 🔹 معادل فارسی: همه چیز رو بردن / پ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deduction: This term refers to the process of ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
investigate: 1 - پی بردن به آنچه اتفاق افتاده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forge on: The phrase "forge on" is an idiomat ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلانک جانبی: در پلانک جانبی، بدن به پهلو قرار می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلانک ساعد: در پلانک ساعد، آرنج ها روی زمین و ز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلانک ستاره ای: در پلانک ستاره ای، دست ها و پاها به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manuscript: "نسخه خطی" / سندی که به صورت دست نو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready and raring: 🔹 معادل فارسی: آماده و مشتاق / بی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s my jam: معادل فارسی پیشنهادی: این آهنگ مورد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring to one’s knees: 🔹 معادل فارسی: به زانو درآوردن / ف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aspirer: 🔹 معادل فارسی: آرمان گرا / بلندپرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abdominal training: 🔹 معادل فارسی: تمرینات شکمی / تمری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send reeling: 🔹 معادل فارسی: از پا انداختن / گیج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hyper flection: یک **اصطلاح پزشکی و ورزشی** است که ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کشش اشیل پا: **کشش آشیل پا** به معنای تمرین یا ح ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wishful drinking: معادل فارسی پیشنهادی: نوشیدن با امی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to fame: to become famous معروف شدن He rose ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cloisterer: کْلویستِرِر معادل فارسی: راهب منزوی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go south: to become much worse/ to deteriorat ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داسمن: Das Man ( اصطلاح فلسفی – اگزیستانسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look down one’s nose: 🔹 معادل فارسی: با تحقیر نگاه کردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whisper soft: 🔹 معادل فارسی: نرم مثل زمزمه / آرا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rilmenidine: /rɪlˈmɛnɪˌdiːn/ ریل مِنِدین 🔸 تعری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slicked back: 🔹 معادل فارسی: موهای شانه شده به ع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nose in the air: 🔹 معادل فارسی: افاده ای / خودبرتر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uncommon breed: 1. نژادی از حیوانات ( مثل سگ یا اسب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rack with worry: 🔹 معادل فارسی: از نگرانی زجر کشیدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tear one’s hair out: 🔹 معادل فارسی: از شدت استرس یا عصب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the capitol hill: **کاپیتول هیل** به طور اصلی به یک م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
special snowflake: 🔸 معادل های فارسی: خودویژه پندار، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set to go: 🔹 معادل های فارسی: آماده ی حرکت، د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zomg: 🔹 معادل فارسی: وای خدای من! / اوه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plank: an exercise in which you hold your ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کراسفیت: کراسفیت یک روش تمرینی با شدت بالا و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rat off: 🔹 معادل فارسی: فرار کردن / در رفتن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shat upon: 🔹 معادل فارسی: تحقیرشده / له شده / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
army cadet: 🔹 معادل های فارسی: دانش آموز یا عض ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
triceps dip: اصطلاح و تمرین ورزشی: Triceps dip ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hand release push up: تمرین ورزشی: Hand - Release Push - ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rapine: 🔹 معادل فارسی: غارت / چپاول / ربای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money grubbing: 🔹 معادل فارسی: پول دوست افراطی / ح ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inverted row: تمرین ورزشی با وزن بدن: Inverted Ro ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
couch potato: فردی که سبک زندگی کم تحرکی دارد و ز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fo fo: 🔹 معادل فارسی: تفنگ کالیبر ۴۴ ( عا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot to hell: 🔹 معادل فارسی: داغون کردن / سوراخ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luminol: 1. شیمیایی – کلی: لومینول ترکیبی آل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be no frills: 🔹 معادل فارسی: بی زرق وبرق / ساده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tinderbox: a dangerous and uncontrolled situat ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in layman’s terms: 🔹 معادل فارسی: ساده اش کن / به زبا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the deets: 🔹 معادل فارسی: جزئیات رو بده / بگو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tighten the reins: 🔹 معادل فارسی: سفت گرفتن افسار / س ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wingding: 🔹 معادل فارسی: جشن پرشور و شلوغ ⎯ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip someone: 🔹 معادل فارسی: آشنا کردن با چیزی ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show who’s boss: 🔹 معادل فارسی: نشون بده کی رئیس ـه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bacchanal: بَکَنَل 🔹 معادل فارسی: جشن شراب خو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sharpshooting: 🔹 معادل فارسی: نشانه گیری دقیق / ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me school you: 🔹 معادل فارسی: بذار بهت یاد بدم / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hootenanny: /ˈhuː. tə. n�. ni/ هوتِنَنی 🔹 معاد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a walk in the park: 🔹 معادل فارسی: مثل آب خوردن – کاری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a cakewalk: مثل آب خوردن – خیلی آسون – بی دردسر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not worth a plug nickel: 🔹ارزش یه قرون هم نداره – مفت نمی ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s neither here nor there: 🔹 معادل فارسی: مهم نیست ربطی ندار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all hands in: همه باید کمک کنن / همه دست به کار ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
otherly: 🔹 معادل فارسی: صفت: دیگرگونه، متفا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a drop in the bucket: 🔹 معادل فارسی: قطره ای در برابر در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one’s foot down: قطعی رفتار کردن | سرسختی نشان دادن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay down the line: قانون و مقررات را مشخص کردن | خط کش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right up one’s alley: دقیقاً باب میل بودن / کاملاً مناسب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the docket: در دستور کار قرار داشتن | در لیست م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite the hook: گیر افتادن | قلاب را گرفتن | گول خو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy the story: باور کردن داستان | قبول کردن حرف کس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wylde: وایلد ( نام خانوادگی ) | وحشی | آزا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flap one’s gums: 🔹 معادل فارسی: - زیاد حرف زدن ( م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lecturette: لِک چِرِت 🔹 سخنرانی کوتاه / مینی س ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as of: starting from a particular time شر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enact: To make something become a reality ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
banger: اصطلاح عامیانه چیزی که بسیار خوب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waffle: a type of bread or cake made from b ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lens through which: 🔹 زاویه ی دید / لنزی که ازش نگاه م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snapshot in time: 🔹 تصویر لحظه ای از زمان / برشی از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stamp all over: 🔹 معادل فارسی: له کردن بی رحمانه / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smack in the face: 🔹 معادل فارسی: سیلی تو صورت / ضربه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glaringly evident: گِلِرینگ لی اِویدِنت 🔹به وضوح آشکا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
handywoman: 🔹 معادل فارسی: زن تعمیرکار / زن هم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain as the nose on your face: واضح مثل دماغ وسط صورت روشن تر از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motor court: A motor court is a type of hotel or ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheddar: This term is slang for money, speci ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
load of rubbis: 🔹 معادل فارسی : چرندیات / مزخرفات ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
upu: **UPU** مخفف عبارت **Universal Post ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
icao: **ICAO** مخفف عبارت **International ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give it away with your eyes: 🔹 معادل فارسی: با نگاهت لو دادنش / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
porky pie: 🔹 معادل فارسی : دروغ / لاف / حرف س ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
write all over: 🔹 از سر و روش پیداست / واضحه که چی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
superannuation: **Superannuation** ( که معمولاً به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lecture handout: 🔹 معادل فارسی: جزوه ی سخنرانی / بر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glean from: 🔹 معادل فارسی: به تدریج جمع آوری ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
compare apples to apples: 🔹 معادل فارسی: مقایسه ی منصفانه / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the same ballpark: 🔹 معادل فارسی: تقریباً در یک سطح ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
derive off of: 🔹 معادل فارسی: مشتق شدن از / برآمد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root on: 🔹 معادل فارسی: تشویق کردن / هلهله ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a league of its own: 🔹 معادل فارسی: بی همتا / بی رقیب / ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
base off of: 🔹 معادل فارسی: بر اساس چیزی ساخته ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
paparazzi: Photographers, often freelance, who ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
siphon: ( also syphon ) to take money, esp ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strung out: This term is used to describe someo ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heal emotionally: 🔹 معادل فارسی: بهبود عاطفی | شفای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow through pain: 🔹 معادل فارسی: رشد کردن از دل رنج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause discomfort: 🔹 معادل فارسی: ایجاد ناراحتی | باع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a hard on: 🔹 معادل فارسی: باعث نعوظ شدن | تحر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone horny: 🔹 معادل فارسی: تحریک جنسی کردن کسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harbor ill feelings: 🔹 معادل فارسی: احساسات منفی در دل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone excited: 🔹 معادل فارسی: کسی را هیجان زده کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nurse bitterness: 🔹 معادل فارسی: تلخی را در دل پرورا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause arousal: 🔹 معادل فارسی: برانگیختن تحریک ( ج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boat race: 🔹 معادل فارسی: مسابقه ی قایق رانی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a conniption: 🔹 معادل فارسی: قشقرق راه انداختن | ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deliberate on: 🔹 معادل فارسی: بررسی دقیق کردن | ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bloke: This slang term is commonly used in ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on top of it: This slang phrase is used to descri ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mar: This word refers to the act of caus ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coon’s age: 🔹 معادل فارسی: مدت خیلی طولانی / س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dog’s age: 🔹 معادل فارسی: مدت خیلی طولانی / س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enkindle: 🔹 معادل فارسی: افروختن / شعله ور س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cringetastic: /ˈkrɪndʒˌt�stɪk/ کرینج تَستیک 🔹 مع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dapple: 🔹 معادل فارسی : خال خال / نقش های ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
awkward turtle: 🔹 معادل فارسی : لاک پشتِ خجالت اجت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cognitive reframing: 🔹 معادل فارسی: بازچینی شناختی – با ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeking support: 🔹 معادل فارسی: درخواست حمایت – جست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
practice empathy: 🔹 معادل فارسی: تمرین همدلی – پرورش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embrace imperfection: ( روان شناسی ) : پذیرش آگاهانه ی نق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harmony hideaway: 🔹 معادل فارسی: خلوتگاه آرامش – گوش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
socially awkward penguin: Socially Awkward Penguin یا پنگوئن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blissful escape: 🔹 معادل فارسی: فرار دل انگیز – گری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
courtyard cat: 🎭 معنای استعاری و نمادین گربه: نما ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cozy nook: 🔹 معادل فارسی: گوشه ی دنج – پناهگا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butterfly woman: 🔹 نکته ی فرهنگی: Butterfly Woman ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
join the ranks: 🔹 معادل فارسی : به صف کسی یا گروهی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw in with: 🔹 معادل فارسی : هم پیمان شدن با کس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional exploitation: **سوءاستفاده عاطفی** که گاهی با عنو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mingle in: 🔹 معادل فارسی : در جمع حل شدن، با ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneaky maneuvers: **Sneaky maneuvers** اشاره دارد به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underhanded tactics: **Underhanded tactics** به معنای �ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone off: 🔹 معادل فارسی : گیج کردن کسی / از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swamp someone: 🔹 معادل فارسی : غرق کردن کسی در کا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twist the truth: 🔹 معادل فارسی : تحریف حقیقت / وارو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work a number on: 🔹 معادل فارسی : ضربه ی روانی زدن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play someone like a fiddle: 🔹 معادل فارسی : مثل ساز کوک کردن ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
persuasive strategies: **استراتژی های متقاعدسازی** به روش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a game on someone: 🔹 معادل فارسی : ترفند زدن به کسی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strategic coercion: **Strategic coercion** به معنای است ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subversive tactics: **تاکتیک های اغواگرانه** به روش ها ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucker into: 🔹 معادل فارسی : گول زدن برای انجام ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juice someone up: 🔹 معادل فارسی : انرژی دادن به کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sly tactics: **Sly tactics** در زمینه جنگ روانی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow someone under: 🔹 معادل فارسی : زیر بار بردن کسی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the grind: 🔹 معادل فارسی: شروع به تلاش سخت کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in the grind: 🔹 معادل فارسی: زحمت کشیدن بی وقفه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a shift: 🔹 معادل فارسی: شیفت کاری انجام داد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juxify: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تضادآفرینی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
transubstantiate: /ˌtr�n. səbˈst�n. ʃi. eɪt/ ترَن ساب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you da man: 🔹 معادل فارسی: دمت گرم! / تو فوق ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snafu: Snafu is an acronym for “Situation ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive like a freight train: 🔹 معادل فارسی: مثل قطار باری راندن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppressive weight: 🔹 معادل فارسی: وزن طاقت فرسا / بار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a weight on one’s mind: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر ذهن / فشا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go full steam ahead: 🔹 معادل فارسی: با تمام قوا جلو رفت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey on one’s back: 🔹 معادل فارسی: بلای جان / اعتیاد ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runway phenom: 🔹 معادل فارسی: پدیده ی صحنه ی مد / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burden on one’s conscience: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر وجدان / ع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drag on one’s spirit: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر روح انسان ...
١٠ ماه پیش