پیشنهاد
٠

Live high on/off the hog

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Live high on the hog لاکچری زندگی کردن زندگی بر وفق مراد بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Tie a tie : گره کردن کراوات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

dislike or some other negative emotion, or that is intended to be amusing. "Anna pulled a funny face at the girl" 1 - شکلک در آوردن برای خنده و شوخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

produce a facial expression that shows dislike or some other negative emotion, or that is intended to be amusing. "Anna pulled a funny face at the g ...

پیشنهاد
١

I got it through my head that my parent's strict rules were for my own benefit من فهمیدم مقررات سخت والدینم بخاطر سود خودم بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

inconvenience oneself to do something, bother or trouble to do something خود را به زحمت انداختن برای انجام کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Come in handy : بدرد بخور - مفید - چیزی که یه روز به کار آدم میاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to always do something or to take particular care to do something: همیشه کاری را انجام دادن یا مواظب بودن که اون کار را انجام بدهی She makes a point ...

پیشنهاد
١

to always do something or to take particular care to do something: همیشه کاری را انجام دادن یا مواظب بودن که اون کار را انجام بدهی She makes a point ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برای بیادسپاری با عبارت : To put it bluntly: به صراحت میگم ، بی رو در بایستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

As is often true : اغلب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Child prodigy : child genius, very intelligent child a child prodigy is a child with a very great talent, such as the ability to play a musical inst ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دمبل میله کوتاهی دارد و یک دستی است و با میله وزنه برداری که با دو دست نگهداشته می شود ، فرق دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای بیادسپاری : Dormitory : خوابگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Reach for the moon . Even if you miss you'll land among stars. همت بلند دار . اگر حتی موفق نشوی بین ستاره ها فرود میایی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Informal Disgusting : چندش آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Spell : nail clipper

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Enthusiastic about something علاقمند به چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Spell :emotional

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Floppy disk دیسک نرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/Develop a dislike for something SOMEONE از چیزی یا کسی بدت آمدن مثال : قبلا یه غذایی دوست داشتی حالا بدت میاد قبلا از کسی خوشت میومده حالا بدت م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Commonly used for exaggerating

پیشنهاد
٠

سلیقه حساب کتاب نداره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

You're driving a limo now. That's awesome. I've moved up in the world. تو لیموزین می رانی . عالیه. من ترقی کرده ام .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

an onion - flavored corn snack میان وعده ذرت با طعم پیاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Knock - up test : تست بارداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Portobello شهرکی در ایتالیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I wacked you with that mallet من با اون چوگان محکم به تو ضربه زدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

the curly endive. "a salad of fris�e, bacon, and rabbit confit" آندیو فرفری که در سالاد استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

other people in general. "this has restored my faith in my fellow man"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a yellowish or brownish bitter - tasting organic substance present in some galls, barks, and other plant tissues, consisting of derivatives of gallic ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Break up line : جملاتی برای بهم زدن رابطه عاطفی Pick up lines : جملاتی برای شروع رابطه عاطفی - مخ زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Fort : قلعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسب رابطه ای it's telling someone that others would be lucky to have them around. It's usually used between friends or acquantances to describe th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در سیاست برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری زیاد استفاده میشه . چون مردم عملکرد رئیس جمهور را در دور اول قبلا دیده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Altruistic

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

متعهد از نظر قانونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Committed

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Benevolent autocracyخودکامگی خیرخواهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مثال : اسباب بازی پرت می کنید و سگتون میاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

clothes line

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان دقت به تلفظ /ˌpoʊˈpʊəriː/

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرصت انجام کاری را پیدا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

A joke for you What bird is a little bigger than a swallow ? A gulp یه پرنده بزرگتر از پرستو ( ایهام : قورت دادن ) بلعیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثال : کیش کردن حشرات از روی پوست با تلنگر انگشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرض کنید در قفله یا درِ ماشین در اثر سرمای شدید یخ زده و به زور میخواهید آن را باز کنید yank on Tug on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شانه بالا انداختن - مثلا موقع گفتن این جمله : I don't know

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به زحمت کشیدن - فرض کنید در قفله یا در ماشین یخ زده و به زور می کشید و باز نمیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

negative beliefs or expectations about a treatment or experience may elicit symptoms of feeling sick, even when the intervention is a sham.