نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean someone out: 🔸 معادل فارسی: پول کسی رو بالا کش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
diaby: دای بی / دی بی 🔸 معادل فارسی: نوز ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the drop on someone: 🔸 معادل فارسی: غافلگیر کردن کسی / ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean title: 🔸 معادل فارسی: سند پاک / مالکیت ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for lease: 🔸 معادل فارسی: برای اجاره / قابل ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
t1d: 🔸 معادل فارسی: دیابت نوع ۱ در زب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not a drop: 🔸 معادل فارسی: حتی یه قطره / هیچ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shade room: 🔸 معادل فارسی: اتاق شایعه / فضای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone legit: 🔸 معادل فارسی: آدمو سر راه نگه دا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz and bounce: 🔸 معادل فارسی: هیجان و رفتن / سرخ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrutinize: to examine something very carefully ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commish: 🔸 معادل فارسی: کمیسر / رئیس / مسئ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aite: /aɪt/ آیت _______________________ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s all on the up and up: 🔸 معادل فارسی: همه چیز درست و قان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
durability: اما پایداری اش و اراده اش برای بقا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certainly: باران به موقع قطعاً باعث رشد یا به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devour: عمه من در هر هفته با ولع و اشتیاق ز ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rancid: Rancid describes a strong, unpleasa ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party with the bottle: 🔸 معادل فارسی: با مشروب جشن گرفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get lit: 🔸 معادل فارسی: مست شدن / پارتی کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop off cash: 🔸 معادل فارسی: پول نقد رساندن / پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
booze up: 🔸 معادل فارسی: مشروب خوری کردن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sloshed: 🔸 معادل فارسی: مست و پاتیل شدن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cool grand: 🔸 معادل فارسی: هزار دلار / یه هزا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up the road: 🔸 معادل فارسی: راه رو گرفتن / کل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a few: 🔸 معادل فارسی: چندتا نوشیدنی خورد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
niccy: نیکسی ____________________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get smart with someone: 🔸 معادل فارسی: زبان درازی کردن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cancerette: کنسرِت ___________________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one hunnit: وان هانِت 🔸 معادل فارسی: صددرصد / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no sugarcoating it: 🔸 معادل فارسی: بی پرده گفتن / رک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
junk in the trunk: 🔸 معادل فارسی: باسن بزرگ / پشت بر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get around: 1 - سفر کردن یا جابه جا شدن، معمولا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: In the context of investment, “stak ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blunting: 🔸 معادل فارسی: کندشدگی / کاهش شدت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نورپاتی دیابتی: نوروپاتی دیابتی یک عارضه شایع و جدی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break sobriety: 🔸 معادل فارسی: شکستن پاکی / نقض د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sedative effect: 🔸 معادل فارسی: اثر آرام بخش / تأث ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in reverse: 🔸 معادل فارسی: دنده عقب گذاشتن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw anger from: 🔸 معادل فارسی: باعث خشم کسی شدن / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in a cast: 🔸 معادل فارسی: گچ گرفتن / در گچ ق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pharmacological effect: 🔸 معادل فارسی: اثر دارویی / اثر ف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
naloxone: 🔸 معادل فارسی: نالوکسان ( نام دار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
done for: 1 - to be about to die or suffer v ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٢,٥٠٠ بازدید

-
بپرس
-
تفاوت دو واژه incident و accident چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outorganize: 🔸 معادل فارسی: بهتر سازمان دهی کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add to the pot: ### 🔸 معادل فارسی: پول گذاشتن وسط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decade plus: ### 🔸 معادل فارسی: بیش از یک دهه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a fur ever home: ### 🔸 معادل فارسی: خانه ی دائمی ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cyberspot: **🔸 تعریف کلی:** اصطلاح **CyberSp ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
storm the barricade: 🔸 معادل فارسی: حمله به سنگر / یور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice up: ### 🔸 معادل فارسی: یخ زدن / یخ گر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads on a swivel: 🔸 معادل فارسی: سرها رو بچرخونید / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the show on the road: 🔸 معادل فارسی: کار رو پیش ببر / ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urland: یو - آر - لَند ( با تاکید روی هجای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toothless tiger: ### 🔸 تعریف ها: 1. ** ( سیاسی – ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ditch out on: 🔸 معادل فارسی: زیر قول زدن / جا ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn down the heat: 🔸 معادل فارسی: آرام کردن اوضاع / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get whipped up: 🔸 معادل فارسی: هیجان زده شدن / به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
torch up: 🔸 معادل فارسی: آتش زدن / شعله ور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keytruda qlex: کی ترو دا کِلِکس - - - ### 🔸 م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out: ** این عبارت اغلب برای توصیف اختلاف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: او حتی به خود زحمت نداد که حضور او ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: نوزادان در برابر اشکال عظیمی که تنه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidated: **دِلَپیدِیتید** _________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidate: دی - لَ - پِ - دِیت 🔸 **معادل فارس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet sorrow: 🔸 **معادل فارسی**: اندوه شیرین / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underacknowledge: 🔸 معادل فارسی: کم توجهی کردن / به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cracked up: 🔸 **معادل فارسی**: - ادعاشده / پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
condition dogs: 🔸 معادل فارسی: شرطی کردن سگ ها / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite off more than someone can chew: 🔸 معادل فارسی: بیش از توان خود مس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take on too much: 🔸 معادل فارسی: بیش از حد مسئولیت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in over one’s head: 🔸 معادل فارسی: درگیر چیزی فراتر ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain: This word is used to describe a sit ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مگس پران چشم: مَگَس پَران چشم ( Eye Floaters ) به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pageantry and pomp: 🔸 معادل فارسی: شکوه و جلال تشریفا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve the suspect: 🔸 معادل فارسی: ابلاغ حکم به مظنون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arrest affidavit: اَرِست اَفیدِیوِت ________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold staff: 🔸 معادل فارسی: گروگان گرفتن کارکن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid gain: ح 🔸 معادل فارسی: افزایش قابل توجه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve a warrant: 🔸 معادل فارسی: ابلاغ حکم قضایی / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
k shaped economy: اقتصاد یا بهبود اقتصادی به شکل K - ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lurk in: 🔸 معادل فارسی: پنهان بودن در / کم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decile: 🔸 معادل فارسی: دهک / یک دهم جمعیت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سندروم پای بی قرار: سندروم پای بی قرار ( Restless Legs ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arson attack: 🔸 معادل فارسی: حمله ی آتش افروزی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chug along: 🔸 معادل فارسی: به آرامی ادامه داد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سندروم گیلن باره: سندروم گیلن باره ( Guillain - Barr� ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public admonishment: 🔸 معادل فارسی: **توبیخ عمومی** / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ugly speech: 🔸 معادل فارسی: گفتار زشت / سخن زن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gross speech: 🔸 معادل فارسی: گفتار زننده / حرف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
authoritarianism: آثاریتیِریِنیزِم - - - 🔸 **معا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
democracy forward: 🔸 معادل فارسی: بنیاد پیشبرد دموک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resume parsing: 🔸 معادل فارسی: استخراج اطلاعات رز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rough patch: This phrase is used to describe a d ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cancel someone: Cancel someone / Cancel anyone 🔸 م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hiring data: 🔸 معادل فارسی: داده های استخدامی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
civil debate: 🔸 معادل فارسی: مناظره ی محترمانه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
power of the purse: 🔸 معادل فارسی: اختیار مالی / قدرت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no heckling: 🔸 معادل فارسی: مزاحمت ممنوع / وسط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cascade of activity: 🔸 معادل فارسی: رگبار فعالیت ها / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
engage one's core: 🔸 معادل فارسی: درگیر کردن عضلات م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slew of offenses: 🔸 معادل فارسی: مجموعه ای از تخلفا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add on to: 🔸 معادل فارسی: اضافه کردن به / تو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread one's legs for someone: 🔸 معادل فارسی: تسلیم شدن از نظر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jab in: 🔸 معادل فارسی: فرو کردن ضربه ای / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bastarden: 🔸 معادل فارسی: حرام زاده ها / فرز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flapjaw: 1. **شخصی که زیاد حرف می زند یا بی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
road savant: 🔸 معادل فارسی: نابغه ی جاده / است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hotshot driver: 🔸 معادل فارسی: راننده ی حرفه ای / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear a commotion: 🔸 معادل فارسی: شنیدن سروصدا / شنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auto ace: 🔸 معادل فارسی: استاد رانندگی / نا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tier triumph: تیر ترایِمف 🔸 ترجمه پیشنهادی: پی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smirr: ** ( اسم – غیررسمی، منطقه ای / اسکا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil rotten: 🔸 معادل فارسی: بیش از حد لوس کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
velvet touch: 🔸 معادل فارسی: لمس مخملی / نوازش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kamala is brat: جمله "Kamala IS brat" یک اصطلاح عام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be exclusive: 🔸 معادل فارسی: منحصر به فرد بودن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suck wind: 🔸 معادل فارسی: نفس نفس زدن / کم آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
epic goal oriented: 🔸 معادل فارسی: هدف مند حماسی / شخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emerging adulhood: 🔸 معادل فارسی: بزرگسالی در حال ظه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
archopponent: آرچ اُپونِنت _____________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
archhater: 🔸 معادل فارسی: دشمن قسم خورده / ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passion project: 🔸 معادل فارسی: پروژه ی عاشقانه / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stock jockey: 🔸 معادل فارسی: معامله گر پرهیجان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market maven: 🔸 معادل فارسی: کارشناس خبره ی باز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extra credit: 🔸 معادل فارسی: امتیاز اضافی / نمر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poured gold: 🔸 معادل فارسی: بتن طلایی / سطح صی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pavement pizza: 🔸 معادل فارسی: استفراغ خیابونی / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gray gold: 🔸 معادل فارسی: طلای خاکستری / بتن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak one’s mind: 🔸 معادل فارسی: رک و راست حرف زدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shove in: 🔸 معادل فارسی: چپاندن / با زور وا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dump in: 🔸 معادل فارسی: ریختن / چپاندن / پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرکز گذری کاهش اسیب: مرکز گذری کاهش آسیب، که به آن دی آی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop in center: در حوزه مواد مخدر، "Drop - in Cente ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a natter: 🔸 معادل فارسی: گپ زدن / حرف زدن خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cram in: 🔸 معادل فارسی: چپاندن / با عجله ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the way: 🔸 معادل فارسی: در مسیر / در راه / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rv: abbreviation for recreational vehic ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
curls for the girls: 🔸 معادل فارسی: تمرین برای جلب توج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nine to fiver: 🔸 معادل فارسی: کارمند اداری / کار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
company minion: 🔸 معادل فارسی: نوکر شرکت / آدم دس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cubicle dweller: 🔸 معادل فارسی: ساکن اتاقک اداری / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay on top of things: 🔸 معادل فارسی: اوضاع رو تحت کنترل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adapty: 🔸 معادل فارسی: سازگار / منعطف / ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your foot on the gas: 🔸 معادل فارسی: دست از تلاش برنداش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confrere: کان فرِر _________________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confidante: کانفیدانت ________________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prp: پلاکت غنی شده پلاسمایی ( Platelet - ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
patriciate: 🔸 معادل فارسی: طبقه ی اشراف / خان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hidalgo: ای دال گو ________________________ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upgrade: to improve the quality or usefulnes ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit your yapping: 🔸 معادل فارسی: خفه شو / بس کن غر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no lie: 🔸 معادل فارسی: راستشو می گم / جدی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clever clog: 🔸 معادل فارسی: باهوش نما / زرنگ ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شادن فروید: واژه "schadenfreude" یک کلمه آلمانی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero day exploit: 🔸 معادل فارسی: سوءاستفاده ی روز ص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuzz: police, cop ( Slang ) اصطلاح عامیا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money in the bank: 🔸 معادل فارسی: پول توی حساب / تضم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tense as a long tailed cat in a room full of rocking chairs: 🔸 تعریف ها: 1. ** ( تصویری – طنزآ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the edge of one’s seat: 🔸 معادل فارسی: در اوج هیجان / مشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the hot seat: 🔸 معادل فارسی: در موقعیت سخت / تح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a flap: 🔸 معادل فارسی: آشفته / دستپاچه / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet deal: 🔸 معادل فارسی: معامله ی عالی / پی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salt mill: 🔸 معادل فارسی: زندان / محل حبس / م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the skinny: 🔸 معادل فارسی: کسب اطلاعات دقیق / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something off my chest: 🔸 معادل فارسی: سبک شدن دل / درد دل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in the red: 🔸 معادل فارسی: زندگی با بدهی / در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in indigence: 🔸 معادل فارسی: در فقر زندگی کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silent epidemic: عبارت "silent epidemic" به معنی اپی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood sugar management: مدیریت قند خون به مجموعه روش ها و ع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without a pot to piss in: 🔸 معادل فارسی: بی چیزِ مطلق / بی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down on one’s luck: 🔸 معادل فارسی: بدشانس / گرفتار / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no smoke and mirrors: 🔸 معادل فارسی: بدون فریب / بی پرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without a dime: 🔸 معادل فارسی: بی پولِ کامل / حتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no fairy tales: 🔸 معادل فارسی: بدون افسانه / بی خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remiss: ✍️کلمه "remiss" به معنای "بی مبالات ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
سلام! پیامتون خیلی محترمانه و خوبه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggregate: to gather or collect items or infor ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see eye to eye with someone: 🔸 معادل فارسی: هم نظر بودن / توافق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not feeling it: 🔸 معادل فارسی: حسش نیست / حال نمی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not sold: 🔸 معادل فارسی: قانع نشدم / متقاعد ...
٨ ماه پیش