نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see eye to eye with someone: 🔸 معادل فارسی: هم نظر بودن / توافق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not feeling it: 🔸 معادل فارسی: حسش نیست / حال نمی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not sold: 🔸 معادل فارسی: قانع نشدم / متقاعد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enwind: 🔸 معادل فارسی: پیچیدن دور چیزی / د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enwreathe: اِن ریث / اِن ریذ 🔸 معادل فارسی: ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s not it: 🔸 معادل فارسی: اون نیست / منظورم ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enshelter: 🔸 معادل فارسی: پناه دادن / در پناه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enfetter: 🔸 معادل فارسی: در بند کردن / با زن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not on board with that: 🔸 معادل فارسی: با اون موافق نیستم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
largely speaking: 🔸 معادل فارسی: در بیشتر موارد / عم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go scorched earth: 🔸 معادل فارسی: سیاست زمین سوخته / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get between: 🔸 معادل فارسی: وسط آمدن / مانع شدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bug up one's ass: 🔸 معادل فارسی: وسواس آزاردهنده / گ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chip on one’s shoulder: 🔸 معادل فارسی: دل خوری مزمن / حس ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
brim over: 🔸 معادل فارسی: لبریز شدن / سرریز ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brim at the edges: 🔸 معادل فارسی: لبریز در حاشیه ها / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run at full tilt: 🔸 معادل فارسی: با تمام سرعت دویدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run on all cylinders: 🔸 معادل فارسی: با تمام توان کار کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sheer: 1 - ( of size or weight ) very la ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel factory: 🔸 معادل فارسی: کارخانه ی احساسات / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack to the brim: 🔸 معادل فارسی: تا خرخره پر کردن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel overload: 🔸 معادل فارسی: احساس فشار شدید / غ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel fest: 🔸 معادل فارسی: جشن احساسات / طوفان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's bag: 🔸 معادل فارسی: در حال اوج گرفتن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's head: 🔸 معادل فارسی: در ذهن خود / درگیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goal crusher: 🔸 معادل فارسی: کسی که با قدرت به ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chill time: 🔸 معادل فارسی: زمان استراحت / وقت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand me down: 🔸 معادل فارسی: لباس یا وسیله ی دس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chonged: 🔸 معادل فارسی: نشئه ی سنگین / داغو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sage advice: 🔸 معادل فارسی: پند خردمندانه / توص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crossbar hotel: 🔸 معادل فارسی: زندان / هتل میله ای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuzzed: 🔸 معادل فارسی: نشئه / گیج / مات و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halls of ivy: 🔸 معادل فارسی: فضای دانشگاهی / محو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rotate in: 🔸 معادل فارسی: وارد چرخه شدن / نوب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hammer and tongs: 🔸 معادل فارسی: با تمام قوا حمله کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a stand in: 🔸 معادل فارسی: جانشین بودن / موقتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave it all on the table: 🔸 معادل فارسی: همه چیز رو وسط گذاش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conceptualization: Conceptualization is the process of ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
radio jockey: 🔸 معادل فارسی: مجری رادیو / گوینده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gala host: 🔸 معادل فارسی: مجری مراسم گالا / م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
afue: مخفف عبارت Annual Fuel Utilization ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zeb: مخفف عبارت Zero Energy Building ZEB ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero energy building: ZEB مخفف Zero Energy Building به مع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گیگاژول: گیگاژول ( GJ ) واحدی برای اندازه گی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هوابندی: هوابندی ( Air Sealing ) به مجموعه ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
joule: ژول ( Joule ) واحد اندازه گیری انرژ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air sealing: هوابندی ( Air Sealing ) به مجموعه ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sun breaker: یک عنصر معماری است که شامل لوورهای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زیست توده: زیست توده یا بیوماس ( Biomass ) منب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مواد اوگانی: مواد آلی یا آوگانی ( Organic materi ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انرژی هیدرولیکی: انرژی هیدرولیکی یا انرژی برق آبی، ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سپوکو: سپّوکو ( Seppuku ) یا هاراکیری ( Ha ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انرژی بادی: انرژی بادی به انرژی حاصل از حرکت با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انرژی زمین گرمایی: انرژی زمین گرمایی به گرمای طبیعی ذخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیوماس: بیوماس ( Biomass ) یا زیست توده به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
r value: اِیچ وَک 🔸 ریشه شناسی: حرف "R" مخف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انرژی سبز: انرژی سبز به انرژی تولید شده از منا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heat pump: Heat pump یا پمپ حرارتی دستگاهی است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
navel gaze: 🔸 معادل فارسی: خودنگری افراطی / در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
groundbreak: 🔸 معادل فارسی: آغاز کردن ساخت وساز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
menacer: 🔸 معادل فارسی: تهدیدکننده / خطرآفر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hen party: ( US bachelorette party ) a party ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough love gathering: 🔸 تعریف ها: 1. ( خانوادگی – حمای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something in black and white: 🔸 معادل فارسی: نوشتن رسمی / ثبت کت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reality check meeting: 🔸 معادل فارسی: جلسه ی روبه رو شدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to jesus intervention: 🔸 معادل فارسی: مداخله ی جدی و هشدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: شرکت با حقه بازی ۲۰ میلیون دلار از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: او را فریب دادند و تمام پس انداز زن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: کلاهش با روبان زردی تزیین شده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: از آنجایی که شما با قاچاق کالای قاچ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
release: صاحبخانه اجازه نمی دهد که مستأجر زو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faux: صحبت کردن درباره ی کار و تجارت سر ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock off: اگرچه تولیدکنندگان گوشی های جعلی مع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foregone conclusion: مطمئن بودم که بالاخره در همان کسب و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call girl: دختر به نام هی می به این دختر خیابا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the cards: موفقیت برای من رقم نخورده است/ به ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
standing extension: 🔸 معادل فارسی: تمرین کشش ایستاده / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat – cow: 🔸 معادل فارسی: تمرین کششی گربه–گاو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip bridge: 🔸 معادل فارسی: تمرین پل لگنی / حرک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hollow body hold: 🔸 معادل فارسی: تمرین نگه داشتن بدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggle city: 🔸 معادل فارسی: شهر سختی / وضعیت پر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rough terrain: 🔸 معادل فارسی: زمین ناهموار / مسیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nordic curl: 🔸 معادل فارسی: تمرین نوردیک کرل / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side plank: 🔸 معادل فارسی: پلانک از پهلو / تمر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hardship hill: 🔸 معادل فارسی: تپه ی سختی / رویداد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off the chain: 🔸 معادل فارسی: شدیداً هیجان زده شد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off the rocker: 🔸 معادل فارسی: دیوانه شدن / عقلشو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outta pocket: 🔸 معادل فارسی: بی ادبانه / غیرقابل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's marbles: 🔸 معادل فارسی: عقلشو از دست دادن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go loco: 🔸 معادل فارسی: دیوانه شدن / از کنت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for a wake: 🔸 معادل فارسی: برای مراسم وداع / ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go ham: 🔸 معادل فارسی: با تمام توان تلاش ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
round trip: مثال؛ I booked a round - trip ticke ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بوردلاین: بوردلاین ( Borderline ) در فارسی به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a big fuss: 🔸 معادل فارسی: شلوغش کردن / جنجال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucktastic: ساک تَستیک 🔸 معادل فارسی: افتضاحِ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not up to snuff: 🔸 معادل فارسی: در حد انتظار نبود / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a chip off the old block: 🔸 معادل فارسی: عین پدرشه / از همون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suckfest: 🔸 معادل فارسی: افتضاح کامل / فاجعه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart mouthed: 🔸 معادل فارسی: پرحرفِ پررو / زبان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the limit: 🔸 معادل فارسی: فراتر از حد مجاز / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pocket pinch: 🔸 معادل فارسی: فشار مالی / خرج سنگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
droop one's chub: 🔸 معادل فارسی: از بین بردن هیجان ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a dent in something: 🔸 معادل فارسی: ضربه زدن به چیزی / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat’s whiskers: 🔸 معادل فارسی: عالی / بی نظیر / در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that hits different: 🔸 معادل فارسی: یه جور خاصی اثر گذا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netter: 🔸 معادل فارسی: کاربر اینترنت / اهل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netverse: 🔸 معادل فارسی: جهان اینترنتی / دنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a bad rap: 🔸 معادل فارسی: بدنام کردن / بی انص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before the cows come home: 🔸 معادل فارسی: تا قیامت / خیلی دیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a piece of the pie: 🔸 معادل فارسی: سهم دادن / بخشی از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the play: 🔸 معادل فارسی: تصمیم گیری برای حرک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t fret: 🔸 معادل فارسی: نگران نباش / خودتو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t give up the ship: 🔸 معادل فارسی: تسلیم نشو / کشتی رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bloody hell: used to express anger, annoyance, o ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seated cable row: 🔸 معادل فارسی: تمرین قایقی با دستگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine shoulder press: 🔸 معادل فارسی: پرس شانه با دستگاه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine chest press: 🔸 معادل فارسی: پرس سینه با دستگاه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cable tricep pushdown: 🔸 معادل فارسی: پرس پشت بازو با سیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell bicep curl: 🔸 معادل فارسی: جلو بازو با دمبل / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plate loaded leg press: 🔸 معادل فارسی: پرس پا با وزنه صفحه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine leg extension: 🔸 معادل فارسی: اکستنشن پا با دستگا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lat pulldown: 🔸 معادل فارسی: تمرین کشش از بالا ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thunderbolt: A thunderbolt refers to a sudden an ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
insider tip: 🔸 معادل فارسی: نکته ی محرمانه / تو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn the rubber: 🔸 معادل فارسی: گاز دادن شدید / با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw one's weight behind: 🔸 معادل فارسی: از چیزی یا کسی حمای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no siree: نو سَیری 🔸 معادل فارسی: اصلاً نه! ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone feel dumb: 🔸 معادل فارسی: باعث بشی کسی احساس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a buck: 🔸 معادل فارسی: پول درآوردن / یه قر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
witty retort: 🔸 معادل فارسی: پاسخ زیرکانه ی بامز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oldies but goodies: 🔸 معادل فارسی: قدیمی های دوست داشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لینکدین: لینکدین بزرگ ترین شبکه اجتماعی حرفه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retro: This term refers to something that ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market disruptor: 🔸 معادل فارسی: برهم زننده ی بازار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop up market: 🔸 معادل فارسی: بازار موقت / بازار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market court: 🔸 معادل فارسی: میدان بازار / حیاط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market saturation: 🔸 معادل فارسی: اشباع بازار / رسیدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jersey: /ˈdʒɜː. zi/ 1 - a shirt that is wo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thrasher: 🔸 معادل فارسی: ۱. خُردکننده / کوبن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all saturating: 🔸 معادل فارسی: فرااشباع کننده / هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cimmerian: 🔸 معادل فارسی: تاریک / ظلمانی / مت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be eclipsed: 🔸 معادل فارسی: تحت الشعاع قرار گرف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
murkiness: 🔸 معادل فارسی: تاریکی / تیرگی / کد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put money in: 🔸 معادل فارسی: سرمایه گذاری کردن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop some cash: 🔸 معادل فارسی: پول خرج کردن / یه ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two’s a crowd: 🔸 معادل فارسی: دو نفر هم زیادن / ح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
main tenet: 🔸 معادل فارسی: اصل بنیادین / باور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signature achievement: 🔸 معادل فارسی: دستاورد شاخص / موفق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sink money into: 🔸 معادل فارسی: پول ریختن توی چیزی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safety blanket: 🔸 معادل فارسی: پتو ی امنیت / پناه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
business buff: 🔸 معادل فارسی: کارشناس مشتاق کسب و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone a curveball: 🔸 معادل فارسی: غافلگیر کردن / یه ح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cornerstone event: 🔸 معادل فارسی: رویداد بنیادی / واق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consoler: 🔸 معادل فارسی: تسلی دهنده / آرام ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plow money into: 🔸 معادل فارسی: پول تزریق کردن / سر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crux: 🔹 نکته ی کلیدی / اصل موضوع / لب مط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tastegasm: تِیست گَزِم 🔸 معادل فارسی: انفجار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boss moves only: 🔸 معادل فارسی: فقط حرکت های رئیس و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kernel theory: 🔸 تعریف ها: 1. ( ریاضی – جبر و خ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pump for information: 🔸 معادل فارسی: اطلاعات گرفتن با اص ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
landscape horticulture: 🔸 معادل فارسی: باغبانی منظر / طراح ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
box squat: 🔸 معادل فارسی: اسکوات با نیمکت / ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pomology: 🔸 معادل فارسی: میوه شناسی / علم پر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turf management: 🔸 معادل فارسی: مدیریت چمن / نگهدار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
olericulture: 🔸 معادل فارسی: سبزی کاری علمی / عل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
floriculture: 🔸 معادل فارسی: گل کاری علمی / علم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toot one's own horn: "Toot one's own horn" is an idiom t ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emom: 🔸 تعریف ها: 1. ( تمرینی – تناوبی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wod: 🔸 تعریف ها: 1. ( کراس فیت – تمری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
core crusher: ( ورزشی – اسم ) : اصطلاحی برای تمری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
booty burn: ( ورزشی – اسم ) : اصطلاحی برای تمری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell reverse grip bent over row: 🔸 معادل فارسی: تمرین زیربازو خم با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell bent over row: 🔸 معادل فارسی: تمرین زیربازو با دم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tabata: 🔸 معادل فارسی: تمرین تناوبی با شدت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell curl: 🔸 معادل فارسی: تمرین جلو بازو با د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bosu ball: 🔸 معادل فارسی: توپ تعادلی BOSU / ن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heat up: It can mean to become more intense ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
واژه ی مرکب به واژهای گفته می شود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel the burn: 🔸 اصطلاح "feel the burn" به حس سوز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank the heavens: 🔸 معنا: عبارت "Thank the heavens" ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weight off one's shoulders: 🔸 اصطلاحی عامیانه که به معنی احساس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop dimes: 🔸 معادل فارسی: لو دادن / خبر دادن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
testifier: 🔸 معادل فارسی: شاهد / کسی که شهادت ...
٩ ماه پیش